سیر تحولات دفتر تحکیم وحدت( نگاهی از درون)

دفتر تحکیم وحدت یکی از فعال ترین جریانات سیاسی و اجتماعی در طول دو دهه اخیر بوده و به گفته موافق و مخالف نقشی مهم در تکوین رویداد ها و سیر حوادث داشته است. بی تردید شناخت درست از تاریخ معاصر نیاز به مطالعه رفتار و عملکرد این مجموعه دارد. اگرچه فعالیت دفتر تحکیم وحدت به عنوان مرکزیت مجموعه انجمن های اسلامی دانشجویان و دانشگاه های سراسر کشور قدمتی ۲۷ ساله دارد ، اما قرارگرفتن آن در کانون توجه افکار عمومی به دوران اصلاحات بر می گردد که به عنوان فعال ترین ،فراگیرترین و بزرگترین سازمان دانشجویی کشور تا کنون در عمل، جنبش دانشجویی ایران را رهبری کرده است.
اما انجمن های اسلامی قدمتی بیشتر از دفتر تحکیم وحدت دارند و هفت دهه فعالیت را در کارنامه خود دارند. اما پس از سال ۱۳۵۹ با برقراری پیوند سازمانی، تشکیلات دفتر تحکیم وحدت را بنیان نهادند و از آن به بعد حضور در عرصه عمومی و جامعه را در جایگاه شورای عمومی دفتر تحکیم وحدت به عنوان بالاترین مرجع تصمیم گیری این مجموعه دنبال نموده اند.
از آنجاییکه چرایی و چگونگی سیر تحولات و تغییرات بنیادین در نحوه عمل دفتر تحکیم وحدت یکی از مباحث جذاب برای فعالان سیاسی – اجتماعی و پژوهشگران بوده و همچنین از منابع مناسب برای درک تحولات اجتماعی ، باور های نسل جدید و پیش زمینه های مطالبات سیاسی و اجتماعی است، لذا سعی می شود در سلسله مقالاتی به این مهم با نگاهی از درون پرداخته شود.
این بررسی تحلیلی می تواند ، سرمایه ای ارزشمند برای بهبود عملکرد جنبش دانشجویی باشد و برای انتخاب روش ها و سیاست های کارآمد بدان کمک کند.
انجمن های اسلامی دانشجویان پس از انقلاب اسلامی رویکردی متفاوت را در پیش گرفتند و از قرائت ایدئولوژیک از اسلام و همسویی با جریانات نوگرای اسلامی چون نهضت آزادی ، روحانیت نواندیش و …. فاصله گرفته و مبنای معرفتی اسلام فقاهتی را برگزیدند و به لحاظ سیاسی به جرگه نیروهای سنت گرای ایدئولوژیک پیوستند و تثبیت خط امام و شیفتگی نسبت به بنیانگذار جمهوری اسلامی و تحقق تعالیم و مواضع او را در قالب نظریه ولایت فقیه در پی گرفتند.
اینکه چرا این تغییر اتفاق افتاد و چه میزان تابعی از انتخاب طبیعی نیروهای داخلی بود و یا برگرفته از عوامل خارج از مجموعه ، فضای انقلاب و نیروهای سیاسی بود، در حوصله این یادداشت نیست.
انجمن های اسلامی دانشجویان و دفتر تحکیم وحدت نقش موثری در تثبیت جمهوری اسلامی در سال ۱۳۶۰ بخصوص در فضای دانشگاهی و شکل گیری انقلاب فرهنگی داشتند و از آن به بعد همسو با جهاد های دانشگاهی در قالب بازوی دولت در دانشگاه ها عمل کردند و عملا نقش مدیریت دانشگاه ها را بر عهده داشتند.
