اتهامات بی پایه به کیوان انصاری

سرانجام دلایل بازداشت دکتر کیوان انصاری عضو شورای مرکزی سازمان دانش آموختگان ایران اسلامی و از چهره های شاخص سابق دانشجویی کشور، پس از قریب به دو ماه بازداشت موقت و حضور در سلول انفرادی معلوم شد.
اقدام بر علیه امنیت ملی، وجود مطالب توهین آمیز بر علیه مقامات عالیه نظام در کامپیوتر شخصی، آموزش تسخیر و تصرف ساختمان صدا [!]،سیما و ساختن ایمیل محرمانه و تبلیغ بر علیه نظام، اتهامات وی را تشکیل می دهند.
انتساب اقدام بر علیه امنیت ملی و تبلیغ بر علیه نظام عجیب به نظر نمی رسند. چون هر کوشنده سیاسی و یا فعال در حوزه جامعه مدنی که در تمامی سالیان اخیر مورد پیگرد قضایی قرار گرفته است، از این اتهامات بی نصیب نمانده است. اتهاماتی که چون نقل و نبات نثار مخالفین سیاسی می شود.
در سرمشق مردم سالاری، امنیت ملی علاوه بر آنکه برآیند امنیت شهروندان را بازتاب می دهد، برقرار کننده ثبات در بنیان های اصلی قدرت، جامعه و قلمرو های جغرافیایی کشور است. زمانی امنیت ملی به خطر می افتد که شیرازه مملکت در اثر شورش داخلی و یا تهاجم خارجی از هم گسیخته شود و منافع ملی و آرامش آحاد ملت مورد تعرض قرار گیرد. در این شرایط معمولا فرایند های زندگی روزانه و مناسبات اجتماعی مختل می شوند.
به عبارت دیگر اگر اقتدار قوای سه گانه در شکلی نا مشروع سلب شود و آنها نتوانند کارکرد عادی و مورد انتظار خود را انجام دهند، امنیت ملی به مخاطره افتاده است.
بنابراین فعالیت مسالمت آمیز و مشروع دانشجویان، کارگران، زنان، جوانان، معلمان، اپوزیسیون غیر مسلح و مسالمت جو در بیان مطالبات و استفاده از حقوق خود، نه تنها مصداق نقض امنیت ملی نبوده، بلکه ممانعت و سرکوب و یا عدم تامین امنیت آن، فقدان امنیت ملی در شکل واقعیش را نشان می دهد.
بخش غالب نیروهای امنیتی و قضایی با تنزل دادن مفهوم امنیت ملی به ابزاری برای برخورد با منتقدین و دگراندیشان و منحصر کردن آن به امنیت حاکمان خواسته و یا ناخواسته، به میزان زیادی حاشیه امن برای اقدامات ناقض امنیت ملی فراهم کرده اند و باعث شده اند تا قبح این جرم در افکار عمومی ریخته شود و جنبه غیر عادی و حساسیت بر انگیز آن از بین رود.
بی تردید گسترش نا امنی در شهر ها و بویژه مزاحمت های خیابانی علیه زنان، ازدیاد سرقت های مسلحانه، رشد آمار قتل و جنایت، توسعه اقدامات تخریبی باند های قاچاق در نقاط مرزی کشور و قربانی کردن پرسنل نیروی انتظامی متاثر از این استفاده نا بجا است.
از این رو این اعمال ناقض حقوق بشر در اصل خود مصداق بارز اقدام بر علیه امنیت ملی است و یکی از اقدامات مورد نیاز برای حصول به سطح مطلوب امنیت در سپهر عمومی کشور، مورد پیگرد قانونی قرار دادن و مجازات مجریان، حامیان و مروجین قربانی کردن مفهوم امنیت ملی در پای منافع جناحی و سیاسی است. نیازی به توضیح نیست که حاکمان می کوشند تا هر صدای متفاوت با خود و هر بیان انتقادی را به بهانه تبلیغ بر علیه نظام خاموش گردانند.
اما اتهامات دیگر، به مراتب اسفناک تر است. اعمالی در نظام قضایی و امنیتی قابل بررسی است که در میدان عمل تحقق یافته و نتایج عینی داشته باشند.
