“هدیه ۶۰ ” کد “همبستگی هراسی ” حکومت

اخیرا برخی رسانه های حکومتی و نزدیک به محافل امنیتی مدعی افشای طرحی به نام ” هدیه ۶۰ ” شدند. بنا به ادعای آنها این طرح از سوی منابع نزدیک به مقاومت اسلامی در لبنان کشف شده است. این طرح آخرین برنامه جنگ اطلاعاتی، روانی و سیاسی تمام عیار غرب علیه جمهوری اسلامی توصیف شده است که ائتلاف فراگیری از سیستم های امنیتی اروپایی ، آمریکایی و عربی طراح آن هستند و قرار است توسط نیرو های اپوزیسیون در داخل و خارج اجرا شود و به حکومت ایران در آستانه انتخابات مجلس نهم ضربه بزند. این سناریو سازی که این بار به وساطت نیرو های نزدیک به حکومت در لبنان صورت گرفته آخرین تلاش دستگاه امنیتی کشور برای تولید اخبار جهت تایید تحلیل های آنان است.
حاکمیت این روز ها آشفته تر از همیشه در ارسال پیام های مورد نظر دچار سرگشتگی شده است. انتقال پیام های متضاد از سوی مراکز متعدد خود به خود قدرت فضا سازی رسانه ای و تبلیغاتی حکومت برای پیشبرد برنامه سیاسی را به نحو فاحشی کاهش داده است. از یک طرف توپخانه رسانه ای حکومت چند ماه قبل از انتخابات خبر از شکل گیری فتنه جدید در انتخابات می داد که در ائتلاف نا نوشته با فتنه گران قدیم می خواهد بزرگترین بحران برای حاکمیت را رقم بزند. در ادامه بحث تقلب و خرید رای با استفاده از قدرت مالی دولت محور اصلی حملات اصول گرایان به جریان احمدی نژاد طرح شد . نزدیک انتخابات اعلام کردند که حلقه یاران احمدی نژاد با لشگر نیرو های سفید و نا شناخته به میدان می آیند و اصلاح طلبان نیز چراغ خاموش و به صورت فردی ولی با دستور تشکیلاتی پا به مصاف انتخاباتی می گذارند. اما اینک ساز دیگری نواخته اند که تلاش برای کم رونق ساختن انتخابات راهبرد مخالفان است.!
به نظر می رسد برخورد های مهار کننده و تخریبی حکومت از کنترل مرکز هماهنگ کننده خارج شده و عملا تبدیل به محلی برای عرض اندام نیرو های جویای نام و کسب امتیاز توسط گروه های حکومتی شده است. در این میان کاهش چشمگیر توان فنی و کارشناسی وزارت اطلاعات به دلیل به حاشیه راندن نیرو های با تجربه نیز نقش دارد.
یکی از وجوه پر رنگ این سناریو که به صورت ناشیانه با ترکیب راست و دروغ تدوین شده ، تاکید بر تلاش دولت های مخالف نظام در برقراری پیوند بین اپوزیسیون داخل و برون مرزی است. صرف نظر از بی پایگی این ادعا که از فرط تکرار حتی برای بنده اجتماعی هواداران نظام نیز قانع کننده نیست ، می توان آسیب پذیری حکومت نسبت به اتحاد اپوزیسیون را دریافت .
رمز گشایی از سناریو های امنیتی حاکمیت و برنامه های سیاسی جناح های مختلف هراس مستتر نسبت به همبستگی نیرو های مخالفان را آشکار می سازد. حکومت نگران است که افزایش خطوط مشترک و گفتگو در بین مخالفان بتواند شکاف دولت – ملت را به نفع تغییر وضع موجود فعال سازد.
از سوی دیگر پروپاگندای تخریبی حکومت با تکیه به سرمشق تمامیت خواهی نمی خواهد واقعیت و اصالت وجود مخالفان را بپذیرد و از این رو به شیوه های گوناگون می کوشد تا آنها را به عوامل بیگانه و مجریان پروژه های سیستم های امنیت غربی منتسب سازد.