در این دوره که تا درگذشت آیت الله خمینی ادامه یافت، تحکیم ائتلاف استراتژیک با جناح چپ قدرت داشت که بخش مسلط حکومت بود و با اتخاذ رویکرد حکومتی همکاری نزدیکی با دولت و سازمان های حکومتی داشت. البته مجموعه تحکیم یک نظر و یکدست نبود و به دو گرایش راست و چپ تقسیم می شد و گرایش چپ در اکثریت بود. شکاف ها حول همسویی با جناح چپ و یا راست حکومت ، تبعیت مطلق از احکام ولی فقیه و یا لحاظ آنها به عنوان ارشادات و نصایحی غیر الزام آور، تقدم احکام حکومتی بر آراء فقهی در چهارچوب نظریه مصلحت و اجتهاد پویا یا حاکمیت فقه سنتی و اقتصاد دولتی یا شبه خصوصی بازار محور ، جریان داشت.
اما درگذشت آیت الله خمینی و انتخاب آقای خامنه ای در کسوت رهبری جمهوری اسلامی نقطه عطفی را در رفتار دفتر تحکیم وحدت پدید آورد. در این دوران با توجه به وابستگی آقای خامنه ای به جریان راست ، این جریان بخش های کلیدی قدرت را تصرف کرد و طیف چپ به حاشیه رانده شد و بر اساس سیاست های حذفی جدید از دولت و اکثریت مجلس اخراج شد.
دفتر تحکیم وحدت نیز همگام با طیف زبان به اعتراض گشود و تاوان آن را نیز با از دست دادن موقعیت ها و امتیاز های انحصاری پس داد. انجمن های اسلامی دیگر تشکل واحدی نبود که خواسته های دولت را تعقیب و مشروعیت و اقتدار نظام سیاسی را در محیط های دانشجویی باز تولید کند این نقش به تشکل های دانشجویی جناح راست مانند جامعه اسلامی دانشجویان و اتحادیه های انجمن های اسلامی دانشجویی ( گروه آقای طبرزدی) و … منتقل شد و در ادامه با فعال شدن سپاه در سیاست ، بسیج دانشجویی نیز به این کاروان پیوست.
در این دوران دفاتر برخی از انجمن های اسلامی بسته شد، برخی از فعالان آنها بازداشت شدند ، ساختمان مرکزی دفتر تحکیم وحدت اشغال شد. انجمن های اسلامی تحت فشار قرار گرفتند تا اساسنامه های شان را بر اساس آئین نامه جدید تشکل های دانشجویی بازنویسی و تطبیق دهند. دفتر تحکیم وحدت این تقاضا را رد کرد. اما برخی از انجمن ها ناگزیر آن را پذیرفتند و تحت قیمومیت نهاد نمایندگی رهبری قرار گرفتند.
این دوران آغاز تغییر استراتژی دفتر تحکیم وحدت از دفاع مطلق به رویکرد انتقادی در چهارچوب نظام بود. این تغییر اگرچه در ابتدا دامنه و عمق زیادی نداشت منتها زمینه را فراهم کرد تا فضا برای تغییر و تحولات آتی دفتر تحکیم وحدت مهیا شود. به عبارت دیگر این دوران آغاز جدایی این نهاد از نظام سیاسی و مساعد شدن فضا برای جای گیری بذر تغییرات پر شتاب آینده در گسست کامل از قدرت ، پیوستن به جامعه مدنی و قرار گرفتن در موقعیت مخالف بود. تغییری که در ابعاد معرفتی ، ایدئولوژیک و فرهنگی نیز گسترش یافت.
فعالان آن دوران اعتراضات تندی را متوجه دولت هاشمی رفسنجانی نمودند. این انتقادات که با زبان و ادبیات درون نظامی عنوان می شد ، دولت سازندگی را متهم می کرد که با اتخاذ سیاست های باز اقتصادی موسوم به تعدیل از آرمان های انقلاب منحرف شده است. مطالبات آن دوران صرفا حول عدالت اجتماعی و انحصار طلبی جناح راست در حذف طیف چپ از بلوک قدرت بود. به دلیل مشکلات بسیار ، محدودیت ها ، فشار های حکومتی، عدم برخورداری از پشتوانه دانشجویی و نبود امکانات ،سطح فعالیت های دفتر تحکیم وحدت کاهش چشمگیری یافت. تا اینکه در اوایل دهه هفتاد وارد مرحله جدیدی شد. لازم به ذکر است که تحکیم و انجمن های اسلامی کماکان تا این دوره حالت بسته و حکومتی خود را حفظ کردند.
