مهندسی انتخابات مجلس نهم و دستکاری در جمعیت رای دهندگان

مصطفی محمد نجار وزیر کشور تعداد واجدین حق رای در انتخابات مجلس نهم را ۴۸۲۸۸۷۹۹ نفر اعلام کرد. دیر هنگامی این اعلام ،سئوالاتی را مطرح می کند که چرا وزارت کشور درست در چند روز مانده به آغاز تبلیغات انتخاباتی این آمار را به اطلاع افکار عمومی رسانده است؟
نگاهی به نتایج سر شماری سال های ۱۳۸۵ و ۱۳۹۰ و تعارض و مغایرت معنا دار آنها با رقم اعلام شده تا حدودی از این دیر هنگامی رمز گشایی می کند. هنوز نتایج سر شماری سال ۱۳۹۰ و به طور مشخص توزیع سنی و جغرافیایی آن منتشر نشده است. اما نرخ رشد جمعیت سالانه به طور متوسط ۱٫۳ درصد اعلام شده است. حال اگر این نرخ را بر روی جمعیت بالای ۱۸ سال بر اساس نتایج سر شماری سال ۱۳۸۵ مرکز آمار کشور اعمال کنیم تعداد کسانی که صلاحیت شرکت در انتخابات را دارند ۵۰۷۵۳۱۱۰ می شود.(۱)
جمعیت بالای ۱۸ سال کشور در سال ۱۳۸۵ ، ۴۷۵۷۹۰۱۳ بوده است. بنابراین تفاوت آمار وزارت کشور و مرکز آمار در حدود ۲۴۶۴۳۱۲ است. کاهش میزان واقعی جمعیت واجدین شرایط منجر به افزایش نرخ مشارکت رسمی می شود امری که همیشه برای حکومت در نمایش مشروعیت در انتخابات اهمیت دارد.
در انتخابات مجلس هشتم نیز شورای نگهبان و وزارت کشور به نوعی این تمهید را به کار گرفت. آنها رای دهندگان را به صورت بالقوه ۴۳۰۰۰۰۰۰ اعلام کردند در حالی که این رقم با بر اساس نتایج مرکز آمار۴۷۵۷۹۰۱۳ بود و تفاوتی در حدود ۳ ملیون و شش صد هزار نفر را منعکس می ساخت. به نظر می رسد کاهش جمعیت واجدین حق رای به صورت عمدی کمتر از میزان واقعی مطرح می شود تا دست حکومت برای اعلام نرخ مشارکت مطلوب و مورد نظر باز تر گردد. در انتخابات مجلس قبلی تفاوت محاسبه این دو رقم منجر به افزایش ۵ درصدی نرخ مشارکت شد.
در این دوره که نخستین انتخابات پس از انتخابات مخدوش و بی اعتبار سال ۱۳۸۸ است ،برای حکومت بسیار اهمیت دارد تا به افکار عمومی داخل و جهانی نشان دهد که پایگاه اجتماعی حکومت و مشروعیت آن آسیب ندیده است.
بنابراین می توان پیشبینی کرد که حکومت شاید از هر وسیله ای برای اعلام نرخ مشارکت بیش از ۶۰ درصدی که عدد مطلوب حاکمیت در این انتخابات است ، استفاده کند بدون اینکه خود را ملتزم به حفاظت از جریان طبیعی انتخابات بداند. رهبری جمهوری اسلامی پیشاپیش وعده انتخابات پر شور و دشمن شکن را داده است. نهاد های اطلاعاتی و نیروهای سیاسی نزدیک به رهبری زمزمه مشارکت بالای ۶۰ درصد را سر داده اند. از این رو دور از انتظار نخواهد بود که حکومت بی اعتنا به میزان رای هایی که در صندوق ها ریخته خواهد شد ، تعداد شرکت کنندگان در انتخابات را بالای ۲۹ ملیون نفر معرفی کند. نرخ مشارکت معمولا در انتخابات های مجلس کمتر از انتخابات های ریاست جمهوری بوده است. بنا به آمار وزارت کشور بیشترین نرخ مشارکت در مجلس پنجم و کمترین در مجلس های هفتم و هشتم رخ داده است. البته این امکان نیز وجود دارد که جریان انتخابات به صورت طبیعی به سمت مشارکت بالای ۶۰ درصد برود. اما با توجه به واقعیت های کنونی کشور و فقدان رقابت واقعی در انتخابات احتمال آن ناچیز است.
نمودار زیر روند نرخ مشارکت در ادوار مختلف انتخابات مجلس پس از انقلاب را نمایش می دهد.
نمودار زیر توزیع جغرافیایی واجدین شرایط حق رای در کشور را نشان می دهد.
و سرانجام با تعمیم نرخ رشد سالانه جمعیت بر اساس سر شماری سال ۹۰ به جمعیت استان ها بر حسب نتایج سر شماری سال ۱۳۸۵ میزان رای دهندگان بالقوه در هر استان و وزن های مربوطه در نمودار های زیر نمایان می شوند:
بدینرتیب نمودار های فوق وضعیت دموگرافیکی و جغرافیای سیاسی کشور را در آستانه انتخابات مجلس نهم روشن می سازند. دست بردن در نرخ مشارکت و عدم اعلام آمار درست واجدین حق رای چه به صورت کلی و چه به تفکیک استانی بخشی از فرایند مهندسی انتخابات است. توجه به این آمار ها برای تجزیه و تحلیل واقعیت آنچه در صحنه انتخابات پیش رو رخ خواهد داد ، ضرروی است.
۱- نتایج کلی سرشماری عمومی نفوس و مسکن ۱۳۸۵
http://www.amar.org.ir/LinkClick.aspx?fileticket=QI-4Zj5oWVs%3d&tabid=550