از منظری دیگر این برخورد بخشی از سوخت اتحاد نیروهای خودی را نیز تامین می کند و کارکرد وحدت بخش دارد. نظام سیاسی از طریق برجسته سازی تحرکات دشمن خارجی و نیروهای مخالف داخلی و بزرگنمایی آنها می کوشد تا صفوف خودی ها را منسجم تر ساخته و آنها را بر علیه دشمن و جریان غیر خودی بسیج سازد.
نبود سطح مناسب همکاری بین نیروهای اپوزیسیون و جنبش های اجتماعی ،رواج انشعاب و پراکندگی آنان از موانع مهم گذار مسالمت آمیز به دموکراسی است . علاوه بر ضعف فرهنگ کار جمعی ، نبود روحیه مصالحه و سازش و خود محوری ،برنامه های سازمان یافته اخلال گرانه حکومت در تداوم حضور این مشکل نقش دارد. نهاد های امنیتی با اقدامات و برنامه های سازمان یافته گوناگون می کوشند تا با گسترش شایعات به جو بدبینی و بی اعتمادی بین مخالفان دامن بزنند .همچنین تفرقه و چند دستگی را گسترش داده و با شناسایی نقاط حساسیت کنشگران سیاسی آنها را به سمت درگیری با یکدیگر سوق بدهند تا بعضا رویارویی های داخلی در درون اپوزیسیون اولویت بیشتری نسبت به نزاع با حکومت پیدا کند.
البته سیاست جذب حداقلی و دفع حداکثری حکومت به صورت نهادی گفتمان اپوزیسونل را تقویت کرده و از این منظر به عنوان عاملی تسهیل کننده در امر همسو شدن اپوزیسیون و فربه شدن لایه های مخالف با وضع موجود عمل می کند.
اما تحولات دهه اخیر باعث نزدیکی بیشتر اپوزیسیون شده است. از اینرو در شرایط کنونی که حکومت با ریزش مداوم دست و پنجه نرم می کند بیش از گذشته نسبت به اتحاد اپوزیسیون احساس خطر می نماید . لذا می کوشد تا با دادن اخبار غلط و پر رنگ خطوط قرمز گروه ها هم آنها را بر علیه هم تحریک نماید و هم پتانسیل همکاری موثر در اپوزیسیون را نابود سازد.
بنابراین افزایش همسویی و پیوند بین بخش های مختلف اپوزیسیون دموکراسی خواه و وفادار به منافع ملی وسرزمینی ایران در مقطع کنونی ضرورت دارد. این اتحاد باعث افزایش امید در مردم و اعتماد سازی بین نیروهای خواهان تغییر می شود و یدینترتیب می تواند موازنه قوا را به نفع گذار به دموکراسی تغییر دهد.

