عملیات خرابکاری محرمانه و تعارض با معیار های اخلاقی و حقوقی

در فضای رسانه ای ایران و جهان به نقل از یک مقام غربی فرضیه ای مطرح شده است عملیات خرابکارانه اسرائیل عامل اصلی انفجار انبار مهمات سپاه بوده است . منتها شواهد قابل اتکایی برای راست آزمایی این ادعا مطرح نشده است . لذا اعتبار آن فقط در حد یک گمانه در بین گمانه های دیگر است و بنا به اسناد منتشر شده کنونی نمی توان آن را معتبر و قابل استناد دانست .
اما این حدس فرصتی است تا اصل عملیات خرابکاری مخفیانه مورد ارزیابی قرار بگیرد. عملیات اختلال گرایانه پوشیده که ماهیت امنیتی و اطلاعاتی دارد مورد توجه ویژه سازمان های اطلاعاتی قدرت های جهانی در دهه های گذشته بوده و میراث دوران جنگ سرد است. تاثیرات روانی عملیات پنهانی خرابکارانه اعتماد و امنیت در مجموعه هدف را متزلزل می سازد و فرایند تعقیب اهداف را کند می نماید.
این عملیات ها خارج از قوانین بین المللی اعمال شده وجاهت قانونی ندارند. از این رو عملیات خرابکاری از زاویه مدافعان ساختار حقوق بین الملل و توجه به ضوابط و نرم های پذیرفته شده نظم جهانی مورد مخالفت جدی بوده است. کسان دیگری این عملیات ها را چون جنبه تخریبی دارند و بخصوص باعث کشتن افراد می شود از منظر اخلاقی زیر سئوال برده اند. البته مدافعان این استدلال را رد می کنند و می گویند چنین روش هایی تبعات و مخاطرات کمتری در مقایسه با جنگ داشته و توان بازدارندگی بیشتری برای جلوگیری از برنامه های مخرب دارند که منجر است به تلفات انسانی زیادی منجر شود. به عبارت دیگر اگر چه این روش شر است ولی جلوی شر بزرگ تری را می گیرد.
این استدلال قابل تامل است اما کماکان ایراد اخلاقی را بر طرف نمی سازد . ممکن است برنامه هایی که آماج هدف خرابکارانه قرار گرفتند هیچگاه در عمل ، حادثه منفی و تهاجمی به بار نیاورند و ماهیت دفاعی را حفظ کنند. در واقع این رویکرد نوعی قصاص قبل از جنایت است. اما مواردی چون کشتن بن لادن وجود دارد که به لحاظ روش شناختی با معیار های قابل قبول بین المللی و اصول اخلاقی مغایرت دارد ولی از منظر نتیجه گرایی ، تاثیر مثبتی در کاهش تروریسم و به خطر افتادن جان شهروندان غیر نظامی دارد. این تفاوت ها قضاوت اخلاقی را پیچیده و دشوار می سازد .تعارض با فعالیت سیاسی باز و شفاف دیگر وجهی است که با اصول اخلاقی نا سازگار است .
چالش دیگر دشواری سنجش درستی اطلاعات است که عملیات خرابکاری بر اساس آنها صورت می گیرد. معمولا جاسوس های دو جانبه منبع اصلی دریافت اطلاعات و شناسایی هستند . تجارب متعددی وجود دارد که چگونه عملیات های سازمان های اطلاعاتی بزرگ دنیا بر اساس اتکا به اطلاعات غلط ناکام مانده اند و بعضا باعث رسوایی شده اند. کاربرد عملیات اخلالگری به دلیل نظارت پذیری کم و اعمال آن به شیوه مخفی ریسک زیادی دارد و می تواند تبعات منفی و پسامد های پیشبینی نا پذیر آن بر منافعش چیره گردد. از سوی دیگر کاربست این روش ها دیگر کشور ها و از جمله دولت های ستیزه جو را نیز به رفتار مشابه سوق می دهد و برای اعمال واکنش های تررویستی فضا ایجاد می کند.
