نشریه‌ها‌ی دانشجویی و مطالبه‌ی آزادی بیان

برخورد امنیتی با فعالان چهار نشریه‌ی دانشجویی «ریوار»، ‌«نقطه سر خط»، «‌سحر» و «آتیه» در دانشگاه پلی‌تکنیک، ‌مساله‌ی نشریات دانشجویی را در کانون توجه افکار عمومی قرار داد. امری که با رشدی چشمگیر در سالیان اخیر به یکی از حوزه‌ها‌ی جدی فعالیت‌ها‌ی دانشجویی تبدیل شده‌است و خلاقیت‌ها‌، ‌دیدگاه‌ها‌ و ‌تراوش‌ها‌ی فکری و قلمی قشر دانشجو را بازتاب می‌دهد. ‌
نشریات دانشجویی که به صورت ادواری، ‌گاهنامه، ‌تک شماره و الکترونیکی در واحد‌ها‌ی دانشگاهی با نامی ثابت منتشر می‌شوند، ‌عمدتا به صورت آماتور و نیمه حرفه‌ای ‌هستند و در حوزه‌ها‌ی سیاسی، ‌فرهنگی، ‌علمی، ‌صنفی، ‌ورزشی، ‌هنری و طنز منتشر می‌شوند.
پس از تجدید حیات دوباره‌ی جنبش دانشجویی در دهه هفتاد، ‌نشریات دانشجویی مستقل نیز پا به عرصه حیات گذاشتند. ‌روند تحولات پس از دوم خرداد و تحرک جنبش دانشجویی باعث شد تا ظرف مدت زمان کوتاهی تعداد نشریات با رشد کمی خیره‌کننده‌ای ‌همراه شود به گونه‌ای ‌که در سال ۱۳۷۷ آمار نشریات فعال به سه برابر سال ۱۳۷۶ و در سال‌ها‌ی ۱۳۷۸ و ۱۳۷۹ به سیزده برابر آن سال رسید. بر اساس یک آمار غیررسمی تعداد نشریات فعال دانشجویی در نیمه اول دهه هشتاد بالغ بر پنج هزار عنوان بوده‌است. ‌دلایل این رشد شتابان را باید در عطش و میل زیاد جنبش دانشجویی در بیان دیدگاه‌ها‌ و خلق آثار خود جستجو کرد. ‌آزادی‌ها‌ی نسبی و نشاط در جامعه‌ی دانشگاهی نیز مزید بر علت شد. همچنین ویژگی‌ها‌ی محیط دانشگاه به عنوان کانون علم و اندیشه و نیز پایگاه اطلاع رسانی محرک و انگیزه‌ قدرتمندی در سوق دادن دانشجویان در فعالیت‌ها‌ی رسانه‌ای ‌است. ایجاد انسداد در فعالیت‌ها‌ی سیاسی و پرهزینه شدن این نوع کنش‌ها‌ در فضای دانشگاهی نیز به نوبه خود باعث شد تا برخی از دانشجویان سیاسی نیز به مرور به جمع این روزنامه نگاران دانشجو بپیوندند و بدین‌تریب بر رونق این فضا افزوده شود.