درباره Afshari

در سا ل1352 در خانواده ای فرهنگی در شهر قزوین چشم به دنیا گشودم. پدرم دبیر ادبیات و صاحب یک هفته نامه محلی است. تا پایان دبیرستان در قزوین بر کشیدم. کتابخانه پدر پناهگاهم بود و ارتباط با دوستان و فامیل گرمابخش زندگی ام. به ورزش ، سیاست و مطالعه از ابتدا علاقمند بودم. کوهنوردی تا حدودی حرفه ای را از نو جوانی شروع کردم. در سال 1370 در رشته مهندسی صنایع دانشگاه پلی تکنیک قبول شدم. ورود به سیاسی ترین دانشگاه ایران فرصت تحقق به انگیزه ها و آرزو هایم بخشید. از فعالیت های فرهنگی در خوابگاه شروع کردم و سپس حضور در شورای صنفی دانشکده و سرانجام در انجمن اسلامی دانشجویان . در سال 1374 به عضویت شورای مرکزی انجمن اسلامی انتخاب شدم. در پایان آن دوره طعم اولین تجربه بازداشت و سلول انفرادی را در زندان توحید چشیدم . در سال1375 برای اولین بار به جمع شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت برگزیده شدم. همان سال مسئول بخش دانشجویی ستاد سید محمد خاتمی نیز شدم. برای راه اندازی راهی جدید شروع کردیم ولی پیروزی دور از انتظار غافلگیرم کرد. در سا ل1376 مجددا برای تحصیا در دوره فوق لیسانس به دانشگاه پلی تکنیک برگشتم . دو دوره دیگر را در شورای مرکزی انجمن این بار در مسند دبیری گذراندم. سال 1377 دوباره به مرکزیت دفتر تحکیم وحدت بازگشتم که تا سال 1380 ادامه یافت. تا سال 1379 به اصلاحات در درون قانون اساسی باور داشتم و همه هم و غمم را بر این پروژه گذاشتم. اما پس از تجربه نا فرجامی کوی دانشگاه ، زندانی شدن چهره های مورد توجه مردم و سرانجام از دستور کار خارج شدن دیدگاه انتقادی پیدا کردم وبعد به اصلاحات ساختاری و تغییر قانون اساسی گرایش پیدا کردم. شرکت در کنفرانس برلین راهی زندان اوینم کرد. بعد از دو ماه بازداشت موقت دوباره آزا دشدم ولی سخنرانی هی ارادیکال و بخصوص نقد صریح وبی پرده خامنه ای باعث شد تا همراه با مهندس سحابی اولین طعمه اطلاعات موازی در بازداشتگاه 59 بشوم. تجربه ای سخت و هولناک و توام با شکنجه های فیزیکی و روانی را از سر گذارندم. در میانه راه کم آوردم وشکستم . حاصل آن تن دادن به مصاحبه اجباری و توبه آمیز بود. بار سنگینی بود اما به لطف خدا توانستم خود را در درون بازداشتگاه بازسازی کنم و به مقاومت دوباره روی بیاورم. نتیجه جبران کار و افشاگری از دورن بازداشتگاه 59 بود. اما یازده ماه پشت سر هم در سلول انفرادی و انزوای گزنده آن سپری گشت. پس از آزادی با وثیقه 200 میلیون تومانی حکم دادگاه برلین قطعی شد و همراه با محکومیت یک ساله در خصوص کوی دانشگاه ، در مجموع دو سال را در بخش عمومی اوین گذارندم. پس از آزادی فوق لیسانس را تمام کردم و با همسر دوست داشتنی و یکی از بزرگترین سعادت های زندگی ام ازدواح کردم. دوباره در سال 1383 به عضویت شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت انتخاب شدم. پس از د و سال کار در محیط های صنعتی ، مجددا دادگاه انقلاب 6 سال حبس برایم صادر نمود. این مساله و همچنین برنامه ام برای ادامه تحصیا در مقطع دکتری پایم ر ابه مهاجرت کشاند. در سال 1384 از ایران خارج شدم .سه ماه در ایرلند بودم و بعد به آمریکا رفتم. اکنون کاندیدای دکتری در رشته مهنسدی سیستم در دانشگاه جرج واشنگتن هستم و به زندگی مشعول. در حوزه سیاسی ، نوشتاری و تحقیقات تاریخ معاصر فعال هستم. در کل اگر چه سخت خودم را می توانم مقید به جمعی خاص بکم. اما گرایش به روشنفکری دینی دارم. قائل به سکولاریسم به معنای تفکیک دین و دولت. هوادار لیبرالیسم سیاسی هستم اما در حوزه اقتصاد به سوسیالیسم را می پسندم. جهان وطنی وشهروند جهانی بودن نیز دیگر باور هویتی من ضمن پابندی و احساس غرور از هویت ملی ایرانی ام است.
این نوشته در سیاسی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.