وجود مطالبی در کامپیوتر شخصی یک فرد خواه از هر مضمونی برخوردار باشد، به شرط آنکه برابر قانون جزء اسناد محرمانه نباشد (که در مورد دکتر انصاری حتی قوه قضاییه هم چنین ادعایی نکرده است) قابل اطلاق بر عنوان مجرمانه نیست.
بدیهی ترین اصل غالب بر نظام حقوق بین الملل، حراست از حوزه خصوصی فرد در مقابل تعرضات دولت است. حکومت حق ندارد فردی را که خارج از انتظارات مورد نظرش، عملی انجام داده است، را بازداشت کند و بعد منزل او را تفتیش کند تا گزکی بر علیه او بدست آورد.
تمایل به ایجاد ایمیل محرمانه (در واقع: ایمیل با نام مستعار که البته در همه جای دنیا هم رواج دارد) در این شرایط خلق می شود که امری منطقی است. وقتی افراد اطمینان ندارند که مسائل شخصی شان و حتی محتویات روی کامپیوتر منزل شان نیز از دستبرد عوامل قدرت سیاسی محفوظ بماند، با توجه به برنامه های دولت در کنترل و ثبت عملکرد کاربران اینترنتی در فضای مجازی وب، طبیعی است در راستای استفاده از موهبت آزادی و مصون ماندن از تعرضات حاکمیت غیر مردمی، مشخصات متفاوت با مشخصات اسمی و ظاهری شان ایجاد کنند. همانگونه که زبان شعر، مجاز و دو پهلو گویی، شیوه مسلط تکلم و برقراری ارتباط مردم ایران بوده است و کمتر ایرانی را می توان یافت که آنچه در ذهنش است را به صراحت به زبان آورد تا مبادا زبان سرخ، سر سبز را به باد دهد.
اما از همه اینها مضحک تر، ادعای “آموزش تسخیر ساختمان رادیو و تلویزیون” توسط دکتر کیوان انصاری است. در بیان پوشالی بودن این ادعا، کافی است یاد آوری کنیم که این ادعا – مانند هزاران اتهام دروغ دیگر به زندانیان سیاسی که پس از آزادی آنها اثبات شده یکسره بی اساس است – مدت ها پس از بازداشت این استاد دانشگاه در شرایط غیرقانونی بیان می شود و بدون تردید، هرگز در یک دادگاه با حضور علنی به وی تفهیم نخواهد شد تا “مستندات!” آن به قضاوت عمومی گذاشته شود.
از سوی دیگر، این ادعا برای نظامی که خود را قدرت مهم محلی و منطقه ای می داند و هزاران مامور پیدا و پنهان، صدا و سیمای انحصاری آن را محافظت می کنند و همچنین مدعی است که از پشتوانه گسترده مردمی برخوردار است، فقط آسیب پذیری، هراس و سست پایگی ادعای حاکمیت در اتکاء به حمایت وسیع مردمی را آشکار می سازد.
این گونه اتهامات بی پایه به خوبی گواه بی گناهی و عملکرد درست دکتر انصاری است که بازجویانش پس از کلی تلاش بی حاصل از سر استیصال به این ریسمان های سست و پوشالی روی آورده اند.
