عمر پنجاه ساله نهضت آزادی و نا کامی توسعه سیاسی در ایران

موقعی که مرحوم مهندس بازرگان به همراه دکتر یدالله سحابی شالوده نهضت آزادی را پی ریختند و با افرادی چون مرحوم آیت الله طالقاتی ، عباس رادنیا ، رحم عطایی ،عباس سمیعی ، حسن نزیه ، احمد صدر حاج سید جوادی ، منصور عطایی و سید محمد مهدی جعفری و دیگران این تشکل سیاسی – مذهبی را در پنجاه سال پیش تاسیس نمودند ،فکر نمی کردند که این حزب جز مدت زمانی کوتاه نتواند از قالب اپوزیسیون بیرون بیاید. آنها می خواستند از طریق فعالیت متعارف سیاسی مسیر دموکراسی و آزادی را هموار کنند و با مشق سیاست در قالبی مدرن و سازمان یافته، باور های شان از ایرانیت ، اسلام ، قانون مداری و مشی مصدق را بسط دهند.
نهضت در زمان شاه با رویکرد انتقادی شروع کرد تا با گسترش مبارزات قانونی محمد رضا پهلوی قبول کند شاه مشروطه باشد . اما برخورد با نهضت و زندانی کردن رهبران آن خیلی زود شعله این خوش بینی را خاموش ساخت. مهندس بازرگان در دادگاه پایان مشی مسالمت آمیزمبارزه را علام کرد که اراده قدر قدرت نظام پهلوی مسیر تغییرات را ناگزیر به سمت انقلاب و روش های مسلحانه می برد .
پیشبینی بازرگان ۱۶ سال دیگر بوقوع پیوست . اگرچه او هیچوقت روی خوش به مبارزات چریکی نشان نداد. اما به جای باران سیل آمد و مقدر شد او ناخدای کشی دولت در امواج سرکش انقلابی باشد که در یک سو سنت گرایان و روحانیونی قرار داشتند که مدرنیزاسیون پهلوی آنها را به حاشیه رانده و دست شان را از نقش آفرینی در عرصه قدرت کوتاه کرده بود. حال آنان آمده بودند با قبضه قدرت در نطام نوپای در شرف تشکیل از تحقیر های گذشته انتقام بگیرند و همچنین آرزوی دیرینه بخشی از روحانیت در تصدی حکومت و. کنار گذاشتن نهاد سلطنت را تحقق بخشند.
در سوی دیگر نیز جریانات رادیکالی بودند که صرف نظر از اشکال گوناگون و بعضا متضادی که داشتند می خواستند پوزه امپریالیسم را به خاک بمالند و دموکراسی خلقی و انقلابی را جایگزین دموکراسی لیبرالی بکنند.
چالش اصلی دولت بازرگان که استخوابندی اصلی آن را نهضت آزادی تشکیل می داد فعالیت در زیر فشار خرد کننده این دو سنگ آسیا بود.
نهضت آزادی نا خواسته و بدون آمادگی اولین دولت انقلاب شد ولی درگیری با جریاناتی که دل در گرو حاکمیت قانون و دموکراسی نداشتند و انقلابیگری را معادل ضدیت با لیبرالیسم و نشاندن ایدئولوژی و مکتب سیاسی به عنوان پیش شرط برخورداری از آزادی های اساسی و حقوق شهروندی می پنداشتند و تکثرگرایی برای آنان درخور ارزش نبود ، اجازه نداد تا عمر آن افزون بر ۹ ماه شود.
پس از سیطره استبداد مذهبی و انحراف تدریجی انقلاب از آرمان ها ،نهضت آزادی پس از مجلس اول دوباره قبای اپوزیسیون به تن کرد .
محرومیت نهضت آزادی از مزایای فعالیت رسمی روشنگر دشواری و نا بختیاری توسعه سیاسی در کشوری است که صد و پنج سال پیش صدور فرمان مشروطیت را جشن گرفت . اما خواست تشکیل دولت مدرن ، تکثر گرا ،دموکراتیک و توسعه طلب که اراده ملت تعیین کننده حکمرانی و تعیین سیاست های کلان باشد ، تا کنون تحقق نیافته است.