عوامل و شرایطی باعث شدند که فضا برای پویایی و نشاط فعالیت های دانشجویی در اوایل دهه هفتاد مساعد شود. در ادامه به برخی از آنها به شرح زیر اشاره می شود:
• تغییرات نسلی .
در این دوره دانشجویانی که وارد دانشگاه شدند ، تفاوت های زیادی با اسلاف خود داشتند. تغییر در نظام ارزشی ، باورها و هنجار های فرهنگی باعث شد تا سنخ مطالبات تغییر پیدا کند و آزادی و گشایش های فرهنگی تبدیل به خواست غالب در محیط های دانشجویی شود. تمایل به غرب به جای غرب ستیزی، پذیرش مدرنیته ، غیر ایدئولوژیک بودن و نفی مطلق گرایی و پذیرش تکثر فرهنگی و سیاسی ویژگی های عمده دانشجویی این دوران بودند. این نسل حامل تغییر مذاق افکار عمومی به سمت مدرنیسم و پایان پارادایم برگشت به سنت بود.
• کم شدن گزینش های ایدئولوژیک و تقلیل فضای امنیتی محصول انقلاب فرهنگی
در این زمان دیگر از گزینش های ایدئولوژیک در سطح دانشجویان کارشناسی به شکل گسترده خبری نبود. از حساسیت سیستم امنیتی بر روی دانشجویان ورودی به دانشگاه کاسته شده بود و کلا فضایی که معطوف به انقلاب فرهنگی و سخت گیری های امنیتی بر دانشگاه شده بود، عوض گشته بود. افراد باقی مانده پس از انقلاب فرهنگی عمدتا دانشگاه را ترک کرده بودند. همچنین شمار دانشجویان بورسیه ای مانند رزمندگان، خانواده شهداء نیز کاهش یافته بود.
• تبعات اجرای سیاست تعدیل و آزاد سازی های اقتصادی
از آنجاییکه اجرای سیاست تعدیل و آزاد سازی اقتصادی نیازمند گشایش فرهنگی و آزادی های نسبی اجتماعی بود و دولت وقت می کوشید تا فضای با نشاط اجتماعی ایجاد کند و به نوعی به نوسازی اجتماعی بپردازد، لذا فعالیت فرهنگسراها ، سیاست های باز فرهنگی، انتشار روزنامه همشهری منجر به پویایی در محیط های دانشجویی شده بود. وزارت علوم دولت وقت نیز می کوشید با سیاست زدایی در دانشگاه ها توجهات را به سمت فعالیت های فرهنگی و هنری متمرکز کند.
• انتشار نشریات جدید و تحرکات روشنفکری
این دوران مصادف بود با موج جدید تحرکات روشنفکری که پس از پایان جنگ شروع شده بود. روشنفکران دینی و در راس آنها دکتر عبدالکریم سروش در حلقه کیان جمع شده بودند ، ملی- مذهبی ها ایران فردا را منتشر می کردند و روشنفکران لائیک هم فرهنگ توسعه ، آدینه و جامعه سالم را تولید می کردند. عده ای از فعالان جناح چپ روزنامه سلام را با مدیر مسئولی محمد موسوی خوئینی ها منتشر می کردند که رویکرد جدیدی را با نگاهی انتقادی به حکومت و تولید ادبیات جدید و متفاوت با سابقه جریان چپ را دنبال می کرد. همچنین روزنامه جهان اسلام با مدیر مسئولی سید هادی خامنه ای و ماهنامه بیان با مسئولیت سید علی اکبر محتشمی انتقادات تندی را بر علیه جریان راست و سیاست های دولت بیان می کردند. گروه های سیاسی چون سازمان مجاهدین انقلاب هم فعال شده بودند و ارگان عصر ما را منتشر می کردند. مجموعه این تلاش ها فضایی مناسبی را برای تغذیه جنبش دانشجویی و انگیزش آن فراهم کرده بود.
