نگاهی به آینده احمدی نژاد ؟

دفاع تمام قد و محکم احمدی نژاد از اسفندیار رحیم مشایی و نیروهای وابسته به خود در دومین کنفرانس مطبوعاتی در سال ۹۰ نشان داد که امید اصول گرایان به جدا شدن احمدی نژاد از حلقه یاران جنجالی اش لباس واقعیت به تن نخواهد کرد. احمدی نژاد در پاسخ پیرامون دستگیری جن گیر ها و افراد نزدیک به مشایی اعلام کرد که آنها بازداشت شده اند و حال اجازه بدهید دولت کارش را بکند. وی همچنین اتهامات نسبت داده شده به آنان را زیر سئوال برد و گفت اگر سند داشتند اینهمه سر و صدا نمی کردند. او همچنین گفت سیاست دولت در خصوص اتهام” نفوذ جریان انحرافی در آن” “سکوت الهام بخش وحدت” هست.
وی در اولین اجلاس سراسری استانداران کشور در سال ۱۳۹۰ بار دیگر مشایی را فردی با تقوی و مومن بشمار آورد که هیچ مشکلی ندارد و تصریح کرد “اگر اینها یک برگ تخلف از آقای مشایی داشتند در بوق و کرنا می کردند”. او از محمد رضا رحیمی نیز دفاع کرد و با رد اتهامات مالی وی مدعی شد که او حتی یک ریال نیز تخلف ندارد . در پایان نیز رئیس دولت دهم با استهزاء ا زکسانی که مدعی هستند وی سحر شده است ، خواست تا طلسم او را باطل کنند .
بدینترتیب سیاست رهبری جمهوری اسلامی و نیرو های حامی وی مبنی بر تفکیک احمدی نژاد از حلقه یاران وی امکان موفقیت ندارد . در اصل این موضعگیری آنان تاکتیکی برای فراهم سازی بستری بود تا احمدی نژاد بتواند به آرامی و بدون اینکه لطمه جدی ببیند خود را جدا کند و از خطر حذف در دور جدید پاکسازی نظام بیمه نماید.
در واقع آنها می دانستند که اقدامات مشایی با هماهنگی خود احمدی نژاد بوده است ولی می خواستند راهی برای وی باز کنند تا بنا به مصلحت نظام تا پایان دوره بر مسند ریاست جمهوری باقی بماند و آبرومندانه از صحنه کنار برود.
اما احمدی نژاد به دلایل مختلف حضور بدون حلقه یارانش در قدرت را تحمل نا پذیر می داند. چون در این صورت فقط از او یک نام باقی خواهد ماند و مجبور است تا پایان دوره را بصورت کاملا ضعیف شده و مسلوب الاختیار بگذراند. بنابراین ترجیح رهبری برای حفظ احمدی نژاد امکان تداوم ندارد و فضا ناگزیر به سمت برخورد و حذف پیش می رود.
بررسی آنچه در هفته های گذشته بر حلقه یاران احمدی نژاد گذشته است ، نشان می دهد حلقه محاصره بر نزدیکان رئیس جمهور تنگ تر شده است. نوع برخورد ها و ادبیات دیگر مواجهه و رقابت دو جناح را بازتاب نمی دهد بلکه معرف سمت گیری علیه دشمن و اپوزیسیون است . وحدت کم سابقه جناح های روحانی ، نظامی ،اطلاعاتی ،امنیتی ، و کارگزاران ارشد مجلس و قوه قضائیه ، شورای نگهبان و متحد شدن جبهه اصول گرایان علیه جریان انحرافی ماجرای حذف بنی صدر را تداعی می سازد.
دو مسیر ارجاع تخلفات دولت به قوه قضائیه و فعال تر شدن بعد نظارتی مجلس برای برخورد با رئیس جمهور تعبیه شده است. در صورت نافرمانی رئیس جمهور از اجرای نظر قوه قضائیه ، راه برای بررسی صلاحیت رئیس جمهور در دیوان عالی دادگستری باز می گردد.
اختلافات مجلس و دولت نیز به نحو بی سابقه ای افزایش یافته است . تفاوت آن با ادوار قبلی در سمت گیری رهبری به نفع مجلس است که زور اکثریت مجلس در توازن قوا داخل حکومت را افزایش داده است. اعلام ۲۶ مورد تخلف دولت از قوانین کشور توسط رئیس مجلس هشداری جدی به احمدی نژاد است.