وقتی تشکیلاتی مانند نهضت آزادی علی رغم قدمت نیم قرن ، جبهه ملی با ۶۲ سال سابقه و حزب توده با بیش از هفتاد سال هنوز از سوی ساختار قدرت به رسمیت شناخته نمی شوند ، سرسختی و دیرپایی ساخت قدرت مطلقه آشکار می شود که برایند نیروها ، فرهنگ سیاسی و بستر های اجتماعی واقتصادی مانع شکوفایی نظام متکثر حزبی است.
اما پارادوکس در آنجا است که نه نظام پهلوی و نه جمهوری اسلامی هیچکدام علی رغم تلاش های گوناگون نتوانستند نام و وجود این احزاب در متن جامعه را از بین ببرند. دستگاه قضایی و امنیتی جمهوری اسلامی در ۳۰ سال گذشته چند بار نهضت آزادی را غیر قانونی اعلام کرده است. اما این تشکیلات منحله به زعم حاکمیت ، در واقعیت فضای سیاسی ایران وجود دارد و حضورش نیز آنقدر جدی است که نیروهای امنیتی و کارگزاران اصلی دستگاه ولایت باید ماه ها یک پیرمرد بیمار را در شرایط سخت زندان قرار دهند و نظام سیاسی هزینه زیادی را متحمل شود تا وی را وادار به استعفا از دبیر کلی نهضت آزادی کنند!
این پارادوکس دیالکتیکی را به وجود آورده است که عرصه غیر رسمی سیاست همپای حوزه رسمی حضور دارد و حکومت ناچار است با تیکه به نیروهای نظامی و امنیتی از فرا دستی فضای غیر رسمی جلوگیری کند.
تداوم این روند توشه نیروهای فعال در حوزه غیر رسمی و لایه های پنهان جامعه را غنی تر می سازد تا پروژه تشکیل جامعه مدنی مقتدر را با توان بیشتری جلو ببرند.
مناسبات آمرانه اگر چه بزرگترین مانع گروه های سیاسی قدیمی اپوزیسیون است اما در عین حال منبعی مشروعیت ساز برای آنان نیز است. اقبال نیرو های اجتماعی خواهان دگرگونی به افراد و گروه های سیاسی بیشتر از برخورد منفی حکومت سرچشمه می گیرد .
. به همان میزان که تریبون های حکومتی یک نیروی سیاسی را آماج حمله قرار می دهند ، موقعیت آن نیرو در جامعه و سچهر نیروهای تحول خواه ارتقاء می یابد.
استقرار توسعه سیاسی و فضای باز به این وضعیت خاتمه می دهد و از ان پس گروه های سیاسی باید بر مبنای برنامه ها و کارامدی های شان و اصول ایجابی منزلت پیدا کنند. این امر برای جریاناتی که عادت کرده اند صرفا از موضع انتقاد و اعتراض به سیاست های جاری پایگاه اجتماعی کسب نمایند ،چالشی جدی خواهد بود.
اما موجودیت نهضت آزادی فقط به مواضع سیاسی آن و ایستادگی بر اصول لیبرالیسم سیاسی نیست. بنیانگزاران نهضت آزادی پیشگامان نهضت اصلاح دینی بر مبنای تلفیق سنت و تجدد هستند. آبشخور اکثر شعبه های نو گرایی دینی اعم از ملی – مذهبی ها ،مجاهدین خلق ، روشنفکری دینی و روحانیت نو اندنیش نهضت آزادی است. در واقع تلاش های نظری مهندس بازرگان ،دکتر سحابی و آیت الله طالقانی راه سومی را گشود تا منادی جمع آوری علم و دین و سنت و تجدد باشد.
آنها فضای دو قطبی بین علم گرایی و تعلق به مذهب را شکستند و عملا نشان دادند که هم می توان فردی مدرن بود و از جدید ترین یافته های فنی و علمی دنیا استفاده کرد و هم در عین حال به باور های مذهبی پس از پیرایش خرافات و مسائل عرضی اعتقاد داشت. از نظر آنان ترکیب این دو قابلیت های ویژه ای فراهم می آورد و هویت انسانی را فربه می سازد. اگر چه دلبستگی و پذیرش دیدگاه ها و آراء خاص آنها پس از مدتی فرو کش کرد اما آنان چراغی را روشن کردند و راهی را گشودند که تا کنون پا بر جاست و مسیر رو به رشدی را پیموده است.
