مصاحبه با سایت دانشجو نیوز در باره ۱۶ آذر ۱۳۹۰

۱- در تاریخ معاصر ایران، جنبش دانشجویی همواره نقش مهمی در مبارزه علیه استبداد حاکم ایفا کرده است. به نظر شما ویژگی برجسته جنبش دانشجویی از ۱۶ آذر ۱۳۳۲ تا به امروز چیست.؟
به نظر من فقدان توسعه سیاسی و ساختار استبدادی و اقتدار گرای دولت و استقبال دانشجویان از پرداخت هزینه بستری است که باعث برجسته شده جنبش دانشجویی شده است. پای بندی به نگرش انتقادی و سنت روشنگری دانشگاه ، حق طلبی و اجتناب از دگماتیسم و گشودگی به روی افق های تازه در کنار آرمانگرایی و حلقه اتصال نخبگان و توده مردم ویژگی های اصلی است که نسل های مختلف دانشجویی را به هم پیوند می دهد.
۲- انتخابات پیشین ریاست جمهوری یکی از شدیدترین بحران های جمهوری اسلامی پس از پیروزی انقلاب به شمار می رود و تاثیر زیادی هم بر آرایش نیروهای سیاسی و جنبش های اجتماعی داشت. از دیدگاه شما، انتخابات سال ۱۳۸۸ چه تأثیر عمده‌ای بر جنبش دانشجویی و یا فعالین دانشجویی برجا گذاشت.
تشدید فضای امنیتی ، کاهش آستانه تحمل حکومت برای فعالیت های انتقادی و اعتراضی و مسدود شدن عرصه های رسمی بر روی نیرو های جامعه مدنی از یک سو میراث جنبش سبز است اما از سوی دیگر اشتیاق برای رهایی و سست شدن بنای استبداد و میل به مبارزه را افزایش داده است. این فضا ، جنبش دانشجویی را عمیقا تحت تاثیر قرار داده است. در فضای ساکن و راکد کنونی که حکم خاکستر زیر آتش را دارد ،دانشجویان به طور نسبی فعال ترین بخش جامعه هستند که مشعل مقاومت ر ا فروزان نگاه داشته اند. به نظر من انتخابات ۸۸ و سرکوب خونین و گسترده اعتراضات و ناکامی جنبش سبز یک نقطه عطفی است در سیر فعالیت های جنبش دانشجویی در دوره پسا اصلاحات. فعالیت رسمی و علنی از طریق تشکل های دانشجویی شناخته شده به پایان خود رسید. سیری که از اواخر دوره ریاست جمهوری خاتمی شروع شد و در آغاز دوره دهم ریاست جمهوری به پایان رسید. از این رویداد به بعد شکل فعالیت و حضور سیاسی و اجتماعی جنبش دانشجویی دچار دگردیسی شده و تحولات کیفی و کمی پیدا می کند تا به سمت فعالیت غیر رسمی ، غیر متمرکز ، شبکه ای و پوشیده میل بکند. البته هنوز فعالان دانشجویی در دوره گذار و فترت بسر می برند و به نوعی می شود گفت دوره گذار بحرانی و طولانی شده است. آنها هنوز نتوانسته اند راهبرد ها و روش های متناسب با شرایط جدید را پیدا کرده و در فضای دانشجویی جا بیندازند.
۳- با توجه به فروکش کردن اعتراضات مردمی و افزایش هزینه فعالیت های دانشجویی، در شرایط کنونی، نقش جنبش دانشجویی را در اعتراضات مردمی ایران چگونه می بینید.
معمولا وقتی جامعه دچار رکود سیاسی می شود نقش جنبش دانشجویی در حفظ و هدایت جو اعتراض برجسته تر می گردد. در حال حاضر زنده نگاه داشتن فضا و تداوم مقاومت در برابر تهاجم استبداد دینی ضرورت دارد. اما پیش از آن حفظ عرصه عمومی در دانشگاه و حفظ موجودیت جنبش دانشجویی و نقادی در دانشگاه در اولویت است. جنبش دانشجویی نباید اجازه بدهد روحیه دانش آموزی در دانشگاه ها گسترش یابد. در مقطع کنونی به دلیل فشار هی اطاقت فرسا نباید انتظارات زیادی داشت. رویکرد حد اقلی با تاکید بر بازسازی و تدوین راهبرد و شکل فعالیت تازه در داخل دانشگاه ها و جلب اعتماد بخش های مختلف دانشجویان می تواند کارساز باشد.
۴- اخیرا گروه هایی که تاثیرگذاری بر فعالیت های دانشجویی داخل کشور ندارند، فراخوان هایی مانند بزرگداشت روز دانشجو در مقابل سفارت خانه های جمهوری اسلامی پیشنهاد کرده اند. در ۲۵ اردیبهشت نیز تلاش هایی برای جهت دهی به برنامه های دانشجویی در داخل کشور صورت گرفت. نظر شما در مورد فراخوان هایی به این شکل در مناسبت های دانشجویی چیست.؟
این حرکت ها مفید است و کلا فعالیت و برنامه هایی که توسط دانشجویان خارج از شکور انجام بشود ، باعث دلگرمی وتشویق دانشجویان داخل می گردد. ولی فراموش نکنیم که این فعالیت های نمادین به هیچوجه جایگزین و بدیل کنش های دانشجویی در دانشگاه های داخل کشور نیست. در خصوص اکسیون های خارج از کشور نیز باید دقت نمود که ظرفیت لازم برای فعالیت وجود داشت هباشد. و گرنه اگر فراخوان هایی بدون محاسبه دقیق داده شود و عملی متناسب با ان فراخوان ها مشاهده نشود ، آنوقت تاثیر منفی بر جا خواهد گذاشت.
۵- با تشکر از وقتی که در اختیار ما قرار دادید. در پایان اگر صحبتی با مخاطبان دانشجونیوز دارید، بفرمایید. من از شما ممنونم و بابت زحمتی که در انعکاس اخبار و مطالب دانشجویی می کشید سپاسگزارم.

