امروزه صفات و برچسب هایی چون رادیکال ، میانه رو، محافظه کار و افراطی به شکل گسترده ای در فضای سیاسی ایران رایج است . این برچسب ها مزیت و فایده مندی زیادی در تحلیل های سیاسی ،جریان شناسی نیروهای اجتماعی و دسته بندی نیروهای یک طیف دارد و می تواند در بحث های نظری ، فعالیت های رسانه ای و کار های سیاسی کارگشا باشد. اما زمانی که این برچسب ها و مشخصه های رفتاری تبدیل به ارزش های بالذات و ومعیار های سنجش درستی و یا نادرستی امور می شوند ، مشکل بوجود می آید وحتی اسباب گمراهی می گردند.
شرایط امروز سیاسی ایران و استفاده پاره ای از گروه ها و افراد از این واژه ها برای اثبات حقانیت شان ، آشفتگی را پدید آورده است که همچون حجاب و غباری بر چهره حقیقت نشسته است و بر عکس کارویژه ذاتی آنها ، شناخت عمل درست را با دشواری های بسیاری مواجه می کند.
در آسیب شناسی فضای سیاسی کنونی ایران روشنگری پیرامون وجوه درست استفاده از این برچسب ها و احتراز از بهره گیری مخرب اهمیت بالایی دارد.
کارکرد این واژه های توصیفی ، کمک کردن برای شناخت ، تمیز و دسته بندی نگرش های گوناگون سیاسی ، فرهنگی و اجتماعی است. تا بتوان در مطالب تحلیلی ،پژوهش ها و منازعات سیاسی از آنها بهره جست و همچنین بر گستره شناخت و آگاهی افکار عمومی افزود.
اما استفاده درست ازاین مفاهیم تابع الزاماتی است. نخست باید توجه کرد که این مفاهیم نسبی هستند و بار معنایی مطلق ندارند. نمی توان کسی و یا جریانی را همیشه و تحت هر شرایطی محافظه کار اطلاق کرد و یا رادیکال توصیف نمود. این تعریف ها بر اساس مقایسه با مختصات فکری و سیاسی خاصی صورت می گیرد. فردی می تواند نسبت به یک دستگاه مختصات محافظه کار باشد و یا بر عکس در مقایسه با دستگاه دیگری رادیکال به نظر آید! مهم این است که بر اساس چه ملاک ها و معیار هایی تند رو و محافظه کار را تعریف می کنیم. به عبارت دیگر این برچسب ها عینی نیستند و تابع ذهنیت فرد و یا افراد خطاب کننده هستند. سوژه هایی هستند که نوع نگرش ، سلیقه فکری، پیش فرض ها و روحیه فاعل شناسایی ،آنها را خلق می کند. بنابراین نمی توان آنان را صرفا ملاک درستی و قضاوت قرار داد.
قداست بخشیدن به میانه روی و یا رادیکالیسم بیراهه ای است که نهایتا به فتیشیسم راه می برد. بنا به تعریف تایلور، فتیشیسم روش ابتدایی بت پرستی در جوامع و اقوام غیر متمدن است که به حلول نیروی ماورایی در برخی موجودات مادی چون سنگ و مواد معدنی باور داشتند. به باور آنها مانا یا نیروی نامشخصی که در همه جا پراکنده است می تواند در درون جسمی رود و برای طلسم و تعویذ بکار آید.
اما هیچ نیروی خارق العاده و مشروعیت سازی در نفس این سازه های کلامی وجود ندارد بلکه برای سنجش مطلوبیت و کارامدی آنها باید معیار ها و ملاک های در نظر گرفته شده را سنجید.
