شواهدی چون هزینه شدن ۳۵۰۰ میلیارد ریال بدون سند از حساب شهرداری تهران در دوران مسئولیت محمود احمدی نژاد و تخلف دو میلیارد تومانی برادر رئیس جمهور در پروژه میدان نور، خیلی زود توخالی بودن داعیه مبارزه با فساد و رانت خواری تازه نشستگان بر مسند قدرت را برملا کرد. اهمیت این اخبار زمانی بیشتر می شود که منبع آنها شورای شهر تهران و هیئت بازرسی شهرداری تهران است که هر دو توسط محافظه کاران اداره می شوند؛ نه آمریکا، نه اپوزیسیون و نه دگراندیشان در این رسوایی مالی دخالتی ندارند!
هیئت بازرسی شهرداری تهران تاکید دارد که قطعا حداقل ۳۰۰۰ میلیارد ریال از تخلف سنگین فوق در دوران احمد نژاد هزینه شده است. بی تردید این ارقام نمایانگر تمامی تخلفاتی نیست که در حوزه شهردار “ساده زیست” و “اصول گرای” تهران رخ داده و فقط نمونه ای از سیاست های ریاکارانه ای است که به یمن جنگ قدرت در اردوگاه محافظه کاران افشا شده است .
البته این افشاگری را باید محصول انتخابات ۳ تیر سال ۸۴ دانست که به موجب آن، برخی کاندیداهای مغلوب، در رو کردن دست فاتح انتخابات مخدوش انگیزه کافی را پیدا کردند.
این واقعه برخلاف تصور مدافعین شرکت در انتخابات، نشان داد که ۳ تیر ماه حادثه ای سراسر منفی نبود. منازعات و چالش ها بر سر تقسیم منافع در حاکمیت یکپارچه، حتی بیشتر از حاکمیت دوگانه دوران اصلاحات، توان حاکمیت را به تحلیل برده است. اگر این افشاگری توسط اصلاح طلبان و روزنامه نگاران مستقل انجام شده بود، اکنون آنان در کنج بازداشتگاه ها با انواع و اقسام فشار های جسمانی و روانی دست و پنجه نرم می کردند و به اصطلاح مورد تحقیق قرار می گرفتند! تحقیقی که ابزارش نه طرح مستندات و پرسش و پاسخ، که داغ و درفش، شکنجه، بی خوابی، تهدید به بازداشت دوستان و وابستگان و ورود به حوزه خصوصی افراد بود تا به گناه نکرده و در اقدامی داوطلبانه اعتراف کنند که به اغوای اصلاح طلبان آمریکایی برای بدنام کردن و بی اعتبار سازی دولت خدوم مهرورزی چنین شایعاتی را ساخته اند!
اما افشاگری های غیر منتظره اخیر از اردوگاه خودی بیرون آمده است و صدای آن را نمی توان در تاریکخانه ها خاموش ساخت .
فاشیست های وطنی نیز قدم در راه فاشیست های نازی گذاشته اند تا ثابت کنند هر حرکت فاشیستی لاجرم اگرچه پرچم کارزار تمام عیار فقر و غنا را بلند می کند، اما در عمل در خدمت استثمارگران و سرمایه داری لجام گسیخته خواهد بود؛ و در حالی که با راهنمای چپ مردم را فریب می دهد، ولی سر بزنگاه به سمت راست می پیچند تا باد همچنان به آسیاب برخورداران به ناحق بوزد و قدرت عصیان محرومین در بیراهه فریب به هدر رود.
فریب بخشی از اقشار محروم و آرزومندان بهروزی از سوی راست افراطی با چپ نمایی های دروغین، از تجربه های تلخی است که بارها در این مملکت تکرار شده است و موج سواران، بارها سادگی تهی دستان را اسباب ترقی و امتیاز گیری خود کرده اند .
اما دروغ بودن ادعای عدالت و محرومیت ستیزی دولت امنیتی نظامی احمدی نژاد بسیار زود هنگام در عمل آشکار شد. کسانی این چنین در شهرداری از کیسه ملت گشاده خرجی می کنند، باید دید بر سر خزانه دولت و اموال عمومی چه خواهند آورد! تهی شدن صندوق ذخیره ارزی سرنخ مهم دیگری است که می تواند اشتهای تازه به دوران رسیده ها را در بهره برداری از اموال عمومی نمایان سازد .
این میزان تخلفات، در طول تاریخ جمهوری اسلامی کم سابقه است. علی رغم زیر و رو کردن پرونده عملکرد غلامحسین کرباسچی در شهرداری تهران توسط قوه قضائیه، این حد از تخلفات مشاهده نشد. در صورتی که عملکرد غلامحسین کرباسچی در بهبود وضعیت شهر تهران، افزایش نسبی عدالت و برخورداری طبقات مختلف مردم، اساسا با دوران احمدی نژاد قابل مقایسه نیست . محافظه کاران که هیاهوی اتهام فساد مالی آنان به کرباسچی گوش فلک را کر کرده بود و تمامی امکانات شان در قوه قضائیه و نیروهای انتظامی را برای اثبات این مدعا بسیج کرده بودند و از شکنجه و اعمال بد رفتاری با متهمان پرونده شهرداری نیز فروگذار نکردند و سرانجام علی رغم همه این کارها توفیقی نیز در عمل نیافتند و نتوانستند ادعاهایشان را اثبات کنند، امروز در برابر تخلفات شهردار مورد حمایت خود چه حرفی دارند؟
اتفاقات اخیر به خوبی نشان می دهد که مبارزه با فساد مدعیان تا کجا با واقعیت فاصله دارد و چگونه تنها ابزاری در دستان حاکمیت برای تسویه حساب با مخالفین سیاسی است یا با کسانی در حوزه قدرت که مطابق انتظارات اقتدارگرایان در راس هرم قدرت عمل نکردند و یا سهم های قدرتمندان را نداند یا پا در کفش آنان کردند .