• منازعات درون بلوک قدرت
آنزمان مصادف با نزاع جناح های چپ و راست بر سر نظارت استصوابی شورای نگهبان و رد صلاحیت شماری از نیروهای چپ در انتخابات مجلس چهارم بود. نیروهای چپ از دسترسی به فضاهای اجتماعی و تریبون های عمومی محروم بودند و فقط مجال فعالیت در دانشگاه داشتند. توجه ویژه این جریان به دانشگاه در مساعد کردن فضای فعالیت موثر بود. در سطحی دیگر درگیری بین بیت رهبری و دفتر ریاست جمهوری نیز بدین فضا دامن می زد. آن دوره دیگر ماه عسل بین رهبری و هاشمی رفسنجانی پایان یافته بود و انتقاد جریان راست از دولتی که پیش تر انتقاد به آن را به مثابه تیر انداختن به خیمه ابا عبدالله در عاشورا می دانستند، بالا گرفته بود. کشمکش بین علی اصغر حجازی بیت رهبری و حین مرعشی رئیس دفتر هاشمی رفسنجانی کار را بدانجا رساند، که آقای خامنه ای طی پیامی به انتقاد از کم تحرکی سیاسی دانشجویان پرداخت و صراحتا بیان داشت خدا لعنت کند دست هایی که دانشگاه را غیر سیاسی کرد. این اظهارات فضایی مناسبی را باز کرد تا فعالان دانشجویی وقت از محدودیت های که دولت و نهاد های امنیتی در دانشگاه ها ایجاد کرده بودند برای مدتی خلاص شوند. البته جهتی که جنبش دانشجویی پس از این ماجرا پیمود آنی نبود که رهبری انتظار داشت و دیری نگذشت که این جهت مورد حمله رهبری و نهاد های تحت امر او قرار گرفت.
بدینترتیب عوامل فوق باعث شد تا فضای جدیدی در دانشگاه و شور و اشتیاق برای فعالیت ایجاد شود.
دفتر تحکیم وحدت هم از این تحولات بی نصیب نماند و جریان سومی در داخل آن پدید آمد. نطفه این جریان در دانشگاه پلی تکنیک شکل گرفت و بعد ها پایه گذار فراکسیون مدرن شد. انجمن اسلامی دانشگاه پلی تکنیک پیش قراول هویت جدیدی در انجمن های اسلامی شد که معتقد به بازنگری اساسی در مرامنامه ، چهارچوب معرفتی و استراتژی های سیاسی شد. ویژگی های اصلی این نحله جدید عبارت بودن از: انتخاب روشنفکری دینی به عنوان ایدئولوژی و وداع با اسلام فقاهتی ، انتخاب آزادی و دموکراسی به عنوان خواسته اصلی، پذیرش مقبولیت دانشجویی به عنوان مبانی مشروعیت و شکستن مرزهای خودی و غیر خودی و دعوت از دگراندیشان در مجامع دانشگاهی، بازخوانی سنت مطابق سرمشق مدرنیته
این جریان اگرچه ابتدا در داخل تحکیم در اقلیت مطلق بود ولی خیلی زود رشد کرد و جایگاه مناسبی در داخل آن پیدا کرد. انجمن اسلامی دانشگاه امیرکبیر اولین انجمنی بود که سیستم انتخاباتیش را باز کرد و همه دانشجویان می توانستند در انتخابات شرکت کرده و رای بدهند. بدینترتیب این مسئله نقش زیادی داشت تا سیاست های انجمن اسلامی در راستای نظرات و خواسته های اکثریت دانشجویان تدوین شود.
نیروهای دفتر تحکیم وحدت در حد فاصل سال های ۱۳۷۵-۱۳۷۰ را می توان به سه جریان عمده تقسیم کرد:
• راست
این جریان با محوریت دانشگاه تهران معتقد بود که تحکیم باید رویه اش در دهه شصت به عنوان بازوی اجرایی ولی فقیه را دنبال کند و همان نسبتی که با آیت الله خمینی داشت با آقای خامنه ای برقرار کند. باز تولید ایدئولوژی نظام، حمایت از عملکرد رهبری ، مرزبندی با جریان روشنفکری اجتناب از ورود به فعالیت های سیاسی رادیکال و نقد دولت هاشمی ، تاکید بر سیستم بسته انتخاباتی و اعمال سیاست های سخت گیرانه در عضو گیری. ویژگی های اصلی این جریان را تشکیل می داد.