درباره Afshari

در سا ل1352 در خانواده ای فرهنگی در شهر قزوین چشم به دنیا گشودم. پدرم دبیر ادبیات و صاحب یک هفته نامه محلی است. تا پایان دبیرستان در قزوین بر کشیدم. کتابخانه پدر پناهگاهم بود و ارتباط با دوستان و فامیل گرمابخش زندگی ام. به ورزش ، سیاست و مطالعه از ابتدا علاقمند بودم. کوهنوردی تا حدودی حرفه ای را از نو جوانی شروع کردم. در سال 1370 در رشته مهندسی صنایع دانشگاه پلی تکنیک قبول شدم. ورود به سیاسی ترین دانشگاه ایران فرصت تحقق به انگیزه ها و آرزو هایم بخشید. از فعالیت های فرهنگی در خوابگاه شروع کردم و سپس حضور در شورای صنفی دانشکده و سرانجام در انجمن اسلامی دانشجویان . در سال 1374 به عضویت شورای مرکزی انجمن اسلامی انتخاب شدم. در پایان آن دوره طعم اولین تجربه بازداشت و سلول انفرادی را در زندان توحید چشیدم . در سال1375 برای اولین بار به جمع شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت برگزیده شدم. همان سال مسئول بخش دانشجویی ستاد سید محمد خاتمی نیز شدم. برای راه اندازی راهی جدید شروع کردیم ولی پیروزی دور از انتظار غافلگیرم کرد. در سا ل1376 مجددا برای تحصیا در دوره فوق لیسانس به دانشگاه پلی تکنیک برگشتم . دو دوره دیگر را در شورای مرکزی انجمن این بار در مسند دبیری گذراندم. سال 1377 دوباره به مرکزیت دفتر تحکیم وحدت بازگشتم که تا سال 1380 ادامه یافت. تا سال 1379 به اصلاحات در درون قانون اساسی باور داشتم و همه هم و غمم را بر این پروژه گذاشتم. اما پس از تجربه نا فرجامی کوی دانشگاه ، زندانی شدن چهره های مورد توجه مردم و سرانجام از دستور کار خارج شدن دیدگاه انتقادی پیدا کردم وبعد به اصلاحات ساختاری و تغییر قانون اساسی گرایش پیدا کردم. شرکت در کنفرانس برلین راهی زندان اوینم کرد. بعد از دو ماه بازداشت موقت دوباره آزا دشدم ولی سخنرانی هی ارادیکال و بخصوص نقد صریح وبی پرده خامنه ای باعث شد تا همراه با مهندس سحابی اولین طعمه اطلاعات موازی در بازداشتگاه 59 بشوم. تجربه ای سخت و هولناک و توام با شکنجه های فیزیکی و روانی را از سر گذارندم. در میانه راه کم آوردم وشکستم . حاصل آن تن دادن به مصاحبه اجباری و توبه آمیز بود. بار سنگینی بود اما به لطف خدا توانستم خود را در درون بازداشتگاه بازسازی کنم و به مقاومت دوباره روی بیاورم. نتیجه جبران کار و افشاگری از دورن بازداشتگاه 59 بود. اما یازده ماه پشت سر هم در سلول انفرادی و انزوای گزنده آن سپری گشت. پس از آزادی با وثیقه 200 میلیون تومانی حکم دادگاه برلین قطعی شد و همراه با محکومیت یک ساله در خصوص کوی دانشگاه ، در مجموع دو سال را در بخش عمومی اوین گذارندم. پس از آزادی فوق لیسانس را تمام کردم و با همسر دوست داشتنی و یکی از بزرگترین سعادت های زندگی ام ازدواح کردم. دوباره در سال 1383 به عضویت شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت انتخاب شدم. پس از د و سال کار در محیط های صنعتی ، مجددا دادگاه انقلاب 6 سال حبس برایم صادر نمود. این مساله و همچنین برنامه ام برای ادامه تحصیا در مقطع دکتری پایم ر ابه مهاجرت کشاند. در سال 1384 از ایران خارج شدم .سه ماه در ایرلند بودم و بعد به آمریکا رفتم. اکنون کاندیدای دکتری در رشته مهنسدی سیستم در دانشگاه جرج واشنگتن هستم و به زندگی مشعول. در حوزه سیاسی ، نوشتاری و تحقیقات تاریخ معاصر فعال هستم. در کل اگر چه سخت خودم را می توانم مقید به جمعی خاص بکم. اما گرایش به روشنفکری دینی دارم. قائل به سکولاریسم به معنای تفکیک دین و دولت. هوادار لیبرالیسم سیاسی هستم اما در حوزه اقتصاد به سوسیالیسم را می پسندم. جهان وطنی وشهروند جهانی بودن نیز دیگر باور هویتی من ضمن پابندی و احساس غرور از هویت ملی ایرانی ام است.
این نوشته در سیاسی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.