رونقی ملکی، پیکار کر گردش آزاد اطلاعات

گردش آزاد اطلاعات و عدم محدودیت در اطلاع رسانی از پایه های زندگی در جوامع مدرن است. امروز محور اصلی عدالت دسترسی برابر به اطلاعات است که برابری در قدرت و بهره برداری یکسان از فرصت ها را تضمین می کند. اطلاعات بسان خونی است که در کالبد جهان کنونی جریان دارد.
بنابراین یکی از وجوه تمایز حکمرانی شایسته و صالح از حکومت های نا کارامد و ستمکار ؛ کفیت و میزان فصای آزاد اطلاع رسانی است. حکومت به میزانی که در مسیر دست یافتن شهروندانش به اخبار و اطلاعات محدودیت ایجاد می کند از عدالت دورتر شده و به خودکامگی نزدیک می شود. استفاده از سانسور ، خود سانسوری و اختناق رسانه ای حربه اصلی حکومت های تمامیت خواه و غیر دمکراتیک برای بقاء است.
پیدایش و گسترش رسانه های سایبر و فناوری های نوین اطلاعاتی انقلابی را دردنیا پدید آورد. شکستن انحصار های رسانه ای و گشودن فضا برای بیان و اظهار هر چه بیشتر نظرات و تسهیل گفتگو بین افراد دنیا را وارد مرحله جدیدی کرده است.
اگر تا دیروز جمع اندکی می توانستند ستونی در جرائد و یا فضایی در تلوزیون ها بدست آورند ، امروز هر کس به راحتی می تواند از طریق وب لاگ ،شبکه های اجتماعی و وب سایت های گوناگون خودش و دیدگاه هایش را عرضه کند.
اینترنت سهمی درخور در شکوفایی خود اظهاری انسان ها داشته است. به مدد دریچه هایی که فضای مجازی برای بیان ،توزیع و تعامل ایده ها فراهم کرده است ، سطح شناخت از دیگری و آگاهی های عمومی و ارتباطات رشد چشمگیری پیدا کرده است. به مراتب فراحنایی تولید و توزیع ایده ها گسترش یافته و کانالیزه کردن مسیر نشر اطلاعات و نظرات دشوار تر شده است.
دنیای مجازی عرصه را بر حکومت های خودکانه و جوامع بسته تنگ کرده است. اینترنت مشکلی جدی برای کسانی پدید اورده است که می خواهند با انسداد اطلاعاتی ، اجازه ندهند جامعه در معرض اخبار غیر رسمی و خارج از محدوده های ترسیم شده قرار بگیرد.
تار نماها ،یوتیوپ وشبکه های اجتماعی مجازی امروز فقط ابزار های اطلاع رسانی نیستند بلکه مراکزی برای تجمیع نیرو ، انگیزه بخشی و تشویق و همچنین سازماندهی نیز هستند. این قابلیت ها باعث هراس کسانی می گردد که مردم را نا محرم و نا توان از تشخیص مصلحت خویش بشمار می آورند و از طریق انحصار اطلاع رسانی می کوشند تا با ایزوله سازی جامعه را از دیدگاه های دگر اندیشان و اخبار متفاوت از مجاری رسمی محروم سازند.
از دید دستگاه امنیتی جمهوری اسلامی فضای سایبر یکی از جدی ترین تهدید ها محسوب می گردد. برنامه ها و اقدامات مختلفی برای انسداد ، اختلال و محدود کردن استفاده از قابلیت های اینترنت برای گسترش آزاد اطلاعات ندوین شده است. فعالیت گسترده ارتش سایبری و سرمایه گذاری سنگین حکومت در ایجاد و گسترش وب سایت ها و دیگر امکانات انعکاس دیدگاه های نهاد های حکومتی ، فیلترینگ گسترده وب سایت های منتقد و کاهش سرعت و پهنای باند اینترنت هدف مهندسی افکار عمومی و جلوگیری از انتشار دیدگاه های مستقل و متعلق به نیرو های مخالف را دنبال می کند.
در این راستا کار کسانی که در زمینه مبارزه با سانسور در فضای مجازی و ارائه خدمات اینرنتی برای عبور از قیلترینگ فعال هستند بسیار ارزش دارند . در اصل آنها بخشی مهمی از ارتش دموکراسی در ایران هستند. آزادی بیان و رسانه تضمین گر و عامل مهم در تشکیل و تعمیق دموکراسی است.
