رویکرد تازه آیت‌الله خامنه‌ای در قبال احمدی‌نژاد

اظهارات آیت الله علی خامنه ای، رهبر جمهوری اسلامی در سفر به کرمانشاه تا حدی دریچه ای به روی رویدادهای آینده سیاسی و طرح وی برای روزهای آتی حاکمیت گشود.
سخنان او که با اعلام خنثی سازی طرح ادعایی ترور سفیر عربستان سعودی در خاک آمریکا توسط سپاه قدس اهمیت بیشتر پیدا کرده بود، جنبه های مختلفی را در بر می‌گرفت، اما مهم‌ترین آنها روشن شدن موضع وی در خصوص انتخابات آتی مجلس و نحوه تعامل با رئیس جمهوری بود.
تا پیش از این سفر، توصیه به دوری از جنجال رسانه ای پیرامون پرونده اختلاس سه هزار میلیارد تومانی و جلوگیری از طرح سوال از رئیس جمهوری در صحن علنی مجلس این ذهنیت را پدید آورده بود که رهبری کماکان سیاست حمایتی از دولت محمود احمدی نژاد را تغییر نخواهد داد.
در این راستا تصور می شد که استراتژی “حفظ محمود احمدی نژاد منهای اسفندیار رحیم مشایی” مورد نظر آیت الله خامنه ای است.
دیدگاهی دیگر، تهدید به افشاگری‌های جریان نزدیک به آقای احمدی نژاد را عاملی می‌دانست که رهبری را وادار به رعایت رئیس دولت دهم و حامیانش می کند، اما تاکید رهبری بر کنار گذاشتن مسئولین از سوی مردم در صورت دنبال کردن اهدافی غیر از آرمان‌های انقلاب کدی است که از آن می توان برنامه وی برای مهار محمود احمدی نژاد را رمزگشایی کرد.
رهبری به مانند دوران اصلاحات بنا دارد تا با مهار و محدود کردن حوزه عمل مستقل رئیس جمهوری، وی را تا پایان دوره تحمل کند و در نهایت با جایگزینی وی و جریان حامی اش در یک انتخابات مهندسی شده، این امر را ناشی از خواست و اراده مردم جلوه دهد.
در واقع می توان گفت تحمل محمود احمدی نژاد ناشی از مصلحت است. هراس و یا تحت نفوذ بودن در معادله ارتباط رهبری و رئیس دولت فاکتور برجسته ای نیست.
پس از قهر اعلام نشده و خانه نشینی ۱۱ روزه محمود احمدی نژاد و آشکار شدن شکاف بین وی و رهبری، این انتظار به وجود آمد که دومین دوره ریاست جمهوری آقای احمدی نژاد به طور طبیعی به پایان نرسد، اما به نظر می‌رسد آیت الله خامنه ای مانند دوران محمد خاتمی ترجیح می دهد با آقای احمد نژاد کج دار و مریز رفتار کند.
این مماشات و تحمل اما به معنای موافقت و رضایت نیست، بلکه به موازات آن، در متن پایگاه اجتماعی حکومت و نیروهای ولایت مدار حمله به رئیس جمهوری تحت عنوانجریان انحرافی شدت می‌یابد.
محمود احمدی نژاد دیگر فردی نیست که به زعم راس هرم قدرت سالم‌ترین دولت پس از مشروطه را مدیریت می‌کند و حضور وی دغدغه شکل‌گیری حاکمیت دو گانه را مرتفع می‌سازد. او، دیگر خودی و مورد تایید مقام ولایت محسوب نمی شود.
رهبری بر خلاف خواست گرایش‌های رادیکال و رقیب محمود احمدی نژاد در میان اصولگرایان، هزینه‌های برکناری آقای احمدی نژاد را بیشتر از منافعش می‌پندارد.
وی تضعیف رئیس جمهوری را به شرط آنکه به زیر سئوال رفتن و تجدید نظر در وضعیت موجود سیاسی را در پی نداشته باشد، مجاز به حساب آورده است. همچنین در موازنه قوای جدید، مجلس و قوه قضائیه در موقعیتی برتر از قوه مجریه قرار می گیرند.
از این رو، آیت الله خامنه ای در بخشی از سخنانش گفت:”مسئولان قوه مجریه – نمایندگان مجلس، مسئولان قوه قضاییه، با اختیارات کامل و قانونی، وظایف خود را انجام می‌دهند و ممکن است تصمیماتی بگیرند که رهبری با آن مخالف باشد، اما رهبری نه حق دارد نه می‌تواند و نه قادر است که در این مسائل دخالت کند مگر در جایی که اتخاذ سیاستی، به کج شدن راه انقلاب منجر می‌شود که طبعا در این هنگام به مسئولیت‌های خود عمل خواهد کرد.”