در اصل نبود یک مرجع قابل اعتماد در کانون تصمیمی گیری پیرامون این نوع فعالیت ها که داوری آن در سطح جهانی مورد پذیرش باشد ، مشروعیت این اقدامات را پیشاپیش زایل می سازد . همچنین مشوق دیگر نیرو ها می شود تا خود را محق بدانند که مقابله به مثل کنند. تاثیرات مثبت اختلال های پنهان معمولا کوتاه مدت و همراه با عوارض منفی دراز مدت بوده است . بدینترتیب از بعد فنی این عملیات ها را به دلیل اثرات درازمدت، ثبات جهانی را تضعیف می کنند .
از منظر عینی و نگاه ابجکتیو اجرای موفق عملیات های تخریبی پنهان و رسوخ نیروهای جاسوسی خارجی ، امنیت ملی کشور را به خطر می اندازد و تبعات منفی درازمدت در تضعیف زیر ساخت های امنیتی و دفاعی کشور دارد. در تحقق چنین اتفاقی هم مسئولین کشور هایی نقش دارند که با اقدامات نسنجیده و هراس افکنی از خود چهره تهدید کننده امنیت دیگر ملت ها و ثبات بین المللی ترسیم می کنند و اراده معطوف به تنش زایی در عرصه بین المللی دارند . هم نیروهای خارجی عامل اقدامات امنیتی اخلال گرایانه نوعی از بازی غیر منصفانه را اجرا می کنند که در نهایت بازار سیاه فعالیت امنیتی و سیاسی را رونق می بخشد.
این روش ها بیشتر از آنکه با خطوط دیپلماسی و مناسبات ضابطه مند و شفاف آن همگرا باشند در تعارض با آن قرار می گیرند. دیپلماسی نیازمند اعتماد است اما روش های اخلال گرایانه و جاسوسی بی اعتمادی را رواج می دهند. در نتیجه بنیان روابط خارجی کشور ها به سمت ناپایداری میل می کند.
تاریخ معاصر دنیا بخصوص پس از جنگ جهانی دوم نشان می دهد که نیروهای قدرتمند دنیا از این روش ها برای پیشبرد اهداف سیاسی و منافع خاص خود استفاده کرده اند که لزوما منطبق بر تهدید ها و یا به مخاطره افتادن حقوق مشروع و امنیت ملت ها نبوده است.
با توجه به این مباحث و چالش ها برخی از نیرو های امنیتی و سیاسی در جهان و بخصوص غرب خواهان پایان بخشی به عملیات خرابکاری مخفی شده اند و این روش ها را با توجه به سپری شدن دوران جنگ سرد ، منسوخ شده بشمار می آورند. ماجرای هنری استیمسن وزیر خارجه آمریکا در سال ۱۹۲۹ شاید روشنگر باشد که بخش معروف “اتاق سیاه ” وزارت خانه منبوع خود را که مسئول رمز گشایی از نامه های محرمانه دولت های خارجی بود را بست با این توجیه که “یک انسان شریف نامه فرد دیگر را نمی خواند ” . البته وقتی در جنگ جهانی دوم وزیر دفاع شد تغییر نگرش داد و استراق سمع و کسب اطلاعات از طریق جاسوسی را جایز دانست. حال باید دید توازن بین ایده آل ها و واقعیت ها می تواند خرابکاری ها و عملیات مختل کننده مخفی را بمثابه برخی از روش های غلط دوران سپری شده که دیگر وجود ندارند ، راهی بایگانی کند؟

درباره Afshari

در سا ل1352 در خانواده ای فرهنگی در شهر قزوین چشم به دنیا گشودم. پدرم دبیر ادبیات و صاحب یک هفته نامه محلی است. تا پایان دبیرستان در قزوین بر کشیدم. کتابخانه پدر پناهگاهم بود و ارتباط با دوستان و فامیل گرمابخش زندگی ام. به ورزش ، سیاست و مطالعه از ابتدا علاقمند بودم. کوهنوردی تا حدودی حرفه ای را از نو جوانی شروع کردم. در سال 1370 در رشته مهندسی صنایع دانشگاه پلی تکنیک قبول شدم. ورود به سیاسی ترین دانشگاه ایران فرصت تحقق به انگیزه ها و آرزو هایم بخشید. از فعالیت های