انتخابات مجلس نهم و فروپاشی تابوی ” تحریم”

فراگیری تحریم و اجماع نسبی گرایش های مختلف اپوزیسیون بر روی این گزینه یکی از ویژگی های بارز انتخابات مجلس نهم است.
فرمایشی بودن انتخابات ،افزایش یافتن درجه “غیر آزاد بودن” انتخابات ، احتمال بالای استفاده از تقلب و منحرف کردن روند طبیعی انتخابات و کاهش چشمگیر تکثر و تنوع نیرو های شرکت کننده در رقابت های انتخاباتی باعث شد تا اصلاح طلبان و برخی از نیرو های جدید نیز به خیل تحریم کنندگان بپیوندند. پیش از انتخابات مجلس نهم اپوزیسیون برانداز و کلاسیک به همراه نیروهای معتقد به اصلاحات ساختاری معمولا رویکرد تحریم و نه گفتن به صندو قهای رای را تبلیغ می کردند. اما تجربه انتخابات جنجالی دهمین دوره ریاست جمهوری و سیر تحولات جنبش سبز منجر به فربه تر شدن و افزایش توان تحریم کنندگان انتخابات گردیده است. البته مدافعان تحریم به دو دسته کلی تقسیم می شوند کسانی که به صورت موضعی و مقطعی از شرکت در این انتخابات پرهیز کرده اند و ممکن است در صورتی که فضا پیدا کنند در انتخابات های آینده در چارچوب جمهوری اسلامی شرکت نمایند. اما دسته دوم نیروهایی هستند که معتقد به تغییرات اساسی در ساختار انتخابات هستند و دستیابی به انتخابات آزاد ، سالم و منصفانه را منوط به تغییر قانون اساسی می دانند.
اما تحولات مربوط به تحریم انتخابات فقط محدود به افزایش نیرو های مدافع نیست. پاره ای از دیدگاه های کژتابانه ونادرست پیرامون تحریم انتخابات در این دوره عملا فرو پاشید. در دوره های اخیر مدافعان رویکرد انتخابات محور و برخی از اصلاح طلبان به صورت مطلق تحریم را رد می کردند و آن را مغایر با منافع ملی ،هموار کردن مسیر تانک های آمریکایی ، عملی غیر دموکراتیک و هدیه به اقتدارگرایان بشمار می آوردند. اینک تغییر موضع آنان به معنای واژگونی عملی این باور های نا درست است. همچنین بطلان نگرش تقلیل انگارانه دموکراسی به انتخابات از دیگر دستاورد های سیاسی ونظری را آشکار می سازد.
فرم و ظاهر انتخابات بدون توجه به محتوی و پیش نیاز های ضروری آن نه تنها تناسبی با دموکراسی ندارد بلکه حتی درمواردی می تواند به مانعی برای آن تبدیل شود. حکومت های اقتدار گرای لیبرال حکومت هایی هستند که از ابزار انتخابات برای تحکیم پایه های حکومت بسته و غیر دموکراتیک بهره برداری می کنند. آنها با روکشی دموکراتیک ،چهره خشن تمامیت خواه و انحصار طلب خود را پنهان می سازند. پیچیده ترین آنها حکومت کنونی روسیه است. انتخابات در انها ابزاری برای نمایش و تجلی گزینش مردم نیست بلکه وسیله ای مشروعیت بخش برای حکومیت اقلیتی سرکوبگر ، نظا مهای الیگارشیک و باند های مافیایی قدرت است.
در این دولت ها ،خروجی انتخابات نقشی تعیین کننده در معادلات قدرت ندارد یا چینش رقابت های انتخاباتی به گونه ای صورت می گیرد که تنها وابستگان به بلوک قدرت امکان رقابت پیدا می کنند ، مردم و نیرو های مخالف یا حذف می شوند و یا به شکلی کاملا محدود و غیر موثر ،زینت بخش انتخابات های غیر آزاد و نمایشی می گردند.
اگر چه صندوق های رای تضمین گر دموکراسی و چرخش قدرت در نظم مردم سالار هستند اما دموکراسی ابعادی فراتر از انتخابات دارد. همچنین انتخابات باید واقعی باشد و معیار های انتخابات آزاد و منصفانه در آن رعایت گردد.
انتخابات این دوره فرصت مناسبی است تا برخورد مطلق انگارانه و سیاه و سفید پیرامون شرکت و تحریم کنار گذاشته شود. استقبال و امتناع از رای به خودی خود واجد ارزش نیستند نمی توان به آنها قداست بخشید. کاربست آنها ومطلوبیت شان تابعی از کارامدی انها و تناسب شان با شرایط و انتظارات است. در جاهایی شرکت مفید است و گاهی باید به تحریم روی آورد. داوری پیرامون نوع آکسیون انتخاباتی خازج از برخورد های جزمی ، ایدئولوژیک وتام گرا قرار داد و نیاز دارد تا از منظر پراگماتیستی وفایده انگارانه به آنها نگریست و در نهایت با سنجش جنبه های مثبت و منفی و نقاط ضعف و قوت تصمیم گرفت.