بدین ترتیب، رهبری می خواهد خود را از مسئولیت اعمال دولت‌های نهم و دهم مبرا سازد. وی دخالت‌های خود در قوه مجریه را به مساله پرونده هسته ای و رابطه آمریکا محدود نشان می‌دهد. صرف نظر از اینکه ادعای وی با واقعیت تطبیق نمی کند و دامنه دخالت های مرئی و آشکار او خیلی بیشتر از این موارد است، اما این سخن وی می تواند چراغ سبزی برای گسترش انتقاد و اعتراض به عملکرد محمود احمدی نژاد باشد و مجال پنهان شدن در پشت سپر حمایت رهبری در دفاع از تصمیمات چالشی را از وی بستاند.
آیت الله خامنه ای در سخنرانی دیگری اعلام کرد بسیج در مقابل انحراف از انقلاب می‌ایستد. این سخن را می‌توان به معنای آن دانست که دیگر سپاه و بسیج پشت سر دولت محمود احمدی نژاد نیستند و در برابر او صف آرایی کرده اند.
البته تحقق برنامه مورد نظر رهبری بستگی به آقای احمدی نژاد دارد . مشروط بر آن است که وی دست به اقدامی غیر متعارف نزند.
محمود احمدی نژاد تا کنون سعی کرده است ضمن اعلام تمایز و راه اندازی جریان مستقل از خطوط قرمز عبور نکند و رشته ارتباط با رهبری را حفظ کند. وی می کوشد تا مصاف نهایی و تعیین کننده را به بعد از انتخابات مجلس نهم موکول کند.
حلقه یاران محمود احمدی نژاد می پندارند که توانایی اثرگذاری بر انتخابات مجلس و تشکیل فراکسیونی قدرتمند را دارند، اما سخنان رهبری و بخصوص موضع‌گیری پیرامون انتخابات آینده نشان داد که نقش آفرینی این جریان با موانعی جدی روبه رو است.
از آنجا که اصلاح طلبان تمایلی به شرکت در انتخابات نشان نداده اند، سمت‌گیری نهادهای متولی مسئول و ماشین انتخاباتی حاکمیت تیغ حذف و اخلال در روند طبیعی مشارکت در انتخابات را متوجه جریان محمود احمدی نژاد کرده است.
به عبارت دیگر، نگرانی حاکمیت در انتخابات آینده، حضور افرادی است که از آنها تحت عنوان جریان انحرافی نام برده می شود.
اگر این فرض به واقعیت نزدیک باشد که تجربه انتخابات ریاست جمهوری دهم و بهارعربی، آیت الله خامنه ای را بشدت نگران انتخابات آینده کرده، بنابراین می توان حدس زد که وی می کوشد با مدیریت منازعات و مهار تنش‌ها در بین جناح‌های حکومتی امکان بهره برداری نیروهای مخالف و مستقل را منتفی سازد.
اما گمنامی اکثر چهره‌های وابسته به جریان حامی محمود احمدی نژاد به آنها اجازه می دهد تا به صورت چراغ خاموش از فیلتر شورای نگهبان عبور کنند و سپس با استفاده از قدرت مالی و لجستیکی دولت و مانورهای تبلیغاتی در انتقاد از وضع موجود بتوانند بر کرسی های مجلس تکیه بزنند. این عامل دلیل حملات گسترده اصولگرایان و نهادهای حکومتی به حلقه یاران آقای احمدی نژاد است.
اما اگر جریان محمود احمدی نژاد از تاثیرگذاری بر انتخابات مجلس و کسب کرسی‌های مورد انتظار ناامید گردد، آن‌گاه ممکن است تقابل بین رئیس جمهوری و رهبری چنان شدت یابد که تداوم رابطه کج دار و مریز را ناممکن سازد.
ارسال پیام به کانون‌های تصمیم ساز و سازمانده نظام و آماده سازی آنها برای جراحی جدید در حاکمیت با هدف کوتاه کردن دست محمود احمدی نژاد از منابع اصلی قدرت، علامتی بود که آیت الله خامنه ای در سفر به کرمانشاه ارسال کرد. این خط، برنامه کوتاه مدت وی را تشکیل می دهد، اما همان‌گونه که در پرسش و پاسخ با دانشجویان اعلام کرد ممکن است در میان مدت به سمت تغییر ساختار نظام از جمهوری ریاستی به جمهوری پارلمانی و احیاء نخست وزیری حرکت کند.
در وضعیت پر شتاب تحولات سیاسی ایران، هر چه قدر زمان انتخابات نزدیک‌تر شود، سیمای تنش‌ها و رویارویی‌ها در درون بلوک قدرت شفاف‌تر و شاکله آینده حاکمیت مشخص‌تر می شود.