بت وارگی و شی گشتگی آفت های بسیار مخربی برای کوشش های سیاسی و اجتماعی هستند که به جای آنکه برساخته های بشری در خدمت انسان قرار بگیرند، خود به چهارچوبی محدود کننده برای حوزه عمل تبدیل می شوند. اینجا نقطه ای است که انسان اسیر برساخته خویش می گردد.عمده انحراف آدمی ازهمین شی گشتگی ریشه می گیرد که باعث مسخ می شود. به عوض آنکه مفاهیم و ساخته ها درخدمت انسان باشند ، آدمی است که به اسارت آنها در می آید. مانند قدرت ، کار، پول ، مذهب و … که در اصل ارزشمندی آنها وابسته به تاثیری است که در رشد و سعادت بشر و جوامع ایجاد می کنند و به خودی خود نمی توانند مقصد و یا هدف نهایی باشند.
این برساخته ها مانند دیگر مفاهیم اجتماعی ،فرهنگی و اقتصادی در سطحی پایین تر هستند که ماهیت ابزار گونه دارند و چون وسیله ای برای دستیابی به شناخت بهتر و سهولت در تصمیم گیری بکار می آیند.
آنها را باید به منزله نقشه و علامت راه دانست نه خود راه. فردی که به جای خود راه ، علامت های آن را در نظر بگیرد ، هیچگاه به مقصد نخواهد رسید و سرگردان در میانه راه متوقف خواهد شد.
با این مقدمه به سراغ نقد پاره ای از برخورد های سیاسی در شرایط کنونی کشور می روم. عده ای چنان به میانه روی و اصلاح طلبی در معنای رویکرد رفورمیستی فضیلت می بخشند که انگار معبدی است مقدس که هر درد نا علاجی را درمان می کند. این شیوه غیر علمی و اغراق گرا درست قرینه موضعی است که در آستانه انقلاب کثیری از نیروهای سیاسی با تقدیس رادیکالیسم و انقلابی گری انجام می دادند! و هر که معتقد به چنین روش برخورد و راهبرد سیاسی نبود را از دایره انسانیت بیرون می دانستند!
در حالی که هر دوی این برخورد ها به مثابه یک چهارچوب رفتاری صرفا ابزار هایی بیش نیستند و حقانیت آنها تابع مختصات فکری – سیاسی پشتوانه شان و میزان تطبیق با شرایط عینی جامعه است.
در حال حاضر از دید عده ای احمدی نژاد ، شاخص افراطی گری است و بر سینه هر کس و جریانی که با وی مخالف است ، مدال میانه رو و یا عملگرا نصب می کنند و ناخواسته چهره ای از آنها می سازند که تصویری مثبت از آنان به عنوان نیرو های میانه رو در ذهن بخشی ا زجامعه و نیروهای خارجی نقش می بندد.
از دید آنها فریق نمی کند که مخالف آیت الله صافی گلپایگانی باشد که هنوز در قرن بیست یکم با وزارت زنان مخالف است و یا علی مطهری باشد که از چند زنی و دیگر احکام شرعی نامناسب با زمانه ( که اجرای انها باعث وهن اسلام است) چون اجرای حدود دفاع می کند. اگر مبنای میانه روی را عقلانیت و اعتدال بر شماریم بدیهی است که این افراد در زمره نیروهای افراطی قرار می گیرند.
اگر هم بخواهیم نوع برخورد با جنبش سبز را هم مبنا قرار دهیم. باز این نیرو ها و دیگر جریانات همسو مانند علی لاریجانی ، ناطق نوری، حزب موتلفه و جامعه روحانیت را نمی توان میانه رو نامید و حداکثر می توان آنها را دارای گرایش افراطی کمتر در طیف اصول گرایان محسوب کرد. چون در پیشنهادات آنها نیز رهبران سمبولیک جنبش سبز محکوم به عبور از مرز های قانون و فتنه گری هستند و فقط تنها امتیازی که به آنها می دهند رهایی از مجازات بشرط اعلام توبه است! بدیهی است که مشی معدل به معنای پذیرش حد وسط است که معنای سیاسی آن پیدا کردن راه سومی هست تا هیچیک از طرفین نزاع برنده نشوند نه اینکه نسخه تعدیل شده یک طرف ماجرا را تجویز کرد!