به باور رئیس کمیسون اصل ۹۰ اگر شکایت های نمایندگان ( حداقل ده نفر )و تایید آنها توسط کمیسیون های مربوطه مجلس از دولت با پاسخ رضایتبخش رئیس دولت و وزرا مواجه نشود و اکثریت مجلس رای به تایید نهایی تخلفات دولت برای سه بار بدهد ، آنگاه استیضاح رئیس جمهور به شکل اتوماتیک قابل طرح است. به باور وی رای مجلس به تخلف دولت در عدم تعیین سرپرست وزارت نفت کارت زرد اول بود و وی باید مواظب باشد دو کارت زرد دیگر دریافت نکند.
علاوه بر این ظرفیت تازه اعلام شده برای اعمال اقتدار مجلس ، تقاضا برای سئوال از رئیس جمهور در مجلس بالا است و تا کنون هیات رئیسه مجلس بنا به مصلحت سنجی مانع طرح آنها در صحن علنی مجلس شده است. بدیهی است بین طرح سئوال تا استیضاح رئیس جمهور فاصله زیادی وجود ندارد.
از آنجاییکه احمدی نژاد و مشایی به هم پیوند خورده اند لذا نا گزیر برخورد احتمالی قضایی و امنیتی با مشایی در چارچوب برنامه کلی تر برخورد با احمدی نژاد باید تعریف شود.
برحی از محافل تند رو خبر هایی مبنی بربازداشت قریب الوقوع مشایی را مطرح می کنند. سایت مرکز اسناد انقلاب اسلامی که ارتابط نزدیکی با دستگاه امنیتی جمهوری اسلامی دارد طی مطلبی عنوان کرده است که پیشگویی عباس سلیمی نمین در خصوص دستگیری مشایی بوقوع خواهد پیوست.
البته در عین حال انتشار این اخبار می تواند جنگ روانی برای منفعل سازی مرکز فرماندهی جریان احمدی نژاد باشد . ولی این فرض را نیزمی شود در نظر گرفت که دستگاه امنیتی در حال سنجش و تست فضا برای برخورد نهایی با وی است.
شدت حملات و اتهامات سیاسی ، امنیتی ، اقتصادی و اعتقادی که به مشایی زده شده است نظام سیاسی را به جایی رسانده است که برخورد با مشایی اهمیت استراتژیک دارد.
رئوس اتهاماتی که قاسم روانبخش از نزدیکان مصباح یزدی در متن کیفرخواست فرضی خود آورده است می تواند گمانه ای برای اتهامات احتمالی به وی از سوی وزارت اطلاعات و دستگاه قضایی باشد. این رئوس شامل مواردی چون فرصت سازی برای دشمن ، شکستن قبح گناه ، ارتباط با مرتاضان و جن گیران ، دو رویی و فریب افکار عمومی ، ضربه زدن به گفتمان عدالت و ایجاد روحیه بدبینی و نومیدی در مردم است. پیش تر روزنامه کیهان و برخی از سایت های نزدیک به محافل امنیتی نیز تلویجا وی را به جاسوسی و وابستگی به بیگانگان متهم ساخته بودند. همچنین سایت های خبری وابسته به علی لاریجانی ،محسن رضایی ،محمد باقر قالیباف ، احمد توکلی و علی رضا زاکانی نیز پیرامون چندین پرونده رانت خواری و سوء استفاده اقتصادی نزدیکان به بقایی و مشایی را خبر رسانی کرده اند.
در مقطع فعلی جریان احمدی نژاد تمایل دارند تا با مفاومت کنترل شده در برابر رهبری و حفظ مواضع متمایز از حرکت های تند بپرهیزد و در ظاهر با اعلام سکوت ، برنامه انتخاباتی خود را پیش ببرد. شاید پیروزی در انتخابات مجلس نقطه امید آنان باشد تا با افزایش قدرت شان در بلوک قدرت بتوانند موازنه قوای جدیدی در برابر رهبری ایجاد کنند و موجودیت مستقل خود شان را بر وی تحمیل نمایند.
البته این سیاست سکوت و عدم تقابل با حمله کنندگان به رئیس جمهور همیشگی نیست و تا جایی ادامه پیدا می کند که ظرفیت های این جریان برای نقش آفرینی در انتخابات آینده مسدود نگردد.
رصد کردن تحولات آشکار می سازد که رهبری جمهوری اسلامی می خواهد پیش از انتخابات بحران جدید بوجود آمده را مهار کند. حال که احمدی نژاد مصر است تا به قول علی مطهری مرشد را بر رهبر ترجیح دهد لذا احتمال نا تمام ماندن دوره دوم ریاست جمهوری وی به میزان قابل اعتنایی قوت می گیرد.