درباره Afshari

در سا ل1352 در خانواده ای فرهنگی در شهر قزوین چشم به دنیا گشودم. پدرم دبیر ادبیات و صاحب یک هفته نامه محلی است. تا پایان دبیرستان در قزوین بر کشیدم. کتابخانه پدر پناهگاهم بود و ارتباط با دوستان و فامیل گرمابخش زندگی ام. به ورزش ، سیاست و مطالعه از ابتدا علاقمند بودم. کوهنوردی تا حدودی حرفه ای را از نو جوانی شروع کردم. در سال 1370 در رشته مهندسی صنایع دانشگاه پلی تکنیک قبول شدم. ورود به سیاسی ترین دانشگاه ایران فرصت تحقق به انگیزه ها و آرزو هایم بخشید. از فعالیت های فرهنگی در خوابگاه شروع کردم و سپس حضور در شورای صنفی دانشکده و سرانجام در انجمن اسلامی دانشجویان . در سال 1374 به عضویت شورای مرکزی انجمن اسلامی انتخاب شدم. در پایان آن دوره طعم اولین تجربه بازداشت و سلول انفرادی را در زندان توحید چشیدم . در سال1375 برای اولین بار به جمع شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت برگزیده شدم. همان سال مسئول بخش دانشجویی ستاد سید محمد خاتمی نیز شدم. برای راه اندازی راهی جدید شروع کردیم ولی پیروزی دور از انتظار غافلگیرم کرد. در سا ل1376 مجددا برای تحصیا در دوره فوق لیسانس به دانشگاه پلی تکنیک برگشتم . دو دوره دیگر را در شورای مرکزی انجمن این بار در مسند دبیری گذراندم. سال 1377 دوباره به مرکزیت دفتر تحکیم وحدت بازگشتم که تا سال 1380 ادامه یافت. تا سال 1379 به اصلاحات در درون قانون اساسی باور داشتم و همه هم و غمم را بر این پروژه گذاشتم. اما پس از تجربه نا فرجامی کوی دانشگاه ، زندانی شدن چهره های مورد توجه مردم و سرانجام از دستور کار خارج شدن دیدگاه انتقادی پیدا کردم وبعد به اصلاحات ساختاری و تغییر قانون اساسی گرایش پیدا کردم. شرکت در کنفرانس برلین راهی زندان اوینم کرد. بعد از دو ماه بازداشت موقت دوباره آزا دشدم ولی سخنرانی هی ارادیکال و بخصوص نقد صریح وبی پرده خامنه ای باعث شد تا همراه با مهندس سحابی اولین طعمه اطلاعات موازی در بازداشتگاه 59 بشوم. تجربه ای سخت و هولناک و توام با شکنجه های فیزیکی و روانی را از سر گذارندم. در میانه راه کم آوردم وشکستم . حاصل آن تن دادن به مصاحبه اجباری و توبه آمیز بود. بار سنگینی بود اما به لطف خدا توانستم خود را در درون بازداشتگاه بازسازی کنم و به مقاومت دوباره روی بیاورم. نتیجه جبران کار و افشاگری از دورن بازداشتگاه 59 بود. اما یازده ماه پشت سر هم در سلول انفرادی و انزوای گزنده آن سپری گشت. پس از آزادی با وثیقه 200 میلیون تومانی حکم دادگاه برلین قطعی شد و همراه با محکومیت یک ساله در خصوص کوی دانشگاه ، در مجموع دو سال را در بخش عمومی اوین گذارندم. پس از آزادی فوق لیسانس را تمام کردم و با همسر دوست داشتنی و یکی از بزرگترین سعادت های زندگی ام ازدواح کردم. دوباره در سال 1383 به عضویت شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت انتخاب شدم. پس از د و سال کار در محیط های صنعتی ، مجددا دادگاه انقلاب 6 سال حبس برایم صادر نمود. این مساله و همچنین برنامه ام برای ادامه تحصیا در مقطع دکتری پایم ر ابه مهاجرت کشاند. در سال 1384 از ایران خارج شدم .سه ماه در ایرلند بودم و بعد به آمریکا رفتم. اکنون کاندیدای دکتری در رشته مهنسدی سیستم در دانشگاه جرج واشنگتن هستم و به زندگی مشعول. در حوزه سیاسی ، نوشتاری و تحقیقات تاریخ معاصر فعال هستم. در کل اگر چه سخت خودم را می توانم مقید به جمعی خاص بکم. اما گرایش به روشنفکری دینی دارم. قائل به سکولاریسم به معنای تفکیک دین و دولت. هوادار لیبرالیسم سیاسی هستم اما در حوزه اقتصاد به سوسیالیسم را می پسندم. جهان وطنی وشهروند جهانی بودن نیز دیگر باور هویتی من ضمن پابندی و احساس غرور از هویت ملی ایرانی ام است.
این نوشته در سیاسی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.