بررسی راه های پیش روی بحران هسته ای

ماراتون هسته ای ایران با گذر از پیچ و خم های بسیار می رود تا به سومین ایستگاه قطعنامه تحریم نزدیک شود
دلیل تمرکز و توجه ویژه بسیاری از کارشناسان ، فعالان سیاسی ، نهاد های بین المللی ، دولت ها و کوشندگان جامعه مدنی به این مسئله جهانی ، گره خوردن آن با سیاست خاور میانه بزرگ آمریکا و احتمال تکرار تجربه عراق و افغانستان در ایران، موقعیت بنیاد گرایی اسلامی وتحولات منطقه استراتژیک خاور میانه است ، به گونه ای که اکثر موافقت ها و مخالفت ها در ورای ماهیت صلح آمیز و یا نظامی برنامه های هسته ای ایران قرار دارد.
در واقع قضاوت ها و داوری ها پیرامون برنامه هسته ای ایران ریشه در نوع تلقی از مشروعیت و مقبولیت مردمی نظامی سیاسی ایران ، ایدئولوژی ، رقابت های اقتصادی و توازن قوا در سطح جهان دارد. البته جامعه جهانی در تمامی سطوح و با اجماع تمامی اعضاء به صورت استراتژیک بر ممانعت از حرکت قطار هسته ای به سمت مسیر تسلیحاتی تاکید داشته و تنها بر سر چگونگی روش ها و اهرم های بازدارنده و آستانه تحمل توانایی ها و مهارت های هسته ای ایران ، اختلاف نظر وجود دارد.
از این رو فرجام برنامه هسته ای ایران به میزان زیادی به چگونگی پایان مناقشات و بحران عراق ،رقابت ها و چالش ها در فضای سیاسی آمریکا ، موقعیت و توان نیروهای جامعه مدنی ایران ، بحران کارآمدی و اعمال سلطه حاکمیت ،رقابت های داخل بلوک قدرت، فرایند صلح خاور میانه، درگیری های داخلی در لبنان و میان گروه های مجاهد فلسطینی، نوع مواجهه کشور های عرب و نحوه توافق کشور های قدرتمند دنیا پیوند خورده است.از این رو معادله برنامه هسته ای ایران با متغیر های فوق حل می شود.
در این مقاله کوشش می شود از زاویه ای کارشناسی تمامی حالت های ممکن در سرنوشت بحران هسته ای ایران تحلیل شود و در نهایت تمامی گزینه ها از دریچه منافع و خطراتی که برای منافع ملی و حقوق بشر می توانند داشته باشند ، ارزیابی گردد.
حالت های ممکن:
۱- حل و فصل مسالمت آمیز ماجرا از طریق دیپلماسی فعال
این حالت گزینه های مختلفی را به شرح زیر در بر می گیرد:
۱ – ۱ توقف فعالیت های غنی سازی اورانیوم
این گزینه شامل تعطیل کردن کامل فعالیت های غنی سازی در تمامی سطوح اعم از آزمایشگاهی ، نیمه صنعتی و صنعتی در داخل و یا غنی سازی در خارج از کشور از طریق پروتکل مشترک با طرف های خارجی مانند روسیه می شود. بحش میانه روی حاکمیت ، اصلاح طلب ها و گروهی از اپوزیسیون از این سیاست حمایت می کنند. آنها استدلال می کنند با توجه به مخاطرات تشدید فشار های بین المللی و انزوای ایران ، عقلانیت و منافع ملی ایجاب می کند تا فناوری غنی سازی اورانیوم تا جلب اعتماد جامعه جهانی تعلیق شود و در ازاء آن ، تعلیق های سازمان ملل نیز معلق شود.سیاست تعلق در برابر تعلیق، پشتیبانی رئیس آژانس جهانی انرژی هسته ای ، برخی از کشور های غربی چون سوئیس ، غیر متعهد ها و کشور های عربی را پشت سر خود دارد. این تصمیم اگر چه نوعی شکست و سرافکندگی برای حاکمیت و پیروزی قاطع جامعه جهانی را رقم می زند ، منتها خطرات جنگ و نابود شدن زیر ساخت های اقتصادی ، صنعتی و نظامی را بر طرف می کند و همچنین به نگرانی از بی ثباتی اجتماعی بواسطه تشدید تحریم ها و افزایش آسیب پذیری حاکمیت پایان می دهد. در کل به شرط مصالحه جامعه جهانی ، این اتفاق تهدیدی برای بقاء کلیت حکومت نخواهد بود اما باعث تقویت بخش عمل گرا و میانه روی حاکمیت شده و موقعیت طیف افراطی را تضعیف می کند.