وجود آزادی نسبی در درج مطالب و نبود محدودیت‌ها‌ی حاکم بر مطبوعات سراسری، ‌فعالیت داوطلبانه دانشجویان، ‌هزینه کم انتشار، و در کل، ‌روحیه شجاع و آرمان‌گرای دانشجو باعث شد تا خودسانسوری و سانسور در مقایسه با فضای مطبوعاتی کشور به نحو برجسته‌ای ‌کمتر باشد. ‌این ویژگی مهمترین مزیت و قابلیت ویژه این نشریات است. حتی به مرور با مخدوش شدن فضای آزاد اطلاع رسانی و تعطیلی بیش از صد روزنامه و نشریه در دوران اصلاحات، ‌حوزه مطبوعات دانشجویی فعال‌تر شده و بیشتر مورد توجه قرار گرفت. البته ناگفته نماند که با توجه به سطح کار، ‌نوع مخاطب، ‌محدود بودن مخاطبین و تیراژ، این نشریات نمی‌توانستند جایگزین مطبوعات سراسری شوند. ‌
پیشرفت در حوزه اطلاعات و گسترش کاربرد اینترنت نقش خیلی زیادی در گسترش و پویایی نشریات دانشجویی و توسعه خوانندگان این نشریات از دانشجویان دانشگاه مربوطه به جامعه و فضای رسانه‌ای ‌خارج از کشور شد. انبوه زیاد نشریات الکترونیکی، ‌خبرنامه‌ها‌ و سایت‌ها‌ی اینترنتی دانشجویی به زودی توانستند جایگاه مناسبی در فضای رسانه‌ای ‌داخل و خارج از کشور پیدا کنند و برخی از آنها چون «خبرنامه‌ی انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه امیرکبیر» توانستند به منبع خبری نیز تبدیل شوند. ‌
نگاهی به اخبار منتشره در روزنامه‌ها‌ی داخلی و خبرگزاری‌ها‌ی خارجی به خوبی موقعیت مناسب این رسانه‌ها‌ی الکترونیک را در تولید، ‌انتشار و توزیع اخبار و مطالب نشان می‌دهد. ‌این موضوع باعث شد تا حوزه اثرگذاری آن‌ها در جامعه و فضای سیاسی و اجتماعی کشور گسترش یابد و همچنین بر محبوبیت و مرجعیت جنبش دانشجویی در جامعه و بین مردم نیز بیافزاید. ‌
افزایش مطالبه‌ی آزادی بیان و مطبوعات و همچنین ظرفیت‌سازی،‌ ‌پرورش نیرو، ‌ارتقای سطح مطالعاتی و آگاهی جامعه‌ی دانشجویی، ‌و گسترش مجاری ارتباطی از دیگر پسامد‌ها‌ی رشد کمی و کیفی نشریات دانشجویی است که در مجموع با منعکس کردن اخبار فعالیت‌ها‌ و تکاپوهای دانشجویی، ‌مشکلات، ‌خواسته‌ها‌ و تولیدات دانشجویان نقشی مهم در شکل دادن افکار عمومی دانشجویی، تبادل اطلاعات و نظر بین دانشجویان، ‌تقویت همبستگی جنبش دانشجویی،‌ انتقال پیام و خواسته‌ها‌ی دانشجویان به مردم و نخبگان ایفا کرده و همچنین به مرجعی برای شناخت خصوصیات و مطالبات جامعه‌ی دانشجویی کشور تبدیل شده‌است. ‌
رونق و رشد نشریات دانشجویی و جسارت و عدم هراس آن‌ها از پرداختن به مشکلات جامعه و سیاست‌ها‌ی ناصواب حکومت، ‌مطالبه‌ی آزادی، ‌عدالت و حقوق مردم و یافتن موقعیتی ممتاز در جنبش، ‌حساسیت بخش‌ها‌ی امنیتی و اقتدارگرایان را بر انگیخت. لذا برخورد انقباضی و کنترل کننده‌ی حاکمیت در دو سطح حقوقی و امنیتی دنبال شد. ‌
در سطح حقوقی تلاش شد تا چهارچوبی قانونی برای کنترل نشریات دانشجویی تدوین شود. ‌البته پس از دوم خرداد معاونت فرهنگی و دانشجویی وزرات علوم نیز در صدد ایجاد بستر حقوقی مناسب برای حمایت از رشد نشریات دانشجویی بود و از این رو، خانه‌ی نشریات دانشجویی را تاسیس نمود. ‌
خانه‌ی نشریات دانشجویی با هدف گردآوری و تشکیل آرشیوی کامل از نشریات دانشگاه‌ها ونیز با انگیزه آموزش روزنامه‌نگاری به دست‌اندرکاران نشریات دانشجویی شروع بهفعالیت نمود. اهداف مهم تشکیل این مرکز تسهیل انتشار نشریاتدانشجویی و قانونمند کردن آن، ‌ارتقاء سطح کیفی نشریات و ارتباط با نشریات دانشجوییو مدیران فرهنگی دانشگاه‌ها بوده‌است از جمله اقدامات آنها می‌توان به تأسیس باشگاه خبرنگاران افتخاری، ‌برگزاری کنفرانس‌های مطبوعاتی (خبری)، ‌کمک به تشکیل و تجهیز انجمن نشریات دانشجوییدر دانشگاه‌ها و تشکیل بانک اطلاعاتی نشریات دانشجویی اشاره کرد. ‌
اما با دخالت شورای‌عالی انقلاب فرهنگی که اکثریت آن در اختیار محافظه کاران بود، ‌بر خلاف خواست آنان آیین‌نامه‌ها‌یی تدوین شد که با نگاهی توطئه انگارانه در صدد ایجاد محدودیت و ممانعت از فعالیت مستقل نشریات دانشجویی بود.
