نگاهی به ابعاد مختلف ترور دست اندرکاران هسته ای

اگر سازماندهی ترور کارشناسان و مدیران هسته ای ایران و بخصوص ترور مصطفی احمدی روشن توسط نیروهای اسرائیلی با پشتیبانی برخی محافل خارجی صحت داشته باشد آنگاه می توان ملاحظات زیر را در نظر گرفت :
۱- جنبه اخلاقی و فنی ترور
ترور به عنوان شیوه ای غیر اخلاقی و مغایر با قوانین بین المللی امری محکوم است. مذمت ترور استثنا پذیر نیست. محکومیت ترور باید شامل همه نوع ترور شود. استاندارد دوگانه در این خصوص قابل پذیرش نیست . حکومت ها نباید مخالفت با تروریسم را به منافع سیاسی و ملاحظات امنیتی شان مشروط سازند . در ترور جنبه شکلی و کشتن افراد اهمیت دارد . اگر بخواهیم وارد ماهیت و هدف بشویم آنگاه نفی ترور بسیار پیچیده می شود و مشکل بتوان آن را عملی ساخت. معمولا گروه های تروریست اهداف و توجیه های به ظاهر موجه برای اعمال خود طرح می کنند.
دیگر سویه منفی ترور مجازات خودسرانه و فرا قضایی است. یکی از وجوه پیشرفت جوامع بشری و الزامات احقاق حقوق بنیادین افراد بررسی اتهامات در دادگاه منصفانه است . اصل قانونی نبودن مجازات و رعایت فرایند دادرسی عادلانه در ترور نقض می شود. احمدی روشن معلوم نیست نقشش در برنامه هسته ای ایران چه بوده است تا وی را پیشاپیش بر اساس یک سری اطلاعات جمع آوری شده که معلوم نیست تا چقدر صحت داشته است ،طعمه مرگ ساخت. وی و دیگر قربانیان ترور بر مبنای اعلامیه جهانی حقوق بشر و اصل برائت بیگناه هستند. هر گونه تبعیض و استاندارد دو گانه با باز تولید خشونت ، چرخه ترور را گسترش می دهد.
این ترور ها فرصت مظلوم نمایی نیز به حکومت می دهد تا با احساسی کردن فضا ، مشروعیت برای مقاصد هسته ای خود فراهم نماید .همچنین بهانه و دستاویز نیز ایجاد می کند تا اقدامات متقابل صورت گیرد. اظهارات مقامات حکومتی در این خصوص واکنش را محتمل می سازد. چند مورد مهم از این اظهارات در ادامه ارائه می شوند. آقای خامنه ای در پیام تسلیت به مناسبت قتل احمدی روشن گفت: “از مجازات مرتکبان این جنایت و عاملان پشت صحنه آن هرگز چشم پوشی نخواهیم کرد”. همچنین حسین شریعتمداری توصیه به ترور نیروهای اسرائیلی کرد. یک مقام امنیتی نیز در گفتگو با خبرگزاری فارس مدعی شد که دوران جدیدی از عملیات ویژه اطلاعاتی علیه دشمنان شروع خواهد شد. وی پس از توصیف مهارت های ایران خبر داد که دامنه پاسخ حکومت ایران فرامرزی و منطقه‌ای خواهد بود. سید مسعود جزایری معاون ستاد کل نیروهای مسلح نیز گفت :” در چارچوب راهبرد تهدید برابر تهدید درحال بررسی مجازات عاملین پشت صحنه و مزدوران میدانی ترور شهید احمدی روشن هستیم “.در این سخنان رد پای بلوف دیده می شود اما واقعیتی را نیز بازتاب می دهد که در فضای ترور و خشونت حکومت نیز فضا را مناسب می بیند که دست به واکنش تند بزند. امری که برای حکومت دشوار نیست و ابزار هایی برای پاسخگویی و اجرای عملیات در خاک اسرائیل در اختیار دارد .البته ممکن است این حرف ها از مرحله تهدید عبور نکند .