یکی ا زکسانی که در زمینه مبارزه با سانسور در فضای سایبری ایران و ساخت وب لاگ و تسهیل گردش آزاد اطلاعات تلاش‌های گسترده‌ای انجام داده ، حسین رونقی ملکی نبریزی است. این زندانی گمنام نزدیک به ۱۷ ماه است که بازداشت شده و پس از تحمیل اذیت و آزار حسمی و روانی گسترده به ۱۵ سال حبس تعزیری محکوم شد. مقامات زندان پس از ماه ها تاخیر سرانجام پذیرفتند وی تحت عمل جراحی قرار بگیرد ولی علی رعم نظر پزشکان که تمدید اقامت وی در بیمارستان و مراقبت های درمانی را تجویز کرده بودند ،وی سریعا به زندان اوین بازگردانده شد. وضعیت جسمانی وی نا مناسب است و با مشکلات زیادی در زندان دست و پنجه نرم می کند. وضعیت وی با توجه به تجارب تلخ گذشته در زندان که اهمال ، بی توجهی و یا تعمد باعث جان باختن آنها شد ، بسیار نگران کننده است.
او تاوان شجاعتش در مواجهه با اختناق رسانه ای را پس می دهد. در حالی که به راحتی می توانست از تخصص وتوانایی هایش برای برخورداری از یک زندگانی آسوده و توام با رفاه استفاده کند ،ولی تصمیم گرفت تا توانش را صرف دفاع حقوق مردمش در دسترسی آزاد به اطلاعات بکند وبدینرتیب کارزار بهبود حقوق بشر در ایران را یاری رساند. وی به مانند کسان دیگر می توانست از حقوق و مزایای بی شمار برای دادن خدمات به ” ارتش سایبری ” بهره مند شود ،ولی وی راه پر خطر آزادی را برگزید و اینک نیز هزینه پاکبازی و شجاعتش را پرداخت می کند .
حکم سنگین وی و سختی های گوناگونی که تا کنون تحمل کرده است ، نشان دهنده شدت نگرانی حاکمیت از فعالیت هایی است که سانسو و انسداد اطلاع رسانی در فضای سایبر را بشکند.
هزینه هایی که اکنون حسین رونفی ملکی می پردازد هموار کننده راهی است که سرانجام آزادی گردش اطلاعات را تحقق می بخشد. فضای سایبر به دلیل قابلیت هایی که دارد و محدود کردن ان سخت تر است در مسیر برقراری آزادی رسانه اولویت دارد.
حمایت از حقوق رونقی ملکی ضمن آنکه یک وظیفه اخلاقی و ادای دین به کسی است که زندگی و آسایش خود را وقف سربلندی ورهایی مردم و میهن کرده است و یک الزام حقوق بشری است ، ارزشی مهم در تشویق دیگر فعالان حوزه سایبر به تقابل با پروژه های سرکوب گرانه حاکمیت در حوزه سایبر نیز دارد.
تحولات اخیر در جهان عرب و تجربه جنبش سبز به خوبی پتانسیل بالای ابراز های دنیای مجازی در مساعدت به بسیج اجتماعی و سازماندهی جنبش های اجتماعی خواهان تغییر را نشان داد.
فلج سازی ارتش سایبری و نا کامی حکومت در ایجاد اختناق در فضای سایبر محتاج وجود افراد داوطلب و آزادی خواهی چون حسین رونقی ملکی است تا با ابتکارات و توانایی های تخصصی خود راه عبور اطلاعات به چامعه را باز کنند و کمک نمایند تا افکار عمومی داخلی و جامعه جهانی درکی درست از واقعیت های جامعه و مطالبات مردم ایران داشته باشند.