دور شدن شبح تیره جنگ باعث رهایی منافع ملی از مخمصه جدی می شود ، ولی از زاویه خواست مردم و حقوق بشر دستاوردی ندارد. چون فشار های جامعه جهانی در سالیان اخیر به میزان قابل اعتنایی ، برخورد های ناقض حقوق بشر و سرکوب گرایانه حاکمیت را کنترل می کرد. در این حالت نگرانی جدی وجود دارد که حاکمیت با رهایی از بحران خارجی با فراغت خاطر به قلع و قمع نیروهای اجتماعی مستقل پرداخته و فشار بر مردم را افزایش دهد.
احتمال وقوع این حالت با توجه به مواضع مقامات موثر حکومت از قبیل رهبری ،رئیس جمهور ،فرماندهان ارشد سپاه بر ضرورت تداوم غنی سازی ، پروپاگندای حکومت در پیوستن به باشگاه اتمی دنیا، تصور اقتداری که حکومت دارد ، دل بستن به نا آرامی ها در منطقه خاور میانه و توسعه کمی و کیفی غنی سازی اورانیوم در خلال قطعنامه های تحریم اول و دوم ناچیز است.
۱ – ۲ : غنی سازی محدود و خشک
این گزینه شامل غنی سازی در سطح آزمایشگاهی و نیمه صنعتی و یا تزریق گاز خشک وخنثی به سانتریفوژ ها است. پیامد ها مشابه حالت قبلی است.منتها در این حالت ، حاکمیت آبرومندانه تسلیم می شود ، بدون انکه در ظاهر از مواضعش عقب نشینی کرده باشد.همچنین ابعاد پیروزی جامعه جهانی نیز به طور نسبی کم رنگ تر می شود.
با توجه به موضع محکم شورای امنیت سازمان ملل و اصرار کشور های صاحب قدرت دنیا بر تعطیلی کلیه فعالیت های مربوط به غنی سازی اورانیوم و به خصوص موضعگیری صریح اجلاس گروه هشت ،این احتمال نیز از بخت بالایی برخوردار نیست.
با توجه به سابقه ایران در مخفی نگاه داشتن برنامه های هسته ای خود از چشم آژانس جهانی انرژی اتمی تضمینی وجود ندارد که ایران باز تاسیساتی مخفی ایجاد نکند و یا پس از خروج بازرسان آژانس ، غنی سازی در سطح محدود را به میزان مورد نیاز برای تسلیحات اتمی گسترش ندهد.
۱ – ۳ : تداوم برنامه غنی سازی اورانیوم و پذیرش آن از سوی جامعه جهانی
این حالت شامل تداوم غنی سازی اورانیوم در داخل خاک ایران خواهد بود .محدود ترین شکل آن به صورت کنسرسیومی مشترک با آمریکا ، اروپا و روسیه وتند ترین شکل آن تداوم وضع فعلی است.غنی سازی از طریق کنسرسیومی بین المللی در داخل خاک ایران مورد توجه ویژه حکومت است و در مذاکرات علی لاریجانی با طرف های اروپایی به کرات بیان شده است.
تبعات و ابعاد مثبت و منفی این رویداد مشابه ۱-۱ است با این تفاوت که نتیجه برد-برد را برای حکومت ایران و بازی باخت-باخت را برای جامعه جهانی به ارمغان می آورد.همچنین در این حالت مرز بین استفاده صلح آمیز و یا نظامی از تکنولوژی هسته ای بسیار شکننده می شود. انحراف احتمالی برنامه های هسته ای به سمت نظامی که از سوی بخش های افراطی حکومت به صورتی غیر علنی پشتیبانی می شود ، خطری جدی برای منافع ملی و حقوق بشر در ایران است.
مجهز شدن حاکمیت اقتدارگرا به سلاح اتمی در شرایطی که نظارت مردمی بر آن وجود ندارد ، مانع جدی دیگری را پیش روی دموکراسی در ایران قرار می دهد و باعث شتاب مسابقه تسلیحات اتمی در منطقه شده ، ثبات و امنیت جهانی را مورد خطر قرار می دهد. در این شرایط بمب اتمی ابزار گرو کشی و باج گیری مخالفان دموکراسی و آشوب طلبان از مردم و جهان خواهد شد و در ثانی با توجه به فقدان مدیریت قوی در امور محرمانه در حکومت ، امکان دست یافتن گروه های تروریستی نیز به بمب اتم وجود دارد.