اما واکنش به مثل حکومت اوضاع را بد تر خواهد ساخت و چه بسا بهانه به دست گرایش های جنگ طلب خارجی بدهد تا زمینه را برای برخورد نظامی نهایی مساعد سازند. اگر واکنش متقابل به معنای عملی کردن تهدید به بستن تنگه هرمز یا ایجاد مزاحمت برای ناو های امریکایی در خلیج فارس یا شفاف کردن منظور از دفاع مقدس هسته ای و یا انجام عملیات در داخل خاک کشور های غربی باشد آنگاه فضا برای رویارویی نظامی جامعه جهانی با حکومت ایران هموار می شود . امری که سال ها است پاره ای از محافل سیاستگزار در اسرائیل به دنبال آن هستند همچنین ممکن است دولت اسرائیل بخواهد حکومت ایران را با دور کردن از برنامه هسته ای به پیکاری جانبی بکشاند.
۲- ناکارآمدی در توقف و یا کند کردن ماجراجویی هسته ای
از آنجاییکه در سطح افرادی که ترور شده اند حداقل صد ها نفر وجود دارند لذا این ترور ها نمی توانند تاثیر بازدارنده ملموسی بر برنامه هسته ای حکومت داشته باشند و یا خلاء ای در آن ایجاد کنند. البته این ترور ها فضای ترس و نا امنی را بر فضای فعالیت های هسته ای حاکم می گرداند و می تواند میل به همکاری نیرو های غیر ایدئولوژیک و فن سالار را کاهش دهد. همچنین تاثیری منفی بر روی نیروهای منفعت طلب نیز خواهد داشت اما در مسیری معکوس برنامه هسته ای را تبدیل به ارزش و عرصه ای مقدس می کند . بدینترتیب انگیزه نیروی ایدئولوژیک بیشتر می شود و روحیه سلشحوری در آنها افزایش می یابد . همچنین فضای احساسی ایجاد شده و همدردی با قربانیان ترور و خانواده های آنها شکاف بیم مردم و حکومت در زمینه برنامه هسته ای را کاهش می دهد. بنابراین در مجموع برآیند تاثیر ها نقش تعیین کننده در کاهش سرعت برنامه هسته ای حاکمیت نخواهد داشت. همچنین از زاویه ای این اقدامات تلاش جریان های افراطی خارجی برای دور ساختن بحران هسته ای ایران از مسیر سازش و مصالحه نیز تفسیر می گردد.
۳- تعرض به امنیت ملی و توسعه کشور
اگر اثبات شود که دولتی خارجی هدایت و سازمان دهنده ترور ها بوده است ، آنگاه این اقدام نقض آشکار امنیت ملی و حاکمیت ملی کشور است و صلح در منطقه را به خطر می اندازد . این اقدام کاملا سمت و سویی جنگ طلبانه دارد و باعث می شد واکنش متقابل حکومت ایران نیز در مقام دفاع از خود وجاهت یابد. در اصل اینگونه اعمال خشونت طلبانه و غیر انسانی ، خصلت بحران ساز و یاغیگرانه حکومت در عرصه خارجی را از توجه اذهان دور می کند و بالعکس سبب می شود رفتار های تهاجمی آن در قالب دفاع مشروع در برابر ترور معنا یابد. همچنین این ترور ها باعث از بین رفتن سرمایه های انسانی کشور می شود امری که از دید جامعه ایران یک ضایعه است . این ترور ها نا امنی و تشویش در جامعه علمی کشور ایجاد می کند و با زدن آسیب های روانی تاثیری منفی بر کارکرد آنها می گذارد .افراد ترور شده جزو نیروهای علمی کشور هستند. بسیاری از پژوهشگران بر اساس انگیزه های ملی در پروژه های هسته ای و نظامی ایران کار می کنند . همچنین در ایران نیز بمثابه اکثر کشورهای دنیا ، دستگاه های نظامی و امنیتی در تولید تکنولوژی ها و دانش پیشرفته سرمایه گذاری می کنند . لذا افراد نخبه هم از جهت نظر درجه تحقیقاتی بالا و هم دریافت حقوق بیشتر ناگزیر از کار در این مراکز هستند .گسترش ترور ها از سوی خارجی ها همچنین عمق استراتژیکی برای آنها خلق می نماید . این عمق استراتژیک یک تهدید بالقوه برای توسعه دانش محور و ملی ایران خواهد بود. هیچ تضمینی وجود ندارد که در آینده تحقیقات و پژوهش های ملی و مورد نیاز برای پیشرفت جامعه با عدم مخالفت نیروهای منطقه ای و جهانی روبرو نشود. بنابراین تثبیت دخالت مخرب آنها در قالب ترور و خرابکاری می تواند بمانند مانعی در برابر پیشرفت کشور در درازمدت قد علم کند.