درباره Afshari

در سا ل1352 در خانواده ای فرهنگی در شهر قزوین چشم به دنیا گشودم. پدرم دبیر ادبیات و صاحب یک هفته نامه محلی است. تا پایان دبیرستان در قزوین بر کشیدم. کتابخانه پدر پناهگاهم بود و ارتباط با دوستان و فامیل گرمابخش زندگی ام. به ورزش ، سیاست و مطالعه از ابتدا علاقمند بودم. کوهنوردی تا حدودی حرفه ای را از نو جوانی شروع کردم. در سال 1370 در رشته مهندسی صنایع دانشگاه پلی تکنیک قبول شدم. ورود به سیاسی ترین دانشگاه ایران فرصت تحقق به انگیزه ها و آرزو هایم بخشید. از فعالیت های فرهنگی در خوابگاه شروع کردم و سپس حضور در شورای صنفی دانشکده و سرانجام در انجمن اسلامی دانشجویان . در سال 1374 به عضویت شورای مرکزی انجمن اسلامی انتخاب شدم. در پایان آن دوره طعم اولین تجربه بازداشت و سلول انفرادی را در زندان توحید چشیدم . در سال1375 برای اولین بار به جمع شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت برگزیده شدم. همان سال مسئول بخش دانشجویی ستاد سید محمد خاتمی نیز شدم. برای راه اندازی راهی جدید شروع کردیم ولی پیروزی دور از انتظار غافلگیرم کرد. در سا ل1376 مجددا برای تحصیا در دوره فوق لیسانس به دانشگاه پلی تکنیک برگشتم . دو دوره دیگر را در شورای مرکزی انجمن این بار در مسند دبیری گذراندم. سال 1377 دوباره به مرکزیت دفتر تحکیم وحدت بازگشتم که تا سال 1380 ادامه یافت. تا سال 1379 به اصلاحات در درون قانون اساسی باور داشتم و همه هم و غمم را بر این پروژه گذاشتم. اما پس از تجربه نا فرجامی کوی دانشگاه ، زندانی شدن چهره های مورد توجه مردم و سرانجام از دستور کار خارج شدن دیدگاه انتقادی پیدا کردم وبعد به اصلاحات ساختاری و تغییر قانون اساسی گرایش پیدا کردم. شرکت در کنفرانس برلین راهی زندان اوینم کرد. بعد از دو ماه بازداشت موقت دوباره آزا دشدم ولی سخنرانی هی ارادیکال و بخصوص نقد صریح وبی پرده خامنه ای باعث شد تا همراه با مهندس سحابی اولین طعمه اطلاعات موازی در بازداشتگاه 59 بشوم. تجربه ای سخت و هولناک و توام با شکنجه های فیزیکی و روانی را از سر گذارندم. در میانه راه کم آوردم وشکستم . حاصل آن تن دادن به مصاحبه اجباری و توبه آمیز بود. بار سنگینی بود اما به لطف خدا توانستم خود را در درون بازداشتگاه بازسازی کنم و به مقاومت دوباره روی بیاورم. نتیجه جبران کار و افشاگری از دورن بازداشتگاه 59 بود. اما یازده ماه پشت سر هم در سلول انفرادی و انزوای گزنده آن سپری گشت. پس از آزادی با وثیقه 200 میلیون تومانی حکم دادگاه برلین قطعی شد و همراه با محکومیت یک ساله در خصوص کوی دانشگاه ، در مجموع دو سال را در بخش عمومی اوین گذارندم. پس از آزادی فوق لیسانس را تمام کردم و با همسر دوست داشتنی و یکی از بزرگترین سعادت های زندگی ام ازدواح کردم. دوباره در سال 1383 به عضویت شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت انتخاب شدم. پس از د و سال کار در محیط های صنعتی ، مجددا دادگاه انقلاب 6 سال حبس برایم صادر نمود. این مساله و همچنین برنامه ام برای ادامه تحصیا در مقطع دکتری پایم ر ابه مهاجرت کشاند. در سال 1384 از ایران خارج شدم .سه ماه در ایرلند بودم و بعد به آمریکا رفتم. اکنون کاندیدای دکتری در رشته مهنسدی سیستم در دانشگاه جرج واشنگتن هستم و به زندگی مشعول. در حوزه سیاسی ، نوشتاری و تحقیقات تاریخ معاصر فعال هستم. در کل اگر چه سخت خودم را می توانم مقید به جمعی خاص بکم. اما گرایش به روشنفکری دینی دارم. قائل به سکولاریسم به معنای تفکیک دین و دولت. هوادار لیبرالیسم سیاسی هستم اما در حوزه اقتصاد به سوسیالیسم را می پسندم. جهان وطنی وشهروند جهانی بودن نیز دیگر باور هویتی من ضمن پابندی و احساس غرور از هویت ملی ایرانی ام است.
این نوشته در سیاسی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.