فرهنگی در خوابگاه شروع کردم و سپس حضور در شورای صنفی دانشکده و سرانجام در انجمن اسلامی دانشجویان . در سال 1374 به عضویت شورای مرکزی انجمن اسلامی انتخاب شدم. در پایان آن دوره طعم اولین تجربه بازداشت و سلول انفرادی را در زندان توحید چشیدم . در سال1375 برای اولین بار به جمع شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت برگزیده شدم. همان سال مسئول بخش دانشجویی ستاد سید محمد خاتمی نیز شدم. برای راه اندازی راهی جدید شروع کردیم ولی پیروزی دور از انتظار غافلگیرم کرد. در سا ل1376 مجددا برای تحصیا در دوره فوق لیسانس به دانشگاه پلی تکنیک برگشتم . دو دوره دیگر را در شورای مرکزی انجمن این بار در مسند دبیری گذراندم. سال 1377 دوباره به مرکزیت دفتر تحکیم وحدت بازگشتم که تا سال 1380 ادامه یافت. تا سال 1379 به اصلاحات در درون قانون اساسی باور داشتم و همه هم و غمم را بر این پروژه گذاشتم. اما پس از تجربه نا فرجامی کوی دانشگاه ، زندانی شدن چهره های مورد توجه مردم و سرانجام از دستور کار خارج شدن دیدگاه انتقادی پیدا کردم وبعد به اصلاحات ساختاری و تغییر قانون اساسی گرایش پیدا کردم. شرکت در کنفرانس برلین راهی زندان اوینم کرد. بعد از دو ماه بازداشت موقت دوباره آزا دشدم ولی سخنرانی هی ارادیکال و بخصوص نقد صریح وبی پرده خامنه ای باعث شد تا همراه با مهندس سحابی اولین طعمه اطلاعات موازی در بازداشتگاه 59 بشوم. تجربه ای سخت و هولناک و توام با شکنجه های فیزیکی و روانی را از سر گذارندم. در میانه راه کم آوردم وشکستم . حاصل آن تن دادن به مصاحبه اجباری و توبه آمیز بود. بار سنگینی بود اما به لطف خدا توانستم خود را در درون بازداشتگاه بازسازی کنم و به مقاومت دوباره روی بیاورم. نتیجه جبران کار و افشاگری از دورن بازداشتگاه 59 بود. اما یازده ماه پشت سر هم در سلول انفرادی و انزوای گزنده آن سپری گشت. پس از آزادی با وثیقه 200 میلیون تومانی حکم دادگاه برلین قطعی شد و همراه با محکومیت یک ساله در خصوص کوی دانشگاه ، در مجموع دو سال را در بخش عمومی اوین گذارندم. پس از آزادی فوق لیسانس را تمام کردم و با همسر دوست داشتنی و یکی از بزرگترین سعادت های زندگی ام ازدواح کردم. دوباره در سال 1383 به عضویت شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت انتخاب شدم. پس از د و سال کار در محیط های صنعتی ، مجددا دادگاه انقلاب 6 سال حبس برایم صادر نمود. این مساله و همچنین برنامه ام برای ادامه تحصیا در مقطع دکتری پایم ر ابه مهاجرت کشاند. در سال 1384 از ایران خارج شدم .سه ماه در ایرلند بودم و بعد به آمریکا رفتم. اکنون کاندیدای دکتری در رشته مهنسدی سیستم در دانشگاه جرج واشنگتن هستم و به زندگی مشعول. در حوزه سیاسی ، نوشتاری و تحقیقات تاریخ معاصر فعال هستم. در کل اگر چه سخت خودم را می توانم مقید به جمعی خاص بکم. اما گرایش به روشنفکری دینی دارم. قائل به سکولاریسم به معنای تفکیک دین و دولت. هوادار لیبرالیسم سیاسی هستم اما در حوزه اقتصاد به سوسیالیسم را می پسندم. جهان وطنی وشهروند جهانی بودن نیز دیگر باور هویتی من ضمن پابندی و احساس غرور از هویت ملی ایرانی ام است.
این نوشته در سیاسی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.