چالش امنیتی در انتخابات مجلس ، طرحی پیشگیرانه یا واقعیت؟

مجموعه های سیاسی و رسانه های وابسته به حکومت در طول یک سال مانده به انتخابات ریاست جمهوری از شکل گیری فتنه پیچیده تر در انتخابات نهمین دوره مجلس نهم خبر می دادند. بر همین منوال موجی از اخبار هدایت شده ایجاد شد که جریانات وابسته به احمدی نژاد و جنبش سبز می خواهند انتخابات را به چالش امنیتی و سیاسی برای حاکمیت تبدیل بکنند. در این خصوص برخی از فرماندهان سپاه پیشگام بودند. به عنوان مثال سالار آبنوش، فرمانده سپاه صاحب‌الامر (عج) استان قزوین، سال گذشته درست در ۱۲ اسفند، با انتقاد از گروهی که “جریان انحرافی” خواند، اعلام کرد: “اگر نتیجه انتخابات مجلس نتیجه‌ای نباشد که در راستای ارزش‌ های ما باشد، سال ۹۱ سالی بسیار خطرناک و حتی خونین است.”
این فرمانده سپاه در تحلیل این ادعا اظهار داشته بود که “اگر مجلس بعد، مجلس سالمی نباشد سال ۹۱ فتنه، خونین است زیرا با هم می‌ جنگیم و جریان انحراف سر در می‌ آورد”
روابط عمومی سپاه در ادامه سخنان وی را تحریف شده خواند. اظهارات مشابه از سوی اصول گرایان بیان شد. مصباح یزدی نیز هشدار داد که فتنه خطرناکی در پیش است.
مجموعه این فضا سازی ها باعث شد تا برگزاری انتخابات امن و بدون چالش امنیتی اولویت اول نظام سیاسی شود. در این راستا سخنان سید علی خامنه ای دو هفته پیش از انتخابات روشنگر است: ” انتخابات همیشه در کشور ما تا حدودى یک حادثه‌ى چالش‌برانگیز است. اگرچه در مقایسه‌ با انتخاباتهائى که در بعضى از کشورهاى دنیا – چه کشورهاى به اصطلاح پیشرفته، و چه بعضى از کشورهاى دیگر – برگزار می‌شود، که تویشان چه خباثت‌ها، چه خیانت‌ها، چه درگیرى‌ها، حتّى چه کشت و کشتار‌ها اتفاق مى‌افتد، بحمدالله این حوادث در کشور ما نیست، اما بالاخره یک چالشى است؛ مردم را متوجه می‌کند. مراقب باشید این چالش به امنیت کشور صدمه نزند. انتخابات که مظهر حضور مردم است، مظهر مردم‌سالارى دینى است، باید پشتوانه‌ى امنیت ما باشد. نباید اجازه داد که این چیزى که ذخیره‌ى امنیت است، پشتوانه‌ى امنیت است، به امنیت ما صدمه وارد کند.دیدید، حس کردید، از نزدیک لمس کردید آن وقتى را که دشمنان می‌خواهند از انتخابات علیه امنیت کشور سوء استفاده کنند. باید همه مراقب باشند، همه بهوش باشند. آحاد مردم، مسئولان گوناگون، منبرداران سیاسى، کسانى که می‌توانند با مردم حرف بزنند، همه مراقب باشند، مواظب باشند؛ از انتخابات مانند یک نعمت الهى پاسدارى کنند. ”
وی در بخشی دیگر از سخنانش تلویحا انذار داد:” بازندگان انتخابات مجلس اشتباه بازی خوردگان انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری را مرتکب نشوند.”
اما علی رغم این هشدار های گسترده در جریان انتخابات امری که حاکی از ناآرامی و یا اعتراضات گسترده باشد رخ نداد. فقط در شهر ممسنی درگیری های خشونت باری بین طرفداران دو کاندیدا رخ داد که معمولا در نقاط قبیله ای و قومی کشور امر طبیعی بوده و ماهیت غیر سیاسی دارد. در روز انتخابات مقامات امنیتی خبر از بازداشت ده نفر اخلال گر که از بیرون مرز ها ماموریت یافته بودند و خنثی کردن دو بمب که در شعبه اخذ رای جاسازی شده بودند، خبر دادند. این اخبار با فرض صحت اصلا تناسبی با ادعا های حکومت مبنی بر وجود طرح نا امن کردن انتخابات نداشت. همچنین از آنجاییکه اطلاعات تفصیلی در خصوص این رویداد ها منتشر نشده است تردیدی جدی وجود دارد که پیرامون آنها خبر سازی صورت گرفته باشد تا ادعای حکومت در خصوص وجود برنامه اخلال گرانه از سوی بیگانگان تایید گردد.