تا پیش از تدوین این آیین‌نامه، ‌روال قانونی برای فعالیت نشریات دانشجویی وجود نداشت و عرف حاکم دامنه‌ی کار را تعیین می‌کرد و در عین جسارت در شکستن خطوط قرمز باز حساسیت‌ها‌ و توانمندی‌ها‌ مشخص می‌کرد که تا کجا پیش روند. ‌
اما پس از تصویب این آیین‌نامه نهاد و ابزاری به نام «کمیته ناظر بر نشریات دانشجویی» برای کنترل این بخش پویا و نوخاسته جنبش دانشجویی تعیین شد.
ترکیب کمیته عبارت است از :
– معاون دانشجویی و فرهنگی دانشگاه (رییس کمیته)
ـ نماینده تام‌الاختیار دفتر نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه
ـ یک حقوقدان به انتخاب رییس دانشگاه
ـ دو نفر عضو هیأت علمی دانشگاه به انتخاب شورای فرهنگی دانشگاه
ـ مدیر امور فرهنگی دانشگاه (دبیر کمیته)
ـ دو نفر از مدیران مسئول نشریات دانشگاهی به انتخاب مدیران مسئول نشریات دانشگاه که یک نفر از آنها به عنوان عضو علی‌البدل محسوب می‌گردد. ‌
همان‌گونه که مشاهده می‌شود اکثریت این گروه مسئولین دولتی هستند. وظایف این کمیته عبارت است از:
ـ بررسی درخواست‌ و صدور مجوز انتشار مطابق ماده ۲ این دستورالعمل
ـ نظارت بر عملکرد نشریات دانشگاهی
ـ رسیدگی به تخلفات و شکایات ناشی از عملکرد نشریات دانشگاهی مطابق ماده ۶ این دستورالعمل
ـ نظارت بر حسن اجرای این دستورالعمل، ‌مصوبات و شیوه‌نامه‌های شورای مرکزی ناظر
در ابتدا به دلیل گرایش‌های اصلاح‌طلبانه‌ی مدیران دانشگاه‌ها،‌ این کمیته‌ها‌ مانعی برای فعالیت دانشجویان ایجاد نمی‌کردند و حتی پاره‌ای ‌از برنامه‌ها‌ی وزرات علوم وقت چون برگزاری جشنواره‌ی نشریات دانشجویی نیز در تقویت و رشد آنها موثر بود. ‌
اما به مرور، به‌ویژه در دوران پایانی دولت خاتمی، فشار نهادهای امنیتی و نمایندگان رهبری در دانشگاه‌ها‌ به منظور اعمال محدودیت بر نشریات دانشجویی گسترش یافت و در دوران احمدی نژاد وارد مرحله‌ی جدیدی شد.