درباره Afshari

در سا ل1352 در خانواده ای فرهنگی در شهر قزوین چشم به دنیا گشودم. پدرم دبیر ادبیات و صاحب یک هفته نامه محلی است. تا پایان دبیرستان در قزوین بر کشیدم. کتابخانه پدر پناهگاهم بود و ارتباط با دوستان و فامیل گرمابخش زندگی ام. به ورزش ، سیاست و مطالعه از ابتدا علاقمند بودم. کوهنوردی تا حدودی حرفه ای را از نو جوانی شروع کردم. در سال 1370 در رشته مهندسی صنایع دانشگاه پلی تکنیک قبول شدم. ورود به سیاسی ترین دانشگاه ایران فرصت تحقق به انگیزه ها و آرزو هایم بخشید. از فعالیت های فرهنگی در خوابگاه شروع کردم و سپس حضور در شورای صنفی دانشکده و سرانجام در انجمن اسلامی دانشجویان . در سال 1374 به عضویت شورای مرکزی انجمن اسلامی انتخاب شدم. در پایان آن دوره طعم اولین تجربه بازداشت و سلول انفرادی را در زندان توحید چشیدم . در سال1375 برای اولین بار به جمع شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت برگزیده شدم. همان سال مسئول بخش دانشجویی ستاد سید محمد خاتمی نیز شدم. برای راه اندازی راهی جدید شروع کردیم ولی پیروزی دور از انتظار غافلگیرم کرد. در سا ل1376 مجددا برای تحصیا در دوره فوق لیسانس به دانشگاه پلی تکنیک برگشتم . دو دوره دیگر را در شورای مرکزی انجمن این بار در مسند دبیری گذراندم. سال 1377 دوباره به مرکزیت دفتر تحکیم وحدت بازگشتم که تا سال 1380 ادامه یافت. تا سال 1379 به اصلاحات در درون قانون اساسی باور داشتم و همه هم و غمم را بر این پروژه گذاشتم. اما پس از تجربه نا فرجامی کوی دانشگاه ، زندانی شدن چهره های مورد توجه مردم و سرانجام از دستور کار خارج شدن دیدگاه انتقادی پیدا کردم وبعد به اصلاحات ساختاری و تغییر قانون اساسی گرایش پیدا کردم. شرکت در کنفرانس برلین راهی زندان اوینم کرد. بعد از دو ماه بازداشت موقت دوباره آزا دشدم ولی سخنرانی هی ارادیکال و بخصوص نقد صریح وبی پرده خامنه ای باعث شد تا همراه با مهندس سحابی اولین طعمه اطلاعات موازی در بازداشتگاه 59 بشوم. تجربه ای سخت و هولناک و توام با شکنجه های فیزیکی و روانی را از سر گذارندم. در میانه راه کم آوردم وشکستم . حاصل آن تن دادن به مصاحبه اجباری و توبه آمیز بود. بار سنگینی بود اما به لطف خدا توانستم خود را در درون بازداشتگاه بازسازی کنم و به مقاومت دوباره روی بیاورم. نتیجه جبران کار و افشاگری از دورن بازداشتگاه 59 بود. اما یازده ماه پشت سر هم در سلول انفرادی و انزوای گزنده آن سپری گشت. پس از آزادی با وثیقه 200 میلیون تومانی حکم دادگاه برلین قطعی شد و همراه با محکومیت یک ساله در خصوص کوی دانشگاه ، در مجموع دو سال را در بخش عمومی اوین گذارندم. پس از آزادی فوق لیسانس را تمام کردم و با همسر دوست داشتنی و یکی از بزرگترین سعادت های زندگی ام ازدواح کردم. دوباره در سال 1383 به عضویت شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت انتخاب شدم. پس از د و سال کار در محیط های صنعتی ، مجددا دادگاه انقلاب 6 سال حبس برایم صادر نمود. این مساله و همچنین برنامه ام برای ادامه تحصیا در مقطع دکتری پایم ر ابه مهاجرت کشاند. در سال 1384 از ایران خارج شدم .سه ماه در ایرلند بودم و بعد به آمریکا رفتم. اکنون کاندیدای دکتری در رشته مهنسدی سیستم در دانشگاه جرج واشنگتن هستم و به زندگی مشعول. در حوزه سیاسی ، نوشتاری و تحقیقات تاریخ معاصر فعال هستم. در کل اگر چه سخت خودم را می توانم مقید به جمعی خاص بکم. اما گرایش به روشنفکری دینی دارم. قائل به سکولاریسم به معنای تفکیک دین و دولت. هوادار لیبرالیسم سیاسی هستم اما در حوزه اقتصاد به سوسیالیسم را می پسندم. جهان وطنی وشهروند جهانی بودن نیز دیگر باور هویتی من ضمن پابندی و احساس غرور از هویت ملی ایرانی ام است.
این نوشته در سیاسی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.