در مجموع به نظر می رسد که ترور کارشناسان و مدیران هسته ای ضمن آنکه آسیب های متعددی را به جامعه ایران می زند. از این رو افکار عمومی کشور و بخصوص نیروهای منتقد وضع موجود شایسته است علیه عاملان و آمران ترور ها موضع منفی بگیرند . همچنین نیرو های اپوزیسیون برای مواجهه با کاربست احتمالی ترور توسط خارجی ها بر علیه شهروندان ایرانی باید جدی تر به حفاظت از امنیت ملی و تقابل با دخالت های منفی خارجی بیاندیشند. البته پیشاپیش باید مرز های تمایز امنیت ملی ایران از امنیت ملی مورد نظر حاکمان را مشخص نمود . از منظر دموکراسی خواهی امنیت ملی متفاوت با امنیت حکومت نا مشروع است .اپوزیسیون دموکراسی خواه باید صرف نظر از مخالفت با حکومت و ستیزه جویی خارجی آن با هر نیرو و یا دولت خارجی که بخواهد به امنیت ملی کشور آسیب بزند ، مقابله کند و در عین حال امنیت کشور را در دوری از تنش زایی ، آشتی با جهان ، دفاع از حقوق مردم و انتقال قدرت به آنان و ایستادگی خلل نا پذیر در برابر خواست های نا مشروع خارجی تعقیب نماید . همچنین باید توجه نمود حکومت با ماجراجویی هسته ای و نا توانی در حفظ امنیت کارشناسان و مدیران هسته ای در این اتفاقات تلخ و غیر انسانی مقصر است و مسئولیت دارد. در واقع عملکرد غلط حکومت در برنامه هسته ای زمینه به مخاطره افتادن “منافع ملی کشور “و کوتاهی در “صیانت از سرمایه های انسانی” را ایجاد کرده است. ولی تنش آفرینی و عملکرد ناصواب حکومت توجیه گر ترور و سلب امنیت از شهروندان بیگناه از سوی مجامع داخلی و خارجی نمی گردد. ترور و خرابکاری راه حل و فصل بحران هسته ای نیست .