وزارت علوم دولت احمدی نژاد در چهارچوب پروژه‌ی انقلاب فرهنگی دوم به سرکوب نشریات دانشجویی مستقل پرداخت، به گونه‌ای ‌که در حال حاضر یکی از وجوه اصلی نقض آزادی بیان و آزادی مطبوعات در دانشگاه‌ها‌، ‌تعطیلی و تحمیل سانسور و خودسانسوری بر مطبوعات دانشجویی است. این سیاست‌ها‌ی انقباضی و مغایر با آزادی‌ها‌ی آکادمیک درپنج حوزه‌ی زیر دنبال می‌شود:
۱- تعطیلی نشریات مستقل و منتقد موجود
۲- بستن امکانات و بودجه‌ها‌ی دانشگاه به روی روزنامه نگاران دانشجویی غیر خودی
۳- عدم صدور مجوز برای افراد و گروه‌ها‌ی غیر وابسته
۴- تقویت نشریات وابسته و سرازیر کردن امکانات عمومی به سوی آنها
۵- احضار روزنامه نگاران دانشجویی به کمیته‌ها‌ی انضباطی و محرومیت موقت آنها از تحصیل
این دولت از بدو حیات خودش تا کنون صد‌ها‌ نشریه دانشجویی را تعطیل کرده‌است و شمار نشریات فعال به میزان محسوسی کاهش پیدا کرده‌است. ‌
بعد امنیتی برخود و کنترل نشریات دانشجویی نیز در چهارچوب بازداشت و محکومیت قضایی دنبال می‌شود. این برخورد با نشریه «موج» ارگان انجمن اسلامی دانشگاه امیرکبیر در سال ۱۳۷۸ آغاز شد که چند تن از فعالان آن نشریه(محمد نباتی،‌ ‌علی آقایی و عباس نعمتی) به دلیل توهین به مقدسات بازداشت و سرانجام محکوم به تحمل چند ماه حبس شدند. ‌چند سال بعد دو تن از مسئولان نشریه‌ای ‌در دانشگاه شهید رجایی (محمود مژدهی و حمید جعفری) قربانی چنین برخوردی شدند که پس از چندین ماه اذیت و آزار روانی در بازداشتگاه‌ها‌ی امنیتی مجبور به تحمل قریب به ۱۸ ماه حبس شدند. در این برخورد‌ها‌ دست اندرکاران نشریات دانشجویی در راستای ممانعت از آزادی‌ها‌ی مطبوعاتی و سرکوب جنبش اصلاح در پوشش توهین به مقدسات، ‌قربانی سناریوهای امنیتی می‌شدند. ‌
و اینک در رویدادی مشابه، ‌چند تن از فعالان دانشجویی امیرکبیر (احمد قصابان، ‌مجید توکلی، ‌مقداد خلیل پور، ‌مجید شیخ پور، ‌احسان منصوری، ‌علی صابری، ‌عباس حکیم زاده و پویان محمودیان) به ناحق در سناریویی ناجوانمردانه برای خاموش کردن بانگ اعتراضی دانشجویان این دانشگاه، ‌تحت شکنجه و فشار‌ها‌ی جسمی و روانی سنگینی قرار گرفتند و بیم آن می‌رود که افراد باقی مانده در زندان به خصوص احمد قصابان مجبور به اعترافات تلوزیونی و صدور حکم سنگین زندان متعاقب آن شود. ‌
بنابراین نشریات دانشجویی یکی از مهمترین پایگاه‌ها‌ی فعالیت جنبش دانشجویی است و در عین حال از عرصه‌ها‌ی اصطکاک و رویارویی با ساختار سلطه نیز هست که ضمن ایجاد انگیزه برای مقاومت، ‌مطالبه برای آزادی بیان و آزادی مطبوعات را نیز تحکیم و تولید می‌کند. بهبود شاخص‌ها‌ی آزادی بیان در دانشگاه‌ها‌ محتاج توجه ویژه به نشریات دانشجویی و فراهم کردن امکانات و امنیت لازم برای شکوفا شدن این سنخ از استعدادهای دانشجویی است. ‌
این مقاله در شهریور ۱۳۸۶ در ماهنامه گذار منتشر شده است.