اما قائلان به این برخورد مکانیکی و ایستا چون آنان مخالف احمدی نژاد هستند و او نیز از نظر آنان معیار تندروی است لذا پس مخالفانش در جریان اصول گرا سزاوار دریافت عنوان میانه رو و معتدل هستند! و در اصل قاعده دشمن دشمن دوست است را بکار می برند!
این برخورد نهیتا تمامی مرزهای شناخت در عرصه سیاسی کشور را مخدوش می کند و به جای آنکه موضعگیری ها و آرایش نیروهای سیاسی حول نگرش ها و دیدگاه های واقعی آنان باشد، انگاره های کاذبی برای ترسیم میدان منازعات سیاسی خلق می شود که با دادن آدرس غلط زمینه گمراهی افکار عمومی را فراهم می کند.
شاید این برخورد با کوچک جلوه دادن حریف درکوتاه مدت فوائدی داشته باشد ، اما در دراز مدت باعث اخلال در ساز و کار تشخیص جامعه و سرگشتگی آن می گردد.
ممکن است عده ای در مقام دفاع بگویند این شیوه باعث گسترش شکاف و درگیری در درون هسته اصلی قدرت می شود. در پاسخ باید گفت که اولا می توان از شیوه های بی خطر دیگری برای افرایش واگرایی در حکومت استفاده کرد که چنین معایبی را نداشته باشد. ثانیا تبعات منفی این رویکرد ، استحاله جریان اصلی میانه رو را در بر دارد که عملا کسانی بدان اضافه می گردند که در واقع افراطی هستند و بدینرتیب عمق استراتژیک نیرو های افراطی افزایش می یابد و فرصتی برای انان خلق می شود تا برای چند صباحی مردم را فریب بدهند.
ثالثا حکومت نیز متوجه این روش می شود و می تواند پاتک آن را بگونه ای بزند تا عامدانه به بخشی از نیرو های خود مجوز بدهد تا به دعوا ها و درگیری های صوری بپردازند و بدینرتیب عرصه را از نیروهای تحول خواه بستانند و آنها را دنباله روی کشمکش های داخلی بلوک نیروهای اصول گرا و یا پراگماتیست حکومتی نمایند.
نتیجه عملی این برخورد در ۱۲ سال گذشته ، سیطره یافتن نگرش های محافظه کار در افق اصلاح طلبی است که به تدریج از عبدالله نوری، سعید حجاریان، خاتمی، حزب مشارکت به کروبی ، بهزادیان نژاد ،ابوالفضل فاتح ، هاشمی رفسنجانی ، حسن روحانی و قالیباف عقب گرد کرده اند!
این نگرش و بذل سخاوتمندانه عنوان اصلاح طلبی و میانه روی انتها ندارد و بر این اساس می توان منتظر بود که بزودی افرادی چون پور محمدی ،ری شهری ، باهنر ، علی لاریجانی، سید محمود شاهرودی نیز به خیل اصلاح طلب ها افزوده شوند.
البته هر کس اگر واقعا تغییر موضع دهد علی رغم هر گونه سابقه منفی در گذشته باید از این تحول استقبال کرد. اما اگر این سابقه منفی شامل تضییع حقوق شخصیت های حقیقی و حقوقی باشد ،موضوع باید در آینده به منظور دادرسی به دادگاه صالح احاله داده شود.
در اصل محل نزاع استفاده درست و صحیح از مفاهیم اجتماعی است که مابه ازای عملی دارند و در تعیین سرنوشت مردم موثر هستند. برخورد فرمالیستی محض و برتری یافتن قالب بر محتوی مورد انتقاد است.
ماهیت نسبی بودن این برچسب ها انعطافی را ایجاد می کند که ممکن است حتی احمدی نژاد هم در شرایطی میانه رو قلمداد شود! کافی است نیروی اولترا تندرویی در بدنه حکومت متولد گردد که البته همین الان هم وجود دارد لذا این منطق حکم می کند که از این به بعد آنها را تند رو نامید و مخالفان آنها از جمله احمدی نژاد و یا رهبری را معتدل بشمار آورد!