افزایش بازداشت اطرافیان رئیس جمهور پیام سلب حاشیه امنیت از حلقه یاران احمدی نژاد را می دهد تا آنها وجهه اپوزیسیونی پیدا کنند. این امر باعث می شود تا شورای نگهبان مستمسکی برای رد صلاحیت انها پیدا نماید. همچنین هزینه حمایت و حضور در جمع آنان افزایش می یابد که می تواند پیامد ریزش نیروهای حامی آنان در داخل حکومت را در بر داشته باشد.
اشاره رهبری به برجسته کردن پذیرش و اعلام علنی خطا از سوی آیت الله خمینی می تواند کدی باشد که وی در حال آماده سازی فضا است تا به صراحت حمایت قبلی خود از احمدی نژاد را خطا و اشتباه اعلام کند. قرار دادن اعتراف به خطا در صدر فضائل آیت الله خمینی ، این امکان را به خامنه ای می بخشد تا آسیب پذیری اش در این خصوص را کاهش دهد و نقطه ضعفش را به قوت تبدیل سازد.
آنچه تفریبا قطعی به نظر می رسد ایستادگی احمدی نژاد و خودداری وی از استعفا هست. وی حتی در حضور رهبری و دیگر سران قوا از ولی فقیه طلب دلیل می کند و تبعیت از نظر وی را مشروط به حکم حکومتی می سازد. رویه وی بدینگونه است که پس از وادار کردن رهبری به موضع گیری صریح و علنی ، با تاخیر دستور وی را اجرا می کند و در نهایت نیز می کوشد تا باز بگونه ای عمل نماید که امتیازات کمتری به رقبا بدهد. مثلا پس از تبعیت از دستور رهبری و کنار کشیدن از سرپرستی وزارت نفت ،علی آبادی از نیرو های نزدیکش را به سرپرستی گمارد و یا هنوز علی رغم موافقت رهبری و تصریح مجلس وزیر سازمان ورزش را معرفی نکرده است.
چنین وضعیتی دیگر برای بخش مسلط نظام سیاسی قابل تحمل نیست و علی رغم خواست اولیه مجبور هستند تا پیش از انتخابات کار را فیصله بخشند. قطع کردن دست حلقه یاران احمدی نژاد از منابع مالی دولت و محدود کردن هر چه بیشتر حوزه مانور احمدی نژاد اولویت مخالفین وی در داخل بلوک قدرت است.
می توان پیشبینی کرد که به موازات ، اعترافات افراد بازداشت شده و بخصوص حسین غفاری پخش خواهد شد و هجمه تبلیغاتی سنگینی بر علیه اطرافیان رئیس جمهور و به طو رمشخص اسفندیار رحیم مشایی و رحیمی براه خواهد افتاد.
رفتار رحیمی معاون اول رئیس جمهور نیز نشان می دهد که وی تصمیم گرفته است تا پایان کار در کنار احمدی نژاد و حلقه یارانش بماند اما هاشمی ثمره هنوز معلوم نیست که چه تصمیمی گرفته است.
به نظر می رسد بازداشت مشایی نزدیک است ولی هنگامی این اتفاق می افتد که مجلس استارت سئوال از رئیس جمهور را بزند و او حداقل کارت زرد های دیگری را بگیرد. بنابراین در روز های آینده و پس از تعطیلات مجلس باید شاهد پیگیری بیشتر مجلس در خصوص تخلفات دولت از قانون و انتشار گزارش های تخطی دولت در صحن علنی مجلس بود. همچنین طومار ها وتقاضا برای سئوال از رئیس جمهور نیز افزایش خواهد یافت.
گروه های فشار و لباس شخصی ها نیز پروژه بی اعتبار سازی و مطالبه برخورد قضایی با مشایی در عرصه های عمومی و جاهایی که احمدی نژاد به سخنرانی خواهد پرداخت را دنبال می کنند.
آنگونه که اوضاع نشان می دهد تابستان امسال فصل داغی برای سیاست ایران و بخصوص در حوزه حکومت خواهد بود.