البته می توان اصولی را وضع نمود . در ساختار های حکومتی غیر دموکراتیک اصل بر عدم شرکت است. به عبارت دیگر استراتژی باید امتناع از شرکت در انتخابات های غیر موثر و زمینه سازی برای خلق ساختار انتخاباتی سالم ، صحیح و آزاد باشد. در سطح تاکتیک می توان از شرکت در انتخابات به صورت مقطعی و موردی استفاده کرد. اما در حکومت های مردم سالاری و جاهایی که اصو ل انتخابات آزاد و مصفانه به صورت حداقلی رعایت می گردد ،باید اصل بر شرکت در انتخابات باشد. اما حتی در همین موقعیت ها نیز ممکن است جریانی مصلحت را در تحریم جستجو کند. تحریم یک بخش از بازی انتخابات است و همزاد و معادل شرکت است.
دیدگاه هایی که تحریم را هم ردیف حرا م شرعی قرار می دهند و می خواهند از آن یک کفر سیاسی و یا محدوده ممنوعه بسازند ، هم با مبانی انتخابات آزاد و موثر سازگاری ندارند وهم آزادی انتخاب افراد را بر نمی تابند. دیدگاه هایی که در این دوره برخی از اصلاح طلبان چون علی محمد غریبانی به عنوان توجیه عدم استفاده از عنوان تحریم و برگزیدن عدم شرکت منفعلانه بیان کردند و دعوت به تحریم را عملی ضد ملی و مغایر با مصلحت کشور دانستند ، بی اساس و مغایر با حقیقت است.
تحریم به خودی خود فاقد خصلت ارزشی است. چگونگی وشرایط کاربست آن تعیین کننده درستی و یا نادرستی آن است. هیچ اصل منطقی و عقلانی وجود ندارد که تحریم را به ضدیت با منافع ملی و تشیق بیگانگان به مداخله پیوند زد. ولی در انتخابات مجلس نهم ، دوری جستن از صندوق های رای نمایشی و تزئینی لازمه حراست از منافع ملی و مصلحت کشور و احترام گذاشتن به خون های ریخته شده در پای درخت آزادی ، اقتضاء رسالت میهنی و در میان افراد مذهبی بمثابه وظیفه شرعی است. این رابطه ربطی به خصلت ذاتی تحریم ندارد بلکه محصول شرایط کنونی کشور و تصمیمات مخرب و تباه کننده حاکمان و ماهیت فرمایشی انتخابات است. تحریم حتی نسبت الزام آور با براندازی و تغییر حکومت نیز ندارد. دنبال کنندگان رفورم و اصلاح طلبان نیز می توانند به مثابه یک ابزار از ترحیم در شرایطی مشخص استفاده کنند.
پاره ای از نظرات که از قدیم و الان دعوت به امتناع از رای را به استقبال از مداخله نظامی خارجی منتسب می ساختند ،فاقد بنیان منطقی بوده و هستند. این نگرش در چارچوب برخورد های تخریبی می گنجد که با عدول از مبانی اخلاق سیاسی ، هدف کنار زدن دیدگاه های رقیب به هر قیمتی را تعقیب می نمایند.
از منظری دیگر این برخورد را می توان معادل انگاره غلط دیگری دانست که هر ندای شرکت در انتخابات را به امیال قدرت طلبانه ، وابستگی به حکومت و زد و بند پنهانی با اقتدار گرایان تقلیل می دهد.
البته دیدگاه هایی که به تحریم ارزشی همیشگی می بخشند و پیشاپیش و بدون بررسی شرایط دعوت به تحریم می کنند و آن را با آزادی خواهی ،دموکراسی و احترام به خواست ملت پیوند می زنند نیز از حقیقت بدور هستند.
بنابراین انتخابات مجلس نهم بستری است تا ضمن همگرا شدن بیشتر اپوزیسیون دمرکراسی خواه ، مضرات و نادرستی جزمیت اندیشی و بت وارگی در گزینش راهبرد های سیاسی آشکار گردد و برخورد تام گرا و مطلق اندیش و در هم آمیختگی ابزار و هدف در آکسیون های سیاسی بیش از پیش در سپهر سیاسی ایران طرد شود.
تحریم بمانند مشارکت یک گزینه از کنشگری انتخابات است. مطلوبیت تحریم بستگی به شرایط جامعه و ویژگی ساختار انتخابات دارد. به میزانی که معیار های انتخابات آزاد ،منصفانه و موثر در فضای رای گیری کمتر تحقق یافته است ،حقانیت و کارامدی استفاده از تحریم نیز بیشتر می شود.