hdk lxgf nv v,ckhli hdkjvkjd v,c nv jhvdo 28 Hfhk 86 l

درباره Afshari

در سا ل1352 در خانواده ای فرهنگی در شهر قزوین چشم به دنیا گشودم. پدرم دبیر ادبیات و صاحب یک هفته نامه محلی است. تا پایان دبیرستان در قزوین بر کشیدم. کتابخانه پدر پناهگاهم بود و ارتباط با دوستان و فامیل گرمابخش زندگی ام. به ورزش ، سیاست و مطالعه از ابتدا علاقمند بودم. کوهنوردی تا حدودی حرفه ای را از نو جوانی شروع کردم. در سال 1370 در رشته مهندسی صنایع دانشگاه پلی تکنیک قبول شدم. ورود به سیاسی ترین دانشگاه ایران فرصت تحقق به انگیزه ها و آرزو هایم بخشید. از فعالیت های فرهنگی در خوابگاه شروع کردم و سپس حضور در شورای صنفی دانشکده و سرانجام در انجمن اسلامی دانشجویان . در سال 1374 به عضویت شورای مرکزی انجمن اسلامی انتخاب شدم. در پایان آن دوره طعم اولین تجربه بازداشت و سلول انفرادی را در زندان توحید چشیدم . در سال1375 برای اولین بار به جمع شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت برگزیده شدم. همان سال مسئول بخش دانشجویی ستاد سید محمد خاتمی نیز شدم. برای راه اندازی راهی جدید شروع کردیم ولی پیروزی دور از انتظار غافلگیرم کرد. در سا ل1376 مجددا برای تحصیا در دوره فوق لیسانس به دانشگاه پلی تکنیک برگشتم . دو دوره دیگر را در شورای مرکزی انجمن این بار در مسند دبیری گذراندم. سال 1377 دوباره به مرکزیت دفتر تحکیم وحدت بازگشتم که تا سال 1380 ادامه یافت. تا سال 1379 به اصلاحات در درون قانون اساسی باور داشتم و همه هم و غمم را بر این پروژه گذاشتم. اما پس از تجربه نا فرجامی کوی دانشگاه ، زندانی شدن چهره های مورد توجه مردم و سرانجام از دستور کار خارج شدن دیدگاه انتقادی پیدا کردم وبعد به اصلاحات ساختاری و تغییر قانون اساسی گرایش پیدا کردم. شرکت در کنفرانس برلین راهی زندان اوینم کرد. بعد از دو ماه بازداشت موقت دوباره آزا دشدم ولی سخنرانی هی ارادیکال و بخصوص نقد صریح وبی پرده خامنه ای باعث شد تا همراه با مهندس سحابی اولین طعمه اطلاعات موازی در بازداشتگاه 59 بشوم. تجربه ای سخت و هولناک و توام با شکنجه های فیزیکی و روانی را از سر گذارندم. در میانه راه کم آوردم وشکستم . حاصل آن تن دادن به مصاحبه اجباری و توبه آمیز بود. بار سنگینی بود اما به لطف خدا توانستم خود را در درون بازداشتگاه بازسازی کنم و به مقاومت دوباره روی بیاورم. نتیجه جبران کار و افشاگری از دورن بازداشتگاه 59 بود. اما یازده ماه پشت سر هم در سلول انفرادی و انزوای گزنده آن سپری گشت. پس از آزادی با وثیقه 200 میلیون تومانی حکم دادگاه برلین قطعی شد و همراه با محکومیت یک ساله در خصوص کوی دانشگاه ، در مجموع دو سال را در بخش عمومی اوین گذارندم. پس از آزادی فوق لیسانس را تمام کردم و با همسر دوست داشتنی و یکی از بزرگترین سعادت های زندگی ام ازدواح کردم. دوباره در سال 1383 به عضویت شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت انتخاب شدم. پس از د و سال کار در محیط های صنعتی ، مجددا دادگاه انقلاب 6 سال حبس برایم صادر نمود. این مساله و همچنین برنامه ام برای ادامه تحصیا در مقطع دکتری پایم ر ابه مهاجرت کشاند. در سال 1384 از ایران خارج شدم .سه ماه در ایرلند بودم و بعد به آمریکا رفتم. اکنون کاندیدای دکتری در رشته مهنسدی سیستم در دانشگاه جرج واشنگتن هستم و به زندگی مشعول. در حوزه سیاسی ، نوشتاری و تحقیقات تاریخ معاصر فعال هستم. در کل اگر چه سخت خودم را می توانم مقید به جمعی خاص بکم. اما گرایش به روشنفکری دینی دارم. قائل به سکولاریسم به معنای تفکیک دین و دولت. هوادار لیبرالیسم سیاسی هستم اما در حوزه اقتصاد به سوسیالیسم را می پسندم. جهان وطنی وشهروند جهانی بودن نیز دیگر باور هویتی من ضمن پابندی و احساس غرور از هویت ملی ایرانی ام است.
این نوشته در سیاسی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.