• چپ( خط امام)
این جریان با محوریت دانشگاه شهید بهشتی به اتحاد استراتژیک با طیف چپ معتقد بود و از رویکرد انتقادی محدود دفاع می کرد. برای این جریان عدالت و پایان دادن به انحصار طلبی جریان راست مسئله اصلی بود. البته آنها از آزادی بیان نیز دفاع می کردند منتها فقط میل به فعالیت در سطح هم پیمانان سیاسی خود در قالب جناح چپ حکومتی داشتند.
تاکید بر همسویی سیاسی با گروه هایی چون مجمع روحانیون مبارز، سازمان مجاهدین انقلاب و … ، شیفتگی به تعالیم آیت الله خمینی، دفاع از قرائت مشروط از ولایت فقیه در چهارچوب قانون اساسی، سنت گرا ، طرفدار گفتگوی سنت و مدرنیته و تضاد با جریان راست ویژگی های عمده آن بودند.
• مدرن
این جریان تازه وارد که انجمن اسلامی دانشگاه امیرکبیر نماینده آن بود، در اقلیت محض بود. تنها دانشگاه های شیراز و علامه طباطبایی عضو آن بودند. این جریان در راستای گسترش آزادی بیان اقدام به دعوت از چهره های منسوب به نهضت آزادی و روشنفکران عرفی گرا کرد و بدینترتیب دایره بسته سخنران های مجاز در دانشگاه ها را گشود. اوج این رویکرد دعوت انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه امیرکبیر در دعوت از دکتر عبدالکریم سروش در اردیبهشت ماه سال ۱۳۷۵ بود که پس از حمله انصار حزب الله به وی عملا ممنوع السخنرانی شده بود. علی رغم همه تهدیدها و مخالف ها ، انجمن مراسم را برگزار کرد و اگرچه نیروهای امنیتی از ورود دکتر سروش به دانشگاه ممانعت کردند، اما اساتید و دانشجویان دانشگاه امیرکبیر یکپارچه در برابر انصار جهل و جور ایستادگی کردند و روز با شکوهی را رقم زدند.
تاکید بر سیستم انتخاباتی باز، حمایت از روشنفکری دینی و دفاع از دکتر عبدالکریم سروش ،
پذیرش مدرنیسم، تاکید بر آزادی و دموکراسی، توجه به فعالیت های صنفی و نمایندگی خواسته های دانشجویان، اعتقاد به تعامل با جریان روشنفکری و رویکرد غیر ایدئولوژیک مشخصه های رفتاری این جریان بودند.
در این دوران جریان خط امام و مدرن در ائتلاف یا یکدیگر اکثریت مجموعه را تشکیل می دادند.
در قسمت بعدی به تشریح سیر تحولات دفتر تحکیم وحدت پس از سال ۱۳۷۵ خواهم پرداخت.
این مطلب در سایت اینترنتی راهبرد در مهر ماه ۱۳۸۶ منتشر شده است.