درباره Afshari

در سا ل1352 در خانواده ای فرهنگی در شهر قزوین چشم به دنیا گشودم. پدرم دبیر ادبیات و صاحب یک هفته نامه محلی است. تا پایان دبیرستان در قزوین بر کشیدم. کتابخانه پدر پناهگاهم بود و ارتباط با دوستان و فامیل گرمابخش زندگی ام. به ورزش ، سیاست و مطالعه از ابتدا علاقمند بودم. کوهنوردی تا حدودی حرفه ای را از نو جوانی شروع کردم. در سال 1370 در رشته مهندسی صنایع دانشگاه پلی تکنیک قبول شدم. ورود به سیاسی ترین دانشگاه ایران فرصت تحقق به انگیزه ها و آرزو هایم بخشید. از فعالیت های فرهنگی در خوابگاه شروع کردم و سپس حضور در شورای صنفی دانشکده و سرانجام در انجمن اسلامی دانشجویان . در سال 1374 به عضویت شورای مرکزی انجمن اسلامی انتخاب شدم. در پایان آن دوره طعم اولین تجربه بازداشت و سلول انفرادی را در زندان توحید چشیدم . در سال1375 برای اولین بار به جمع شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت برگزیده شدم. همان سال مسئول بخش دانشجویی ستاد سید محمد خاتمی نیز شدم. برای راه اندازی راهی جدید شروع کردیم ولی پیروزی دور از انتظار غافلگیرم کرد. در سا ل1376 مجددا برای تحصیا در دوره فوق لیسانس به دانشگاه پلی تکنیک برگشتم . دو دوره دیگر را در شورای مرکزی انجمن این بار در مسند دبیری گذراندم. سال 1377 دوباره به مرکزیت دفتر تحکیم وحدت بازگشتم که تا سال 1380 ادامه یافت. تا سال 1379 به اصلاحات در درون قانون اساسی باور داشتم و همه هم و غمم را بر این پروژه گذاشتم. اما پس از تجربه نا فرجامی کوی دانشگاه ، زندانی شدن چهره های مورد توجه مردم و سرانجام از دستور کار خارج شدن دیدگاه انتقادی پیدا کردم وبعد به اصلاحات ساختاری و تغییر قانون اساسی گرایش پیدا کردم. شرکت در کنفرانس برلین راهی زندان اوینم کرد. بعد از دو ماه بازداشت موقت دوباره آزا دشدم ولی سخنرانی هی ارادیکال و بخصوص نقد صریح وبی پرده خامنه ای باعث شد تا همراه با مهندس سحابی اولین طعمه اطلاعات موازی در بازداشتگاه 59 بشوم. تجربه ای سخت و هولناک و توام با شکنجه های فیزیکی و روانی را از سر گذارندم. در میانه راه کم آوردم وشکستم . حاصل آن تن دادن به مصاحبه اجباری و توبه آمیز بود. بار سنگینی بود اما به لطف خدا توانستم خود را در درون بازداشتگاه بازسازی کنم و به مقاومت دوباره روی بیاورم. نتیجه جبران کار و افشاگری از دورن بازداشتگاه 59 بود. اما یازده ماه پشت سر هم در سلول انفرادی و انزوای گزنده آن سپری گشت. پس از آزادی با وثیقه 200 میلیون تومانی حکم دادگاه برلین قطعی شد و همراه با محکومیت یک ساله در خصوص کوی دانشگاه ، در مجموع دو سال را در بخش عمومی اوین گذارندم. پس از آزادی فوق لیسانس را تمام کردم و با همسر دوست داشتنی و یکی از بزرگترین سعادت های زندگی ام ازدواح کردم. دوباره در سال 1383 به عضویت شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت انتخاب شدم. پس از د و سال کار در محیط های صنعتی ، مجددا دادگاه انقلاب 6 سال حبس برایم صادر نمود. این مساله و همچنین برنامه ام برای ادامه تحصیا در مقطع دکتری پایم ر ابه مهاجرت کشاند. در سال 1384 از ایران خارج شدم .سه ماه در ایرلند بودم و بعد به آمریکا رفتم. اکنون کاندیدای دکتری در رشته مهنسدی سیستم در دانشگاه جرج واشنگتن هستم و به زندگی مشعول. در حوزه سیاسی ، نوشتاری و تحقیقات تاریخ معاصر فعال هستم. در کل اگر چه سخت خودم را می توانم مقید به جمعی خاص بکم. اما گرایش به روشنفکری دینی دارم. قائل به سکولاریسم به معنای تفکیک دین و دولت. هوادار لیبرالیسم سیاسی هستم اما در حوزه اقتصاد به سوسیالیسم را می پسندم. جهان وطنی وشهروند جهانی بودن نیز دیگر باور هویتی من ضمن پابندی و احساس غرور از هویت ملی ایرانی ام است.
این نوشته در سیاسی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.