درباره Afshari

در سا ل1352 در خانواده ای فرهنگی در شهر قزوین چشم به دنیا گشودم. پدرم دبیر ادبیات و صاحب یک هفته نامه محلی است. تا پایان دبیرستان در قزوین بر کشیدم. کتابخانه پدر پناهگاهم بود و ارتباط با دوستان و فامیل گرمابخش زندگی ام. به ورزش ، سیاست و مطالعه از ابتدا علاقمند بودم. کوهنوردی تا حدودی حرفه ای را از نو جوانی شروع کردم. در سال 1370 در رشته مهندسی صنایع دانشگاه پلی تکنیک قبول شدم. ورود به سیاسی ترین دانشگاه ایران فرصت تحقق به انگیزه ها و آرزو هایم بخشید. از فعالیت های فرهنگی در خوابگاه شروع کردم و سپس حضور در شورای صنفی دانشکده و سرانجام در انجمن اسلامی دانشجویان . در سال 1374 به عضویت شورای مرکزی انجمن اسلامی انتخاب شدم. در پایان آن دوره طعم اولین تجربه بازداشت و سلول انفرادی را در زندان توحید چشیدم . در سال1375 برای اولین بار به جمع شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت برگزیده شدم. همان سال مسئول بخش دانشجویی ستاد سید محمد خاتمی نیز شدم. برای راه اندازی راهی جدید شروع کردیم ولی پیروزی دور از انتظار غافلگیرم کرد. در سا ل1376 مجددا برای تحصیا در دوره فوق لیسانس به دانشگاه پلی تکنیک برگشتم . دو دوره دیگر را در شورای مرکزی انجمن این بار در مسند دبیری گذراندم. سال 1377 دوباره به مرکزیت دفتر تحکیم وحدت بازگشتم که تا سال 1380 ادامه یافت. تا سال 1379 به اصلاحات در درون قانون اساسی باور داشتم و همه هم و غمم را بر این پروژه گذاشتم. اما پس از تجربه نا فرجامی کوی دانشگاه ، زندانی شدن چهره های مورد توجه مردم و سرانجام از دستور کار خارج شدن دیدگاه انتقادی پیدا کردم وبعد به اصلاحات ساختاری و تغییر قانون اساسی گرایش پیدا کردم. شرکت در کنفرانس برلین راهی زندان اوینم کرد. بعد از دو ماه بازداشت موقت دوباره آزا دشدم ولی سخنرانی هی ارادیکال و بخصوص نقد صریح وبی پرده خامنه ای باعث شد تا همراه با مهندس سحابی اولین طعمه اطلاعات موازی در بازداشتگاه 59 بشوم. تجربه ای سخت و هولناک و توام با شکنجه های فیزیکی و روانی را از سر گذارندم. در میانه راه کم آوردم وشکستم . حاصل آن تن دادن به مصاحبه اجباری و توبه آمیز بود. بار سنگینی بود اما به لطف خدا توانستم خود را در درون بازداشتگاه بازسازی کنم و به مقاومت دوباره روی بیاورم. نتیجه جبران کار و افشاگری از دورن بازداشتگاه 59 بود. اما یازده ماه پشت سر هم در سلول انفرادی و انزوای گزنده آن سپری گشت. پس از آزادی با وثیقه 200 میلیون تومانی حکم دادگاه برلین قطعی شد و همراه با محکومیت یک ساله در خصوص کوی دانشگاه ، در مجموع دو سال را در بخش عمومی اوین گذارندم. پس از آزادی فوق لیسانس را تمام کردم و با همسر دوست داشتنی و یکی از بزرگترین سعادت های زندگی ام ازدواح کردم. دوباره در سال 1383 به عضویت شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت انتخاب شدم. پس از د و سال کار در محیط های صنعتی ، مجددا دادگاه انقلاب 6 سال حبس برایم صادر نمود. این مساله و همچنین برنامه ام برای ادامه تحصیا در مقطع دکتری پایم ر ابه مهاجرت کشاند. در سال 1384 از ایران خارج شدم .سه ماه در ایرلند بودم و بعد به آمریکا رفتم. اکنون کاندیدای دکتری در رشته مهنسدی سیستم در دانشگاه جرج واشنگتن هستم و به زندگی مشعول. در حوزه سیاسی ، نوشتاری و تحقیقات تاریخ معاصر فعال هستم. در کل اگر چه سخت خودم را می توانم مقید به جمعی خاص بکم. اما گرایش به روشنفکری دینی دارم. قائل به سکولاریسم به معنای تفکیک دین و دولت. هوادار لیبرالیسم سیاسی هستم اما در حوزه اقتصاد به سوسیالیسم را می پسندم. جهان وطنی وشهروند جهانی بودن نیز دیگر باور هویتی من ضمن پابندی و احساس غرور از هویت ملی ایرانی ام است.
این نوشته در سیاسی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.