امکان وقوع این رویداد نیزبا توجه به مواضع قدرت های اصلی دنیا بالا نیست.
۲ : تشدید تحریم ها
این حالت که نمایانگر روند کنونی واکنش جامعه جهانی است، نیز احتمالات گوناگونی را در بر می گیرد.
۲- ۱ : تداوم تحریم اقتصادی
این گزینه دامنه گسترده ای از تحریم محدود در حوزه های نظامی ،هسته ای و موشکی تا تحریم همه جانبه و هوشمند تجاری ، اقتصادی و بانکی را در بر می گیرد. انتهای این گزینه راه حل کره شمالی است.
برآیند آراء در شورای امنیت سازمان ملل وسیاست مسلط در آمریکا و اسرائیل ، تحریم اقتصادی فزاینده تدریجی را ابزاری موثر برای انصراف ایران از بلند پروازی های هسته ای می داند.تحریم ها اگر در سطح کنونی باشد تاثیر چندانی بر اقتدار حکومت نخواهد گذاشت ، اما با تشدید مشکلات اقتصادی می تواند به صورت غیر مستقیم نارضایتی ها را گسترش دهد و شکاف بین ملت و دولت را عمق بخشد.البته از زاویه ای دیگر معیشت مردم و رفاه آنها نیز قربانی تحریم ها می شود.اصولا اگر تحریم های اقتصادی کوتاه مدت بوده و یا چشم انداز روشن و امید عافیتی را در آینده نوید دهد ، می تواند با تحمل وصبر مردم همراه شود اما اگر این تحریم ها جنبه فرسایشی و طولانی مدت پیدا کند در کنار تضعیف حکومت ها، زیر ساخت های اقتصادی و صنعتی را نیز نابود می سازد.
نتایج ویرانگر این نوع تحریم ها واکنش اعتراضی مردم را بر خواهد انگیخت و نیاز امنیت و معیشت را در سپهر عمومی بر دموکراسی و آزادی برتری خواهد داد.گسترش دامنه تحریم های اقتصادی به ممانعت از فروش و خرید انرژی از سوی ایران به شرطی که لطمه ای به ترانزیت انرژی در دنیا نزند و بازار انرژی از نظر جهش قیمت ها مهار شود ، تاثیری مهلک و کوبنده بر حکومت ایران خواهد داشت
.
مستثنی کردن بخش خصوصی می تواند دریچه ای برای کم کردن بار فشار تحریم بر روی مردم باشد.
در مجموع تحریم هدفمند اقتصادی فی نفسه هم حکومت و هم مردم را تحت فشار قرار خواهد داد.کوتاه مدت بودن ، موفقیت تحریم در بهبود آینده و شکاف ملت – دولت عواملی هستند که می توانند تحریم را برای مردم و نیروهای اجتماعی قابل تحمل سازند.
تصمیم گیران اصلی در تهران به غلط می پندارند که نسبت به تحریم اقتصادی آسیب پذیر نیستند و یا وجود منافع و روابط تجاری گسترده با چین ، اتحادیه اروپا و روسیه، محال گسترش تحریم به فاز تجاری را نمی دهد، در صورتی که آمریکا و اسرائیل به صورت مستقل از شورای امنیت سازمان ملل ، در مسیر دستیابی ایران به اعتبارات بانکی بین المللی و سرمایه گذاری خارجی در صنایع انرژی و استراتژیک سنگ اندازی می کنند و تا کنون پیشرفت قابل توجهی در این زمینه داشته اند و اکثر بانک های معتبر جهانی از پذیرش تعهدات اسنادی بانک های ایرانی سر باز می زنند و تولید کنندگان و تجار داخلی مجبور به پرداخت هزینه های گزاف بیمه های اعتباری هستند که گاها به ده درصد مبلغ معامله می رسد.بدیهی است این افزایش قیمت نابجا، تاثیری مخرب در عملکرد اقتصادی آنها خواهد داشت.
با توحه به شرایط کنونی احتمال رخداد این گزینه بالا است.
۲ – ۲ : تحریم سیاسی
در این حال تحریم از فاز اقتصادی به سیاسی ارتقاء می یابد و تلاش می شود که همزمان با مشروعیت زدایی از حکومت به پشتیبانی از دموکراسی خواهی و نیروهای جامعه مدنی پرداخته شود.مزیت تحریم ممانعت از آثار مخرب جنگ و تحریم اقتصادی گسترده و تقویت دموکراسی و حقوق بشر در داخل است.تجربه هلسینکی نمونه مناسبی برای این حالت است. منتها از سویی در شرایط کنونی جامعه ایران و بویژه نیروهای اپوزیسیون و جامعه مدنی فاقد ظرفیت مناسب برای ایفای چنین نقشی است و از سوی دیگر شرایط جهانی و موازنه قوا با چنین نگرشی فاصله دارد و ساختار حقوقی بین المللی نیز ،از پتانسیل بالایی در این زمینه برخوردار نیست.بنابراین در مجموع علی رغم فایده مندی بالای این رویکرد ، امکانپذیری آن محل تردید است.