بارها در دوران شهرداری احمدی نژاد شنیده می شد که افرادی از شخصیت های روحانی مناطق تهران و یا پایگاه های بسیج، مجوز دریافت مبالغ مالی بدون ارائه سند را گرفته اند و بخشی از بودجه شهرداری تهران بدین سان از کیسه ملت بذل و بخشش می شود. حال بهتر می شود گمانه زنی کرد هزینه تبلیغاتی پر دامنه و سفرهای گسترده تبلیغاتی به شهرها و روستاهای مختلف رئیس جمهوری عدالت طلب از کجا تامین شده است؟
بی تردید همان گونه که ادعاهای ساده زیستی و شعار دفاع از محرومین و کوخ نشینان در اوایل دهه شصت فقط در حد حرف باقی ماند و در مقام عمل، وضعیت برای قشر محروم فاجعه آمیز شد و تنها وابستگان به حکومت توانستند جایگزین هزار فامیل های پیش از انقلاب شوند، دوران احمد نژاد نیز تکرار این تجربه تلخ خواهد بود .
اتخاذ سیاست های ناکارامد اقتصادی، به شهادت کارشناسان برجسته کشور، اقتصاد میهن را در شیب نزولی قرار داده است. اعمال روش های شکست خورده اقتصاد دستوری، بالا بردن هزینه های دولت و خروج سرمایه ها به دلیل تشنج زایی در عرصه بین المللی، منجر به افت شدید شاخص های اقتصادی و وخیم تر شدن زندگی مردم شده است .
طبیعی است برنده این میدان، بازار و جریان سرمایه داری دلال صفت سنتی خواهد بود که به یمن افزایش ناگهانی قیمت ها، انبان خود را به قیمت تباهی کشور پر خواهد کرد تا در عوض مردم محروم و قشر حقوق بگیر ثابت در شرایط طاقت فرسایی قرار بگیرند .
فاشیست ها به نام عدالت در عمل نابرابری و گسترش فقر را به بار می آورند. مردم تهی دست و محروم ، قربانیان اصلی دولت مهرورزی هستند. دولتی که به واسطه فریب آنها توانست رایی افزون بر پایگاه کوچک اجتماعی خود به دست آورد. خنده ای که بر لبان احمدی نژاد پس از پیروزی در انتخابات مخدوش نشست به وضوح بیانگر خوشحالی او از زود باوری این قشر زجر کشیده بود .
حال تنها گذشت یک سال نشان داد که همه آن حرف ها و وعده ها در مبارزه با مفسدین اقتصادی، حذف رانت ها، ساده زیستی و گسترش عدالت، سراب و ادعای گزافی بیش نبوده است و در اصل این دوران، دوران تشدید شکاف های طبقاتی، گسترش فقر و رکود اقتصادی است.
البته رو شدن زود هنگام دست مدعیان دروغین عدالت، برای آنها بدون تبعات نخواهد بود: این فرایند، امکان فریب جامعه و بخصوص محرومین با ادعاهای دروغین توزیع پول نفت بر سر سفره های مردم، دفاع از حقوق محرومین و گستردن بساط عدالت را دشوار تر می کند، در پایگاه راست افراطی ریزش نیرو صورت می دهد و بدنه صادق آنها را متوجه سیاست نیرنگ و تزویر راس می سازد. بدین ترتیب، شرایط برای پایان بخشی به سوء استفاده از ناآگاهی آرزومندان بهروزی و تهی دستان در دادن وعده های دروعین اقتصادی و عوام فریبی تسهیل می شود .
این رویداد، موقعیت اجتناب ناپذیری برای آگاه شدن توده های مردم از ماهیت واقعی دولت مدعی اصول گرایی و مهرورزی است .
این مطلب در روزنامه اینترنتی روز در تاریخ ۲۸/۰۴/۱۳۸۵ منتشر شده است .
درباره نویسنده
در سال۱۳۵۲ در خانوادهای فرهنگی در شهر قزوین چشم به دنیا گشودم. پدرم دبیر ادبیات و صاحب یک هفته نامه محلی است. تا پایان دبیرستان در قزوین بر کشیدم. کتابخانه پدر پناهگاهم بود و ارتباط با دوستان و فامیل گرمابخش زندگیام. به ورزش، سیاست و مطالعه از ابتدا علاقمند بودم. کوهنوردی تا حدودی حرفهای را از نوجوانی شروع کردم. در سال ۱۳۷۰ در رشته مهندسی صنایع دانشگاه پلی تکنیک قبول شدم. ورود به سیاسیترین دانشگاه ایران فرصت تحقق به انگیزهها و آرزوهایم بخشید. ادامه...-
نوشتههای تازه
دستهها
آخرین دیدگاهها
اطلاعات