این قیاس ته ندارد .با توجه به ویژگی انحصار طلبانه و تمامیت خواه نظام سیاسی، همیشه میل به حذف و تقسیم بر دو شدن در حاکمیت وجود دارد و در نتیجه این دینامیزم باعث می گردد تا مرز تعریف میانه روی و مشی افراطی حالت متغیر پیدا کرده و عملا شامل کسانی شود که در منازعات درونی قدرت به حاشیه رانده شده اند.
برای رهایی از این مشکلات که چون سرابی گمراه کننده نیروهای اجتماعی و سیاسی است باید ویژگی های میانه روی و اعتدال را در زمانه کنونی تبیین کرد و سپس بر اساس معیار ها این صفات و برچسب ها را بکار برد. اگر اعتدال را التزام به عقلانیت و مدارا معنا کنیم انگاه معتدل مشی و جریانی است که حداقل مبانی دموکراسی ، نفی قیم مابی ، رعایت حقوق بشر و پرهیز از خشونت را می پذیرد و در صحنه عمل بدان متعهد است.
نگارنده ارزش استفاده از ظرفیت تنش و اختلاف در بین صاحبان قدرت را نفی نمی کند که می توان در سطح تاکتیک از آن بهره جست و موج ریزش در حکومت را افرایش داد .اما روش کنونی در انجام این کار مناسب نیست و تالی فاسد دارد. زمانی می توان به ائتلاف بر علیه تند رو ترین بخش حکومت دلخوش ساخت که این ائتلاف شکاف اصلی دموکراسی- اقتدار گرایی را تحت الشعاع قرار ندهد و ابتکار عمل در درست نیروهای تحول خواه معتقد به دموکراسی و حاکمیت ملی باشد.
چنین قاعده ای در خصوص رادیکالیسم و میانه روی نیز صادق است. باید ملاک ها را سنجید و قضاوت کرد. نسبی بودن در مقام تعریف ،به نسبیت در کاربرد نیز تعمیم می یابد. حتی در صورتی که مشی میانه رو با ملاک های درست تطبیق داشته باشد و به شکل واقعی اعتدال را بازتاب دهد ، باز ممکن است در شرایطی خاص کارساز نباشد و نه تنها گره از کار فرو بسته نگشاید بلکه بر مشکلات نیز بیفزاید. در این مواقع ممکن است روش رادیکال جواب دهد.
بنابراین لزوما رادیکالیسم و اعتدال دو راه حل مطلقی نیستند که قائلان الی الابد باید سر در آستان آنها داشته باشند. این تصور درست نیست که اگر کسی در مقطعی اصلاح طلبی به معنای میانه روی را بکار بست ، دیگر باید برای همیشه همین روش را بکار برد حتی اگر موثر و مثمر ثمر نباشد و بالعکس .
پیرامون رادیکالیسم مغالطه های زیادی وجود دارد که در یادداشت دیگری بدان خواهم پرداخت.
این مطلب در تاریخ۱۷/۱۲/۱۳۸۸ در سایت روز منتشر شده است.
درباره نویسنده
در سال۱۳۵۲ در خانوادهای فرهنگی در شهر قزوین چشم به دنیا گشودم. پدرم دبیر ادبیات و صاحب یک هفته نامه محلی است. تا پایان دبیرستان در قزوین بر کشیدم. کتابخانه پدر پناهگاهم بود و ارتباط با دوستان و فامیل گرمابخش زندگیام. به ورزش، سیاست و مطالعه از ابتدا علاقمند بودم. کوهنوردی تا حدودی حرفهای را از نوجوانی شروع کردم. در سال ۱۳۷۰ در رشته مهندسی صنایع دانشگاه پلی تکنیک قبول شدم. ورود به سیاسیترین دانشگاه ایران فرصت تحقق به انگیزهها و آرزوهایم بخشید. ادامه...-
نوشتههای تازه
دستهها
آخرین دیدگاهها
اطلاعات