۳ : جنگ
۳ – ۱ : جنگ محدود
این حالت مشابه کشور عراق پس از اشغال کویت است. نابودی تاسیسات زیربنایی اقتصادی ، صنعتی و نظامی ،بحران اقتصادی، گسترش فقر و ناهنجاری های اجتماعی و اخلاقی ،تعطیلی فضای آزاد سیاسی ، تشدید اختناق ، گسترش اقدامات تروریستی به ایران و در یک کلام پاشیده شدن خاک مرگ بر جامعه ایران، پیامد های تباه کننده این حالت خواهد بود که تصویری تمام منفی را برای منافع مردم ایران رقم خواهد زد.در این حالت دنیا با صرف هزینه ای گزاف مهر خاتمت بر ماجراجویی هسته ای ایران خواهد زد . درصورت پافشاری مقامات بر غنی سازی اورانیوم و عبور سرعت رشد برنامه های هسته ای ایران از آستانه تحمل شورای امنیت بخت وقوع این فاجعه را افزایش خواهد داد.
۳ – ۲ : جنگ براندازانه
این رویکرد که مشابه تجربه افعانستان و عراق است ،مهار برنامه هسته ای ایران را در مسیر تغییر خشونت آمیز حکومت ایران دنبال می کند.اگرچه نظریه پردازان دموکراسی ، گذار دمکراتیک از طریق جنگ و خشونت را منتفی نمی دانند و نمونه هایی چون ژاپن و آلمان غربی را به عنوان شاهد طرح می کنند، منتها هزینه های سنگین جنگ ، مقاومت فرهنگ سیاسی ایران در برابر اشغال نظامی ،بحران عراق ، هراس از تجزیه ایران و کشیده شدن شعله های آتش تروریسم وبی ثباتی در ایران چشم انداز روشنی برای بهبود اوضاع را به تصویر نمی کشد. اما از سوی دیگر امکان چنین رویکردی منتفی نیست.با توجه به اصرار مدافعان جنگ عراق و افعانستان ، مسئله دار شدن اکثر کشور های منطقه و جهان در مورد نقش مخرب حکومت ایران در دامن زدن به آشوب و تنش آفرینی ،شدت یافتن نارضایتی از حکومت در میان مردم ، حساس شدن جامعه یهودی ها دنیا به خاطر انکار مستمر هولوکاست و نابودی اسرائیل از سوی محمود احمدی نژاد بعید نیست که ادعای ” تهدید بودن حکومت ایران برای صلح و امنیت جهانی ” همه گیر شود و حالتی هژمونیک در عرصه بین المللی پیدا کند. در این صورت گزینه جنگ همه جانبه در دستور کار قرار خواهد گرفت.
نتیجه گیری
گذشت زمان نشان خواهد داد که کدام گزینه در صحنه واقعیت رخ خواهد داد.آنچه مسلم است نقش تاثیرگذار اراده های جهانی درسرنوشت ملت و کشور است که از کانال انرژی هسته ای دنبال می شود. حکومت و نیروهای سیاسی اجتماعی دو عاملی هستند که می توانند این تاثیر را مدیریت کنند. با توجه به تصمیم غیر عقلانی حکومت درراهی که در پیش گرفته است و ماهیت غیر دموکراتیک و ایستای آن ، امیدی به نقش آفرینی مثبت نیست .در این میان مردم به شکل عام و نیروهای سیاسی و اجتماعی هوشیار ، به شکل خاص هستند که می توانند با موضع گیری درست و واقع بینانه نقشی تاریخی در عبور میهن وملت از گردنه پر آشوب حوادث آینده ایفا کنند.
این مطلب در شهریور ۱۳۸۶ د رنشریه اینترنتی راهبرد منتشرشده است.

