در خصوص بازداشت دکتر کیوان انصاری

سه هفته از بازداشت دکتر کیوان انصاری گذشت که در غربتی تلخ با سلول انفرادی دست و پنجه نرم می کند.
کیوان از دانشجویان آرمانگرا و فعال سالیان پیش است که علی رغم سن بالا ، مسئولیت خانوادگی و تحصیل در دوره دکتری تحرکی در حد دانشجویان جدید الورود داشت.اخلاق خوش ، موقعیت علمی ، روحیه طنز ، مدارا ، نزاکت و تعهدش به تحول خواهی و دموکراسی از او چهره ای شاخص در جنبش دانشجویی ساخته بود که همواره وجودش گرمی بخش ، فعالیت های دانشجویی بود.


کیوان از آن دسته از افراد سلحشوری بود که جوانی خود را در جبهه ها گذراندند بدون آنکه منتی بر سر مردم داشته باشند و یا حقی ویژه را طلب کنند و یا جبهه و جنگ را اسباب محدودیت مردم و آزادی های مشروع کنند .او پس از پایان جنگ ، گام در مسیر علم آموزی گذاشت و و وظیفه ملی و اعتقادیش را در مسیر دفاع از حقوق مردم ، دستیابی به دموکراسی و رسیدن به ایرانی آزاد ، آباد و سرافراز ادامه داد. او از سویی دیگر تجربه جانکاه رنج دوری پدر را نیز در کارنامه دارد که سال های مدید در پشت میله های زندان بعثی ها شرافتمندانه حبس کشید .
کیوان از جماعتی است که شرافت جانبازی در راه خدا ، میهن و ملت را به زخارف دنیوی و باغ های سبز قدرت نفروختند. برای او تمامی درب ها و فرصت ها باز بود که بر پستی از مناصب دولتی تکیه زند و حتی بدون آنکه تملق ساختار قدرت را بگوید ، زندگانی راحت و آسوده داشته باشد .او نه تنها به همه این ها پشت زد ، بلکه موقعیت کاری و رفاه خانواده اش را نیز وقف راه آزادی کرد. آن هم در زمانه ای که عده ای با استشمام اندک بویی از باده قدرت ، مست می شوند و تمامی آرمان ها و مواضع اعتراضی خود را از یاد می برند! و برای دستیابی به کرسی های قدرت از هر معلق زدن و خفتی نیز فروگذار نیستند.
او حتی از عضویت در هیئت علمی که حق مسلمش بود ، نیز محروم شد.نیروهای امنیتی تدریس او در دانشگاه ها را منوط به کنارگذاشتن فعالیت های سیاسی کردند اما او نپذیرفت و اکنون تاوان این امتناع را در سلول انفرادی بند ۲۰۹ زندان اوین پس می دهد.
کیوان جدید ترین حلقه از زنجیره طولانی دانشجویانی است که در راه وفای به عهد به سنت روشنگری دانشگاه ، پیوند با مردم و تکاپو برای جنبش دموکراسی خواهی طعم تلخ زندان ، سلول انفرادی و شکنجه را کشیده اند .زنجیری طولانی که درازایی به قدمت تاریخ معاصر دارد و قطعا با اوضاع و شرایط حاکم بر کشور این زنجیر گسترش خواهد یافت و کیوان آخرین آن نخواهد ماند .زنجیری که همچنین حلقه های دیگر آن چون احمد باطبی ، خیرالله درخشندی و ابوالفضل جهاندار، اکنون در زندان بسر می برند.
مطمئنم کیوان این مرحله را نیز با سربلندی خواهد گذراند.او از فرایند بازجویی هرگونه که بیرون بیایید ، برای من همان کیوان قابل احترام خواهد بود.
اما از فعالان کنونی جنبش دانشجویی انتظار می رود که توجه بیشتری در دفاع از حقوق پیشکسوتانی چون دکتر کیوان انصاری به خرج دهند .همپوشانی حمایت فعال از حقوق شهروندی همگان ، مطمئن ترین حاشیه امنیت برای فعالان جامعه مدنی را به بار می آورد.