اما واقعا دلایل نگرانی حکومت از بحرانی شدن فضای انتخابات چه بود ؟ آیا خطای محاسبه داشت و دچار توهم و بزرگنمایی تهدید ها شده بود ؟ یا عوامل دیگری موثر بود؟ آیا سخنان رهبری مخاطب خاصی داشت ؟ به نظر می رسد این اقدام حکومت طرحی بازدارنده و پیشگیری کننده بود تا بتواند فضای انتخابات را به نحوی مدیریت کند که بحران و چالش امنیتی بوجود نیاید. دستگاه امنیتی کشور به جای اینکه در موضعی واکنشی در برابر نا آرامی ها قرار بگیرد این بار خود را در موضع عمل کننده قرار داد تا پیشاپیش با پر رنگ کردن و اغراق پیرامون خطر چالش امنیتی و تبدیل شدن انتخابات به قدرت نمایی معترضین ، این امکان را بسوزاند و همچنین با انتساب آن به غرب و توطئه خارجی هزینه بروز نا رضایتی را بالا ببرد.
نظام سیاسی از خیزش سبز مردم در سال ۱۳۸۸ غافلگیر شد لذا این بار با طرح موضوع از قبل کوشید تا به لحاظ روانی ، سیاسی و لجستیکی نیرو هایش را برای رویارویی با شورش های احتمالی آماده سازد. همچنین این فضا سازی در تهییج نیرو های مدافع نظام و افزایش انگیزه آنها در کشاندن هر چه بیشتر افراد به پای صندوق های رای نیز کارساز است. نظام سیاسی می خواست نشان دهد که چیزی از اعتماد مردم به سید علی خامنه ای کم نشده و مشروعیت و مقبولیت حکومت آسیب ندیده است.
البته این طرح بدور از واقعیت هم نبود. دو جریان بودند که بالقوه می توانستند عرصه انتخابات مهندسی شده و نمایشی مجلس نهم را به بحرانی جدی برای حکومت مشابه انتخابات سال ۱۳۸۸ بدل نمایند. نخست جنبش سبز بود تا در آستانه انتخابات یا توجه به سالگرد حصر رهبران نمادینش ، تحرکی مجدد یابد و بتواند از حالت رکود بیرون بیاید. اما وضعیت سرد فضای سیاسی و پاره ای از مشکلات شورای هماهنگی راه سبز امید این مجال را از آن ستاند تا کماکان جنبش سبز روند نزولی را طی کند. اما طرفداران حلقه یاران احمدی نژاد دومین گروهی بودند که مترصد بودند در صورت رد صلاحیت داوطلب های شان به خیابان ها بیایند تا فرصت را برای اعمال فشار از سوی احمدی نژاد به حکومت مساعد سازند. اما به نحو دور از انتظاری جریان احمدی نژاد در رقابت های انتخاباتی حضور موثر نیافت. برخی از گروه های نزدیک به وی و از جمله روزنامه ایران مدعی رد صلاحیت نیرو های وابسته به هواداران دولت شد.
البته احتمال اندکی وجود دارد که این جریان روی چهره های سفید و گمنام در قالب افراد منفرد سرمایه گزاری کرده است. اما در هر صورت آنها به سمت تبدیل صحنه انتخابات به اعتراضات خیابانی نرفتند.
در عین حال یکی از دلایل عدم حضور انتخاباتی و یا روی گردانی از اقدامات غیر متعارف جریان احمدی نژاد می تواند ناشی از عزم جزم و آمادگی حاکمیت و نیرو های ولایی برای مقابله باشد.
همچنین نظام خواست از تبدیل اعتراضات انتخاباتی به الگویی برای ناراضیان از جریان انتخابات مجلس جلوگیری کند. بخصوص که انتخابات مجلس در مناطق قومیت نشان و شهر های کوچک معمولا با درگیری بین کاندیداهای رقیب همراه است. یا افرادی از جریانات حاشیه ای اصول گرایان که در لیست های اصلی قرار نگرفته بودند ، نگرانی خود از تقلب را علنی نکنند و بدینترتیب جامعه ملتهب نگردد.
البته ابراز نگرانی از بروز چالش های امنیتی در انتخابات مجلس نهم حتی اگر طرحی پیشگیرانه و مبتکرانه از سوی حکومت باشد باز در دل خود هراس و آسیب پذیری حکومت از اعتراضات خیابانی و شکننده بودن وضعیت سیاسی موجود را آشکار می سازد.