درباره Afshari

در سا ل1352 در خانواده ای فرهنگی در شهر قزوین چشم به دنیا گشودم. پدرم دبیر ادبیات و صاحب یک هفته نامه محلی است. تا پایان دبیرستان در قزوین بر کشیدم. کتابخانه پدر پناهگاهم بود و ارتباط با دوستان و فامیل گرمابخش زندگی ام. به ورزش ، سیاست و مطالعه از ابتدا علاقمند بودم. کوهنوردی تا حدودی حرفه ای را از نو جوانی شروع کردم. در سال 1370 در رشته مهندسی صنایع دانشگاه پلی تکنیک قبول شدم. ورود به سیاسی ترین دانشگاه ایران فرصت تحقق به انگیزه ها و آرزو هایم بخشید. از فعالیت های فرهنگی در خوابگاه شروع کردم و سپس حضور در شورای صنفی دانشکده و سرانجام در انجمن اسلامی دانشجویان . در سال 1374 به عضویت شورای مرکزی انجمن اسلامی انتخاب شدم. در پایان آن دوره طعم اولین تجربه بازداشت و سلول انفرادی را در زندان توحید چشیدم . در سال1375 برای اولین بار به جمع شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت برگزیده شدم. همان سال مسئول بخش دانشجویی ستاد سید محمد خاتمی نیز شدم. برای راه اندازی راهی جدید شروع کردیم ولی پیروزی دور از انتظار غافلگیرم کرد. در سا ل1376 مجددا برای تحصیا در دوره فوق لیسانس به دانشگاه پلی تکنیک برگشتم . دو دوره دیگر را در شورای مرکزی انجمن این بار در مسند دبیری گذراندم. سال 1377 دوباره به مرکزیت دفتر تحکیم وحدت بازگشتم که تا سال 1380 ادامه یافت. تا سال 1379 به اصلاحات در درون قانون اساسی باور داشتم و همه هم و غمم را بر این پروژه گذاشتم. اما پس از تجربه نا فرجامی کوی دانشگاه ، زندانی شدن چهره های مورد توجه مردم و سرانجام از دستور کار خارج شدن دیدگاه انتقادی پیدا کردم وبعد به اصلاحات ساختاری و تغییر قانون اساسی گرایش پیدا کردم. شرکت در کنفرانس برلین راهی زندان اوینم کرد. بعد از دو ماه بازداشت موقت دوباره آزا دشدم ولی سخنرانی هی ارادیکال و بخصوص نقد صریح وبی پرده خامنه ای باعث شد تا همراه با مهندس سحابی اولین طعمه اطلاعات موازی در بازداشتگاه 59 بشوم. تجربه ای سخت و هولناک و توام با شکنجه های فیزیکی و روانی را از سر گذارندم. در میانه راه کم آوردم وشکستم . حاصل آن تن دادن به مصاحبه اجباری و توبه آمیز بود. بار سنگینی بود اما به لطف خدا توانستم خود را در درون بازداشتگاه بازسازی کنم و به مقاومت دوباره روی بیاورم. نتیجه جبران کار و افشاگری از دورن بازداشتگاه 59 بود. اما یازده ماه پشت سر هم در سلول انفرادی و انزوای گزنده آن سپری گشت. پس از آزادی با وثیقه 200 میلیون تومانی حکم دادگاه برلین قطعی شد و همراه با محکومیت یک ساله در خصوص کوی دانشگاه ، در مجموع دو سال را در بخش عمومی اوین گذارندم. پس از آزادی فوق لیسانس را تمام کردم و با همسر دوست داشتنی و یکی از بزرگترین سعادت های زندگی ام ازدواح کردم. دوباره در سال 1383 به عضویت شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت انتخاب شدم. پس از د و سال کار در محیط های صنعتی ، مجددا دادگاه انقلاب 6 سال حبس برایم صادر نمود. این مساله و همچنین برنامه ام برای ادامه تحصیا در مقطع دکتری پایم ر ابه مهاجرت کشاند. در سال 1384 از ایران خارج شدم .سه ماه در ایرلند بودم و بعد به آمریکا رفتم. اکنون کاندیدای دکتری در رشته مهنسدی سیستم در دانشگاه جرج واشنگتن هستم و به زندگی مشعول. در حوزه سیاسی ، نوشتاری و تحقیقات تاریخ معاصر فعال هستم. در کل اگر چه سخت خودم را می توانم مقید به جمعی خاص بکم. اما گرایش به روشنفکری دینی دارم. قائل به سکولاریسم به معنای تفکیک دین و دولت. هوادار لیبرالیسم سیاسی هستم اما در حوزه اقتصاد به سوسیالیسم را می پسندم. جهان وطنی وشهروند جهانی بودن نیز دیگر باور هویتی من ضمن پابندی و احساس غرور از هویت ملی ایرانی ام است.
این نوشته در سیاسی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.