درباره Afshari

در سا ل1352 در خانواده ای فرهنگی در شهر قزوین چشم به دنیا گشودم. پدرم دبیر ادبیات و صاحب یک هفته نامه محلی است. تا پایان دبیرستان در قزوین بر کشیدم. کتابخانه پدر پناهگاهم بود و ارتباط با دوستان و فامیل گرمابخش زندگی ام. به ورزش ، سیاست و مطالعه از ابتدا علاقمند بودم. کوهنوردی تا حدودی حرفه ای را از نو جوانی شروع کردم. در سال 1370 در رشته مهندسی صنایع دانشگاه پلی تکنیک قبول شدم. ورود به سیاسی ترین دانشگاه ایران فرصت تحقق به انگیزه ها و آرزو هایم بخشید. از فعالیت های فرهنگی در خوابگاه شروع کردم و سپس حضور در شورای صنفی دانشکده و سرانجام در انجمن اسلامی دانشجویان . در سال 1374 به عضویت شورای مرکزی انجمن اسلامی انتخاب شدم. در پایان آن دوره طعم اولین تجربه بازداشت و سلول انفرادی را در زندان توحید چشیدم . در سال1375 برای اولین بار به جمع شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت برگزیده شدم. همان سال مسئول بخش دانشجویی ستاد سید محمد خاتمی نیز شدم. برای راه اندازی راهی جدید شروع کردیم ولی پیروزی دور از انتظار غافلگیرم کرد. در سا ل1376 مجددا برای تحصیا در دوره فوق لیسانس به دانشگاه پلی تکنیک برگشتم . دو دوره دیگر را در شورای مرکزی انجمن این بار در مسند دبیری گذراندم. سال 1377 دوباره به مرکزیت دفتر تحکیم وحدت بازگشتم که تا سال 1380 ادامه یافت. تا سال 1379 به اصلاحات در درون قانون اساسی باور داشتم و همه هم و غمم را بر این پروژه گذاشتم. اما پس از تجربه نا فرجامی کوی دانشگاه ، زندانی شدن چهره های مورد توجه مردم و سرانجام از دستور کار خارج شدن دیدگاه انتقادی پیدا کردم وبعد به اصلاحات ساختاری و تغییر قانون اساسی گرایش پیدا کردم. شرکت در کنفرانس برلین راهی زندان اوینم کرد. بعد از دو ماه بازداشت موقت دوباره آزا دشدم ولی سخنرانی هی ارادیکال و بخصوص نقد صریح وبی پرده خامنه ای باعث شد تا همراه با مهندس سحابی اولین طعمه اطلاعات موازی در بازداشتگاه 59 بشوم. تجربه ای سخت و هولناک و توام با شکنجه های فیزیکی و روانی را از سر گذارندم. در میانه راه کم آوردم وشکستم . حاصل آن تن دادن به مصاحبه اجباری و توبه آمیز بود. بار سنگینی بود اما به لطف خدا توانستم خود را در درون بازداشتگاه بازسازی کنم و به مقاومت دوباره روی بیاورم. نتیجه جبران کار و افشاگری از دورن بازداشتگاه 59 بود. اما یازده ماه پشت سر هم در سلول انفرادی و انزوای گزنده آن سپری گشت. پس از آزادی با وثیقه 200 میلیون تومانی حکم دادگاه برلین قطعی شد و همراه با محکومیت یک ساله در خصوص کوی دانشگاه ، در مجموع دو سال را در بخش عمومی اوین گذارندم. پس از آزادی فوق لیسانس را تمام کردم و با همسر دوست داشتنی و یکی از بزرگترین سعادت های زندگی ام ازدواح کردم. دوباره در سال 1383 به عضویت شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت انتخاب شدم. پس از د و سال کار در محیط های صنعتی ، مجددا دادگاه انقلاب 6 سال حبس برایم صادر نمود. این مساله و همچنین برنامه ام برای ادامه تحصیا در مقطع دکتری پایم ر ابه مهاجرت کشاند. در سال 1384 از ایران خارج شدم .سه ماه در ایرلند بودم و بعد به آمریکا رفتم. اکنون کاندیدای دکتری در رشته مهنسدی سیستم در دانشگاه جرج واشنگتن هستم و به زندگی مشعول. در حوزه سیاسی ، نوشتاری و تحقیقات تاریخ معاصر فعال هستم. در کل اگر چه سخت خودم را می توانم مقید به جمعی خاص بکم. اما گرایش به روشنفکری دینی دارم. قائل به سکولاریسم به معنای تفکیک دین و دولت. هوادار لیبرالیسم سیاسی هستم اما در حوزه اقتصاد به سوسیالیسم را می پسندم. جهان وطنی وشهروند جهانی بودن نیز دیگر باور هویتی من ضمن پابندی و احساس غرور از هویت ملی ایرانی ام است.
این نوشته در سیاسی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.