هفده ماه از اسارت شرف جنبش دانشجویی می گذرد و او با تحمل مردانه این حبس نا روا ، آرزوی یک آه را بر دل دشمنان آزادی و حقیقت گذاشته است. هفت سال و نیم حبس تاوان زبان سرخ او بود که بر علیه ستون فقرات استبداد و خودکامگی به حرکت در آمد .
در حکومتی که قداست ساختگی و پوشالی یک فرد، فرعون وارانه محور تجمیع شیفتگان قدرت و جویندگان منافع انحصاری است ، اعتراض به وی مجازات سنگینی را در بر دارد تا بدینوسیله این عمارت ظلم و بیداد مستقر بماند .
در جمهور ی اسلامی هر که انگشت اعتراض و سئوال به سوی مقام ولایت دراز کرد ، آماج خشم و کینه اصحاب قدرت قرار گرفته است . ابتدا وحوش ولایت و عمله استبداد دینی بر وی تاخته اند و به هر وسیله ای از مشت و لگد گرفته تا فحش های چارواداری نصیبش کرده اند و سپس لشگر نیروهای امنیتی و قاضیان بیداد گاه ها اسباب کیفر و مجازات را فراهم کرده اند تا نشان دهند جنس و عیار ولایت آنان ارتباطی به امیر المومنین و آئین تشیع ندارد بلکه از جنس ولایت دروغین اموی است و این جماعت هویت و رزق شان وابسته به بر پا ماندن دستگاه فریب و نیرنگ ولایت فقیه است که شر و مزاحمتش آسایش و آرامش را از همه خلق و از جمله روحانیون و فقهای مستقل ستانده است .
مجید که در زندان درس مقاومت ، فضیلت و شکیبایی را مشق می کند در اصل زندانی روحیه آزاده و شهامت تحسین پذیر اش هست که بی کفایتی و ستمگری ولایت جور را آشکار کرده است.
سرزندگی و فعالیت منتقدانه مستمر وی و تداوم مبارزه در پشت میله های عبوس زندان که بیمی از احکام جدید حبس و تهدید های گوناگون عوامل حکومتی به خود راه نمی دهد ، ایستادگی و امیدی را جلوه گر می سازد که پاشنه آشیل مستبدان است.
امید در او آنچنان توانا ست که پا بر سر هر یاسی نهاده است و به افق های دور می نگرد که یخ های استبداد در زیر تابش امواج درخشان آزادی آب می شود.
این شجاعت و دلاوری کیمایی است که قدرت های ظاهری را کنار می زند. نیروی محرکه تاریخ در جلو بردن خوبی ها و کم رنگ کردن شرارت ها در هر برهه ای و جامعه ای ، مرهون وجود انسان های رشید و شجاعی است که بر فراز تاریخ ایستادند و با بی اعتنایی به محاسبات متعارف عقل مصلحت اندیش ، خالق تحولات شگرف سیاسی و اجتماعی شدند.
حرکت رو به جلو و تحول تدریجی مثبت جهان بر دوش شانه های کسانی است که اسیر محدودیت ها و تنگنا ها نشدند ، از خود گذشتند تا دیگران و خیل عظیم انسان های معاصر و آیندگان طعم خوش زندگی بهتر را تجربه کنند.
به قول فروع فرخزاد آنان صلیب سرنوشت خویش را بر فراز تپه های قتلگاه خویش بوسیدند .
جای جای صفحات تاریخ معاصر ایران مشحون از فداکاری های مردان و زنان آزاده ای است که با ایمان به پایان خوش تاریخ عزم نابودی دیوار های کهنه و بر افراشتن بنا هایی متناسب با کرامت انسانی کرده اند.
مجید توکلی امروز در سختی است و خود و خانواده اش از بار سنگین نا ملایمات خسته اند اما این صبر و تحمل ، فرجام نیکویی را بشارت می دهد. آنانی که در برابر مشکلات تسلیم شدند و به وضع موجود رضایت دادند شاید فکر کنند هزینه هایی که مجید و امثال وی می دهند بیهوده است . حتی کسانی ممکن است فکر کنند که صلابت ظاهری حکومت و توانایی اش در به زنجیر کشیدن ستارگان درخشان جامعه ایران ، ناگزیر حکم می کند تا سر بر آستان قدرت سائید تا شاید دل ظالم به رحم آید و تفقدی بکند و سهمی ناچیز در اختیار آنانی بگذارد که مدعی مطالبه تغییر هستند.!
اما اینان گرفتار ذهنیت عیر تاریخی خویش هستند که فکر می کنند شرایط کنونی سرنوشت محتوم جامعه ایران است و از دگرگونی های شگفتی آفرین جامعه در غفلت هستند.
خطر کردن و شوریدن بر ظالمان نیرویی را پدید می آورد و ایستادگی و مقاومت بر توان ان می افزاید تا در شرایط مناسب شکوفا شود و بنای پوشالی استبداد را فرو می ریزد.
شجاعت تحسین برانگیز مجید توکلی و دیگر زندانیان سیاسی و فعالیت آرمانی جنبش دانشجویی و جوانان کلید عبور موفقیت آمیز از معضلات کنونی است. این شجاعت وقتی با درایت ترکیب می شود و با فرا رفتن از خود بعدی همگانی پیدا می کند آنگاه بصیرت واقعی متولد می شود که باطل کننده بصیرت کاذبی است که در واقع اسم رمز و نقاب اطاعت از احکام ولی فقیه جائر است.
دومین سالروز تولد مجید توکلی نیز در زندان و محروم از دیدار و تماس تلفنی مادر نگرانش گذشت اما او و خانواده اش در فردای روشن و سرافراز وطن از یاد آوری این روز های سخت احساس غرور خواهند کرد که توشه و اکسیر حیات تغییر است.
همه تلاش و همت عوامل مختلف استبداد ولایی شکستن زندانیان سیاسی است . هدف از صدور حبس های طولانی فرسوده کردن مقاومت زندانی است تا این تصور کاذب به جامعه القاء شود که دروازه امکان بر تغییر وضع موجود و تزلزل مقام ولایت فقیه بسته است.
مجید توکلی شب را باور نخواهد کرد و در فراسوی دهلیز زندان امید به طلوع سحر را انتظار خواهد کشید . نیرویی در درون او می جوشد که با گذر از معبر فریاد ها و حماسه ها و در تداوم خون ها و زندگی هایی که برای تمنای آزادی نثار شده است ، بشارت گر روز رهایی خواهد بود.
آن روز شیرین ترین زاد روز مجید خواهد بود.
درباره نویسنده
در سال۱۳۵۲ در خانوادهای فرهنگی در شهر قزوین چشم به دنیا گشودم. پدرم دبیر ادبیات و صاحب یک هفته نامه محلی است. تا پایان دبیرستان در قزوین بر کشیدم. کتابخانه پدر پناهگاهم بود و ارتباط با دوستان و فامیل گرمابخش زندگیام. به ورزش، سیاست و مطالعه از ابتدا علاقمند بودم. کوهنوردی تا حدودی حرفهای را از نوجوانی شروع کردم. در سال ۱۳۷۰ در رشته مهندسی صنایع دانشگاه پلی تکنیک قبول شدم. ورود به سیاسیترین دانشگاه ایران فرصت تحقق به انگیزهها و آرزوهایم بخشید. ادامه...-
نوشتههای تازه
دستهها
آخرین دیدگاهها
اطلاعات