درباره Afshari

در سا ل1352 در خانواده ای فرهنگی در شهر قزوین چشم به دنیا گشودم. پدرم دبیر ادبیات و صاحب یک هفته نامه محلی است. تا پایان دبیرستان در قزوین بر کشیدم. کتابخانه پدر پناهگاهم بود و ارتباط با دوستان و فامیل گرمابخش زندگی ام. به ورزش ، سیاست و مطالعه از ابتدا علاقمند بودم. کوهنوردی تا حدودی حرفه ای را از نو جوانی شروع کردم. در سال 1370 در رشته مهندسی صنایع دانشگاه پلی تکنیک قبول شدم. ورود به سیاسی ترین دانشگاه ایران فرصت تحقق به انگیزه ها و آرزو هایم بخشید. از فعالیت های فرهنگی در خوابگاه شروع کردم و سپس حضور در شورای صنفی دانشکده و سرانجام در انجمن اسلامی دانشجویان . در سال 1374 به عضویت شورای مرکزی انجمن اسلامی انتخاب شدم. در پایان آن دوره طعم اولین تجربه بازداشت و سلول انفرادی را در زندان توحید چشیدم . در سال1375 برای اولین بار به جمع شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت برگزیده شدم. همان سال مسئول بخش دانشجویی ستاد سید محمد خاتمی نیز شدم. برای راه اندازی راهی جدید شروع کردیم ولی پیروزی دور از انتظار غافلگیرم کرد. در سا ل1376 مجددا برای تحصیا در دوره فوق لیسانس به دانشگاه پلی تکنیک برگشتم . دو دوره دیگر را در شورای مرکزی انجمن این بار در مسند دبیری گذراندم. سال 1377 دوباره به مرکزیت دفتر تحکیم وحدت بازگشتم که تا سال 1380 ادامه یافت. تا سال 1379 به اصلاحات در درون قانون اساسی باور داشتم و همه هم و غمم را بر این پروژه گذاشتم. اما پس از تجربه نا فرجامی کوی دانشگاه ، زندانی شدن چهره های مورد توجه مردم و سرانجام از دستور کار خارج شدن دیدگاه انتقادی پیدا کردم وبعد به اصلاحات ساختاری و تغییر قانون اساسی گرایش پیدا کردم. شرکت در کنفرانس برلین راهی زندان اوینم کرد. بعد از دو ماه بازداشت موقت دوباره آزا دشدم ولی سخنرانی هی ارادیکال و بخصوص نقد صریح وبی پرده خامنه ای باعث شد تا همراه با مهندس سحابی اولین طعمه اطلاعات موازی در بازداشتگاه 59 بشوم. تجربه ای سخت و هولناک و توام با شکنجه های فیزیکی و روانی را از سر گذارندم. در میانه راه کم آوردم وشکستم . حاصل آن تن دادن به مصاحبه اجباری و توبه آمیز بود. بار سنگینی بود اما به لطف خدا توانستم خود را در درون بازداشتگاه بازسازی کنم و به مقاومت دوباره روی بیاورم. نتیجه جبران کار و افشاگری از دورن بازداشتگاه 59 بود. اما یازده ماه پشت سر هم در سلول انفرادی و انزوای گزنده آن سپری گشت. پس از آزادی با وثیقه 200 میلیون تومانی حکم دادگاه برلین قطعی شد و همراه با محکومیت یک ساله در خصوص کوی دانشگاه ، در مجموع دو سال را در بخش عمومی اوین گذارندم. پس از آزادی فوق لیسانس را تمام کردم و با همسر دوست داشتنی و یکی از بزرگترین سعادت های زندگی ام ازدواح کردم. دوباره در سال 1383 به عضویت شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت انتخاب شدم. پس از د و سال کار در محیط های صنعتی ، مجددا دادگاه انقلاب 6 سال حبس برایم صادر نمود. این مساله و همچنین برنامه ام برای ادامه تحصیا در مقطع دکتری پایم ر ابه مهاجرت کشاند. در سال 1384 از ایران خارج شدم .سه ماه در ایرلند بودم و بعد به آمریکا رفتم. اکنون کاندیدای دکتری در رشته مهنسدی سیستم در دانشگاه جرج واشنگتن هستم و به زندگی مشعول. در حوزه سیاسی ، نوشتاری و تحقیقات تاریخ معاصر فعال هستم. در کل اگر چه سخت خودم را می توانم مقید به جمعی خاص بکم. اما گرایش به روشنفکری دینی دارم. قائل به سکولاریسم به معنای تفکیک دین و دولت. هوادار لیبرالیسم سیاسی هستم اما در حوزه اقتصاد به سوسیالیسم را می پسندم. جهان وطنی وشهروند جهانی بودن نیز دیگر باور هویتی من ضمن پابندی و احساس غرور از هویت ملی ایرانی ام است.
این نوشته در سیاسی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.