درباره Afshari

در سا ل1352 در خانواده ای فرهنگی در شهر قزوین چشم به دنیا گشودم. پدرم دبیر ادبیات و صاحب یک هفته نامه محلی است. تا پایان دبیرستان در قزوین بر کشیدم. کتابخانه پدر پناهگاهم بود و ارتباط با دوستان و فامیل گرمابخش زندگی ام. به ورزش ، سیاست و مطالعه از ابتدا علاقمند بودم. کوهنوردی تا حدودی حرفه ای را از نو جوانی شروع کردم. در سال 1370 در رشته مهندسی صنایع دانشگاه پلی تکنیک قبول شدم. ورود به سیاسی ترین دانشگاه ایران فرصت تحقق به انگیزه ها و آرزو هایم بخشید. از فعالیت های فرهنگی در خوابگاه شروع کردم و سپس حضور در شورای صنفی دانشکده و سرانجام در انجمن اسلامی دانشجویان . در سال 1374 به عضویت شورای مرکزی انجمن اسلامی انتخاب شدم. در پایان آن دوره طعم اولین تجربه بازداشت و سلول انفرادی را در زندان توحید چشیدم . در سال1375 برای اولین بار به جمع شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت برگزیده شدم. همان سال مسئول بخش دانشجویی ستاد سید محمد خاتمی نیز شدم. برای راه اندازی راهی جدید شروع کردیم ولی پیروزی دور از انتظار غافلگیرم کرد. در سا ل1376 مجددا برای تحصیا در دوره فوق لیسانس به دانشگاه پلی تکنیک برگشتم . دو دوره دیگر را در شورای مرکزی انجمن این بار در مسند دبیری گذراندم. سال 1377 دوباره به مرکزیت دفتر تحکیم وحدت بازگشتم که تا سال 1380 ادامه یافت. تا سال 1379 به اصلاحات در درون قانون اساسی باور داشتم و همه هم و غمم را بر این پروژه گذاشتم. اما پس از تجربه نا فرجامی کوی دانشگاه ، زندانی شدن چهره های مورد توجه مردم و سرانجام از دستور کار خارج شدن دیدگاه انتقادی پیدا کردم وبعد به اصلاحات ساختاری و تغییر قانون اساسی گرایش پیدا کردم. شرکت در کنفرانس برلین راهی زندان اوینم کرد. بعد از دو ماه بازداشت موقت دوباره آزا دشدم ولی سخنرانی هی ارادیکال و بخصوص نقد صریح وبی پرده خامنه ای باعث شد تا همراه با مهندس سحابی اولین طعمه اطلاعات موازی در بازداشتگاه 59 بشوم. تجربه ای سخت و هولناک و توام با شکنجه های فیزیکی و روانی را از سر گذارندم. در میانه راه کم آوردم وشکستم . حاصل آن تن دادن به مصاحبه اجباری و توبه آمیز بود. بار سنگینی بود اما به لطف خدا توانستم خود را در درون بازداشتگاه بازسازی کنم و به مقاومت دوباره روی بیاورم. نتیجه جبران کار و افشاگری از دورن بازداشتگاه 59 بود. اما یازده ماه پشت سر هم در سلول انفرادی و انزوای گزنده آن سپری گشت. پس از آزادی با وثیقه 200 میلیون تومانی حکم دادگاه برلین قطعی شد و همراه با محکومیت یک ساله در خصوص کوی دانشگاه ، در مجموع دو سال را در بخش عمومی اوین گذارندم. پس از آزادی فوق لیسانس را تمام کردم و با همسر دوست داشتنی و یکی از بزرگترین سعادت های زندگی ام ازدواح کردم. دوباره در سال 1383 به عضویت شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت انتخاب شدم. پس از د و سال کار در محیط های صنعتی ، مجددا دادگاه انقلاب 6 سال حبس برایم صادر نمود. این مساله و همچنین برنامه ام برای ادامه تحصیا در مقطع دکتری پایم ر ابه مهاجرت کشاند. در سال 1384 از ایران خارج شدم .سه ماه در ایرلند بودم و بعد به آمریکا رفتم. اکنون کاندیدای دکتری در رشته مهنسدی سیستم در دانشگاه جرج واشنگتن هستم و به زندگی مشعول. در حوزه سیاسی ، نوشتاری و تحقیقات تاریخ معاصر فعال هستم. در کل اگر چه سخت خودم را می توانم مقید به جمعی خاص بکم. اما گرایش به روشنفکری دینی دارم. قائل به سکولاریسم به معنای تفکیک دین و دولت. هوادار لیبرالیسم سیاسی هستم اما در حوزه اقتصاد به سوسیالیسم را می پسندم. جهان وطنی وشهروند جهانی بودن نیز دیگر باور هویتی من ضمن پابندی و احساس غرور از هویت ملی ایرانی ام است.
این نوشته در سیاسی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.