درباره Afshari

در سا ل1352 در خانواده ای فرهنگی در شهر قزوین چشم به دنیا گشودم. پدرم دبیر ادبیات و صاحب یک هفته نامه محلی است. تا پایان دبیرستان در قزوین بر کشیدم. کتابخانه پدر پناهگاهم بود و ارتباط با دوستان و فامیل گرمابخش زندگی ام. به ورزش ، سیاست و مطالعه از ابتدا علاقمند بودم. کوهنوردی تا حدودی حرفه ای را از نو جوانی شروع کردم. در سال 1370 در رشته مهندسی صنایع دانشگاه پلی تکنیک قبول شدم. ورود به سیاسی ترین دانشگاه ایران فرصت تحقق به انگیزه ها و آرزو هایم بخشید. از فعالیت های فرهنگی در خوابگاه شروع کردم و سپس حضور در شورای صنفی دانشکده و سرانجام در انجمن اسلامی دانشجویان . در سال 1374 به عضویت شورای مرکزی انجمن اسلامی انتخاب شدم. در پایان آن دوره طعم اولین تجربه بازداشت و سلول انفرادی را در زندان توحید چشیدم . در سال1375 برای اولین بار به جمع شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت برگزیده شدم. همان سال مسئول بخش دانشجویی ستاد سید محمد خاتمی نیز شدم. برای راه اندازی راهی جدید شروع کردیم ولی پیروزی دور از انتظار غافلگیرم کرد. در سا ل1376 مجددا برای تحصیا در دوره فوق لیسانس به دانشگاه پلی تکنیک برگشتم . دو دوره دیگر را در شورای مرکزی انجمن این بار در مسند دبیری گذراندم. سال 1377 دوباره به مرکزیت دفتر تحکیم وحدت بازگشتم که تا سال 1380 ادامه یافت. تا سال 1379 به اصلاحات در درون قانون اساسی باور داشتم و همه هم و غمم را بر این پروژه گذاشتم. اما پس از تجربه نا فرجامی کوی دانشگاه ، زندانی شدن چهره های مورد توجه مردم و سرانجام از دستور کار خارج شدن دیدگاه انتقادی پیدا کردم وبعد به اصلاحات ساختاری و تغییر قانون اساسی گرایش پیدا کردم. شرکت در کنفرانس برلین راهی زندان اوینم کرد. بعد از دو ماه بازداشت موقت دوباره آزا دشدم ولی سخنرانی هی ارادیکال و بخصوص نقد صریح وبی پرده خامنه ای باعث شد تا همراه با مهندس سحابی اولین طعمه اطلاعات موازی در بازداشتگاه 59 بشوم. تجربه ای سخت و هولناک و توام با شکنجه های فیزیکی و روانی را از سر گذارندم. در میانه راه کم آوردم وشکستم . حاصل آن تن دادن به مصاحبه اجباری و توبه آمیز بود. بار سنگینی بود اما به لطف خدا توانستم خود را در درون بازداشتگاه بازسازی کنم و به مقاومت دوباره روی بیاورم. نتیجه جبران کار و افشاگری از دورن بازداشتگاه 59 بود. اما یازده ماه پشت سر هم در سلول انفرادی و انزوای گزنده آن سپری گشت. پس از آزادی با وثیقه 200 میلیون تومانی حکم دادگاه برلین قطعی شد و همراه با محکومیت یک ساله در خصوص کوی دانشگاه ، در مجموع دو سال را در بخش عمومی اوین گذارندم. پس از آزادی فوق لیسانس را تمام کردم و با همسر دوست داشتنی و یکی از بزرگترین سعادت های زندگی ام ازدواح کردم. دوباره در سال 1383 به عضویت شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت انتخاب شدم. پس از د و سال کار در محیط های صنعتی ، مجددا دادگاه انقلاب 6 سال حبس برایم صادر نمود. این مساله و همچنین برنامه ام برای ادامه تحصیا در مقطع دکتری پایم ر ابه مهاجرت کشاند. در سال 1384 از ایران خارج شدم .سه ماه در ایرلند بودم و بعد به آمریکا رفتم. اکنون کاندیدای دکتری در رشته مهنسدی سیستم در دانشگاه جرج واشنگتن هستم و به زندگی مشعول. در حوزه سیاسی ، نوشتاری و تحقیقات تاریخ معاصر فعال هستم. در کل اگر چه سخت خودم را می توانم مقید به جمعی خاص بکم. اما گرایش به روشنفکری دینی دارم. قائل به سکولاریسم به معنای تفکیک دین و دولت. هوادار لیبرالیسم سیاسی هستم اما در حوزه اقتصاد به سوسیالیسم را می پسندم. جهان وطنی وشهروند جهانی بودن نیز دیگر باور هویتی من ضمن پابندی و احساس غرور از هویت ملی ایرانی ام است.
این نوشته در سیاسی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.