اینک ترکیب متنوعی از جریانات متعلق به نو گرایی دینی وجود دارند که در بین سنت گرایان و تجدد خواهان گروه مرجعی در جامعه را تشکیل می دهند. در غیاب فعالیت های خستگی ناپذیر بنیانگزاران نهضت آزادی سخت بتوان باور کرد که مذهب می توانست در دانشگاه ها ریشه بدواند و به احتمال زیاد دیدگاهی که اصل مذهب را مرادف خرافه ،جهل و ارتجاع می دانست ، مشابه دوران اولیه حیات دانشگاه ها سیطره می یافت. ایستادگی آنها در برابر خودکامگی ولایی پس از انقلاب نیز اجازه نداد تا برونداد مذهب در سیاست به زور گویی ، ظلم و اقتدار گرایی تقلیل یابد.
شکل دهی و تقویت گفتمان نو گرایی دینی و ممکن بودن جمع کردن دینداری با آزادی خواهی ، علم گرایی و تجدد ماندگار ترین میراث نهضت آزادی بوده است که اعضاء آن هم در کوشش های نظری و هم در مبارزات عملی بدان پایبند بوده اند.
صداقت و صراحت که گاه به ساده اندیشی نیز می انجامد دیگر ویژگی نهضت آزادی بوده است. این وِبژگی در فضای پیچیده و چند لایه سیاست ایران که حیات دیرینه استبداد در آن چند رنگی ،موج سواری ، تملق و فرصت طلبی را سکه غالب کرده است ، هم برجستگی خاصی داشته است و هم ناکامی هایی را رقم زده است. داستان نخست وزیری مهندس بازرگان و بد فرجامی آن وجه تراژدیک این ویژگی را نمایان می سازد.
حسن نیت و خوش بینی وی اسباب سوء استفاده آیت الله خمینی و حزب جمهوری اسلامی شد . از سوی دیگر برخی از مخالفان هنوز نهضت آزادی را متهم می کنند که نا خواسته زمینه تثبیت استبداد دینی را هموار کردند. اما هدف مهندس بازرگان که با حمایت نهضت آزادی همراه بود ، انجام وظیفه در شرایط طوفانی سقوط رژیم پهلوی و تلاش برای بسامان کردن اوضاع بود تا با حضور در قدرت بتوان فرایند تحقق مطالبات تاریخی ملت را به سرانجام رساند.
خروج از قدرت و ایستادگی بر سر اصول بخصوص در دوران دبیر کلی مهندس بازرگان و تن ندادن به پلشتی های رایج در بازار سیاست ایران سرمایه اجتماعی برای نهضت آزادی فراهم آورد.
پایبندی به این سادگی و دوری از رفتار های حرفه ای در سیاست تهدید ها و فرصت هایی را برای نهضت آزادی پدید آورده است و چه بسا گرایش بیشتر به پراگماتیسم سیاسی در سال های اخیر پاسخی به این تعارض بوده است.
فرا رسیدن پنجاه سال فعالیت مستمر فرصتی است تا دست اندر کاران نهضت آزادی ارزیابی درستی از وضعیت کنونی این سازمان سیاسی – مذهبی قدیمی داشته باشند. پیر سالاری ،عدم نوزایی نظری ، فرسودگی تشکیلاتی ، توازن بخشی به ترکیب عمل گرایی سیاسی و حفظ پرنسیب ها و اصول حاکم در پیشینه نهضت آزادی و در یک کلام ارائه چهره متناسب با انتظارات کنونی جامعه از نهضت آزادی که توان جذب بخشی از نسل جدید را داشته باشد چالش هایی هستند که فعالیت موثر آینده نهضت آزادی مستلزم عبور موفقیت آمیز از آنها است.
در غیر این صورت این بیم وجود دارد که پیشگویی نهضت آزادی در خصوص سرنوشت ولایت فقیه پس از آیت الله خمینی ممکن است در خصوص نهضت آزادی پس از بنیانگزاران و نسل اول فعالان آن نیز صدق کند.