 

درباره Afshari

در سا ل1352 در خانواده ای فرهنگی در شهر قزوین چشم به دنیا گشودم. پدرم دبیر ادبیات و صاحب یک هفته نامه محلی است. تا پایان دبیرستان در قزوین بر کشیدم. کتابخانه پدر پناهگاهم بود و ارتباط با دوستان و فامیل گرمابخش زندگی ام. به ورزش ، سیاست و مطالعه از ابتدا علاقمند بودم. کوهنوردی تا حدودی حرفه ای را از نو جوانی شروع کردم. در سال 1370 در رشته مهندسی صنایع دانشگاه پلی تکنیک قبول شدم. ورود به سیاسی ترین دانشگاه ایران فرصت تحقق به انگیزه ها و آرزو هایم بخشید. از فعالیت های فرهنگی در خوابگاه شروع کردم و سپس حضور در شورای صنفی دانشکده و سرانجام در انجمن اسلامی دانشجویان . در سال 1374 به عضویت شورای مرکزی انجمن اسلامی انتخاب شدم. در پایان آن دوره طعم اولین تجربه بازداشت و سلول انفرادی را در زندان توحید چشیدم . در سال1375 برای اولین بار به جمع شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت برگزیده شدم. همان سال مسئول بخش دانشجویی ستاد سید محمد خاتمی نیز شدم. برای راه اندازی راهی جدید شروع کردیم ولی پیروزی دور از انتظار غافلگیرم کرد. در سا ل1376 مجددا برای تحصیا در دوره فوق لیسانس به دانشگاه پلی تکنیک برگشتم . دو دوره دیگر را در شورای مرکزی انجمن این بار در مسند دبیری گذراندم. سال 1377 دوباره به مرکزیت دفتر تحکیم وحدت بازگشتم که تا سال 1380 ادامه یافت. تا سال 1379 به اصلاحات در درون قانون اساسی باور داشتم و همه هم و غمم را بر این پروژه گذاشتم. اما پس از تجربه نا فرجامی کوی دانشگاه ، زندانی شدن چهره های مورد توجه مردم و سرانجام از دستور کار خارج شدن دیدگاه انتقادی پیدا کردم وبعد به اصلاحات ساختاری و تغییر قانون اساسی گرایش پیدا کردم. شرکت در کنفرانس برلین راهی زندان اوینم کرد. بعد از دو ماه بازداشت موقت دوباره آزا دشدم ولی سخنرانی هی ارادیکال و بخصوص نقد صریح وبی پرده خامنه ای باعث شد تا همراه با مهندس سحابی اولین طعمه اطلاعات موازی در بازداشتگاه 59 بشوم. تجربه ای سخت و هولناک و توام با شکنجه های فیزیکی و روانی را از سر گذارندم. در میانه راه کم آوردم وشکستم . حاصل آن تن دادن به مصاحبه اجباری و توبه آمیز بود. بار سنگینی بود اما به لطف خدا توانستم خود را در درون بازداشتگاه بازسازی کنم و به مقاومت دوباره روی بیاورم. نتیجه جبران کار و افشاگری از دورن بازداشتگاه 59 بود. اما یازده ماه پشت سر هم در سلول انفرادی و انزوای گزنده آن سپری گشت. پس از آزادی با وثیقه 200 میلیون تومانی حکم دادگاه برلین قطعی شد و همراه با محکومیت یک ساله در خصوص کوی دانشگاه ، در مجموع دو سال را در بخش عمومی اوین گذارندم. پس از آزادی فوق لیسانس را تمام کردم و با همسر دوست داشتنی و یکی از بزرگترین سعادت های زندگی ام ازدواح کردم. دوباره در سال 1383 به عضویت شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت انتخاب شدم. پس از د و سال کار در محیط های صنعتی ، مجددا دادگاه انقلاب 6 سال حبس برایم صادر نمود. این مساله و همچنین برنامه ام برای ادامه تحصیا در مقطع دکتری پایم ر ابه مهاجرت کشاند. در سال 1384 از ایران خارج شدم .سه ماه در ایرلند بودم و بعد به آمریکا رفتم. اکنون کاندیدای دکتری در رشته مهنسدی سیستم در دانشگاه جرج واشنگتن هستم و به زندگی مشعول. در حوزه سیاسی ، نوشتاری و تحقیقات تاریخ معاصر فعال هستم. در کل اگر چه سخت خودم را می توانم مقید به جمعی خاص بکم. اما گرایش به روشنفکری دینی دارم. قائل به سکولاریسم به معنای تفکیک دین و دولت. هوادار لیبرالیسم سیاسی هستم اما در حوزه اقتصاد به سوسیالیسم را می پسندم. جهان وطنی وشهروند جهانی بودن نیز دیگر باور هویتی من ضمن پابندی و احساس غرور از هویت ملی ایرانی ام است.
این نوشته در سیاسی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.