درباره Afshari

در سا ل1352 در خانواده ای فرهنگی در شهر قزوین چشم به دنیا گشودم. پدرم دبیر ادبیات و صاحب یک هفته نامه محلی است. تا پایان دبیرستان در قزوین بر کشیدم. کتابخانه پدر پناهگاهم بود و ارتباط با دوستان و فامیل گرمابخش زندگی ام. به ورزش ، سیاست و مطالعه از ابتدا علاقمند بودم. کوهنوردی تا حدودی حرفه ای را از نو جوانی شروع کردم. در سال 1370 در رشته مهندسی صنایع دانشگاه پلی تکنیک قبول شدم. ورود به سیاسی ترین دانشگاه ایران فرصت تحقق به انگیزه ها و آرزو هایم بخشید. از فعالیت های فرهنگی در خوابگاه شروع کردم و سپس حضور در شورای صنفی دانشکده و سرانجام در انجمن اسلامی دانشجویان . در سال 1374 به عضویت شورای مرکزی انجمن اسلامی انتخاب شدم. در پایان آن دوره طعم اولین تجربه بازداشت و سلول انفرادی را در زندان توحید چشیدم . در سال1375 برای اولین بار به جمع شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت برگزیده شدم. همان سال مسئول بخش دانشجویی ستاد سید محمد خاتمی نیز شدم. برای راه اندازی راهی جدید شروع کردیم ولی پیروزی دور از انتظار غافلگیرم کرد. در سا ل1376 مجددا برای تحصیا در دوره فوق لیسانس به دانشگاه پلی تکنیک برگشتم . دو دوره دیگر را در شورای مرکزی انجمن این بار در مسند دبیری گذراندم. سال 1377 دوباره به مرکزیت دفتر تحکیم وحدت بازگشتم که تا سال 1380 ادامه یافت. تا سال 1379 به اصلاحات در درون قانون اساسی باور داشتم و همه هم و غمم را بر این پروژه گذاشتم. اما پس از تجربه نا فرجامی کوی دانشگاه ، زندانی شدن چهره های مورد توجه مردم و سرانجام از دستور کار خارج شدن دیدگاه انتقادی پیدا کردم وبعد به اصلاحات ساختاری و تغییر قانون اساسی گرایش پیدا کردم. شرکت در کنفرانس برلین راهی زندان اوینم کرد. بعد از دو ماه بازداشت موقت دوباره آزا دشدم ولی سخنرانی هی ارادیکال و بخصوص نقد صریح وبی پرده خامنه ای باعث شد تا همراه با مهندس سحابی اولین طعمه اطلاعات موازی در بازداشتگاه 59 بشوم. تجربه ای سخت و هولناک و توام با شکنجه های فیزیکی و روانی را از سر گذارندم. در میانه راه کم آوردم وشکستم . حاصل آن تن دادن به مصاحبه اجباری و توبه آمیز بود. بار سنگینی بود اما به لطف خدا توانستم خود را در درون بازداشتگاه بازسازی کنم و به مقاومت دوباره روی بیاورم. نتیجه جبران کار و افشاگری از دورن بازداشتگاه 59 بود. اما یازده ماه پشت سر هم در سلول انفرادی و انزوای گزنده آن سپری گشت. پس از آزادی با وثیقه 200 میلیون تومانی حکم دادگاه برلین قطعی شد و همراه با محکومیت یک ساله در خصوص کوی دانشگاه ، در مجموع دو سال را در بخش عمومی اوین گذارندم. پس از آزادی فوق لیسانس را تمام کردم و با همسر دوست داشتنی و یکی از بزرگترین سعادت های زندگی ام ازدواح کردم. دوباره در سال 1383 به عضویت شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت انتخاب شدم. پس از د و سال کار در محیط های صنعتی ، مجددا دادگاه انقلاب 6 سال حبس برایم صادر نمود. این مساله و همچنین برنامه ام برای ادامه تحصیا در مقطع دکتری پایم ر ابه مهاجرت کشاند. در سال 1384 از ایران خارج شدم .سه ماه در ایرلند بودم و بعد به آمریکا رفتم. اکنون کاندیدای دکتری در رشته مهنسدی سیستم در دانشگاه جرج واشنگتن هستم و به زندگی مشعول. در حوزه سیاسی ، نوشتاری و تحقیقات تاریخ معاصر فعال هستم. در کل اگر چه سخت خودم را می توانم مقید به جمعی خاص بکم. اما گرایش به روشنفکری دینی دارم. قائل به سکولاریسم به معنای تفکیک دین و دولت. هوادار لیبرالیسم سیاسی هستم اما در حوزه اقتصاد به سوسیالیسم را می پسندم. جهان وطنی وشهروند جهانی بودن نیز دیگر باور هویتی من ضمن پابندی و احساس غرور از هویت ملی ایرانی ام است.
این نوشته در سیاسی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.