جمهوری اسلامی و تنگناهای تازه در عراق

سفر متقابل حسن روحانی و عادل عبدالمهدی به عراق و ایران در هفته های گذشته این تصور را دامن زده است که اثرگذاری ایران در عراق رو به افزایش بوده و روابط دو کشور خالی از چالش است . تصوری مطرح است که جمهوری اسلامی در دوره جدید دولت عراق نفوذش را حفظ کرده و گسترش فعالیت حشد الشعبی و دیگر گروه های همسو باعث تقویت آنها در حوزه سیاسی ، اجتماعی و نظامی- اطلاعاتی عراق شده و در نتیجه فرصت رشد اثرگذاری در عراق را به جمهوری اسلامی بخشیده است.

این ذهنیت تا حدی با واقعیت تطبیق می کند و نمی توان آنها را کاملا نفی کرد. کماکان جمهوری اسلامی بازیگری مهم در عراق است. همچنین داشتن رابطه خوب با ایران برای دولت عراق مزیت هایی دارد که نمی تواند آنها را نادیده بگیرد.

در حال حاضر ایران بعد از چین و ترکیه سومین صادر کننده به عراق است که بین ۱۵ تا ۲۰ درصد از کل واردات عراق را در اختیار دارد. زوار ایرانی از منابع اصلی درآمد توریسم عراق هستند. همچنین عراق گاز و برق از ایران وارد کرده و در تامین نیازهای انرژی خود به ایران وابسته است. اما در مقایسه با گذشته اتفاقاتی در عرصه سیاسی رخ داده و عواملی فعال شده اند که موانعی را در مقابل حفظ سطح نفوذ فعلی حکومت در عراق قرار داده است. اما با این وجود در سطح اطلاعات و مشاهدات کنونی نمی توان از شکست محتوم جمهوری اسلامی در عراق سخن به میان آورد. همچنان جمهوری اسلامی نفوذ بالایی در عراق دارد اما می توان پیشبینی کرد که دامنه این نفوذ کاهش پیدا خواهد کرد و نظام برای تداوم سیاست های فعلی در عراق چالش های جدی خواهد داشت. در ادامه به اختصار به توضیح این عوامل پرداخته می شود:

  • بازگشت عراق به تمایل ژئوپلیتیکی خود در منطقه

عراق از بعد ژئوپلتیک در حد فاصل ایران و جهان عرب قرار گرفته است. عراق از کشورهایی در خاورمیانه است که در طول تاریخ بیش از یک صد ساله خود سودای رهبری خاورمیانه، اثرگذاری بر امنیت منطقه و سیاست های نفتی را داشته است. انحلال خلافت داعش و برقراری آرامش نسبی در عرصه سیاسی عراق  و تقویت دولت مرکزی و فدرال باعث شده است تا آرام آرام حاکمیت این کشور به مواضع تاریخی خود نزدیک شود که پایه اصلی آن رقابت با ایران است. از منظر فرهنگی و جمعیت شناختی نیز سایه رقابت ها و خصومت های هزاران ساله بر مناسبات دو کشور سنگینی می کند که حتی تسلط شیعیان بر دولت عراق نمی تواند در برابر  تقابل فرهنگی و تباری ایرانی- عرب بازدارندگی ایجاد کند. مردم ساکن عراق به استثنای نقاط کردنشین خود را در تحلیل آخر متعلق به دنیای عرب می دانند و از منظر ناسیونالیسم عربی و یا به تعبیر ابن خلدون عصبیت قومی در مقابل ایران قرار گرفته ویا دستکم پذیرای سیطره ایران بر عراق نیستند. عامل مهم در پیروزی مقتدی صدر در انتخابات اخیر عراق دامن زدن به ناسیونالیسم بود.

 

  • اختلافات شیعه بنیاد

اگرچه با سقوط صدام و  تسخیر قدرت توسط گروه های شیعه نزدیک به جمهوری اسلامی ایران، روابط دو کشور از دوران تنش زدایی صدام متاخر به مناسبات نزدیک و راهبردی تغییر یافت. اما تحولاتی در جامعه شیعه و همچنین عرصه اجتماعی عراق وضعیت را متفاوت ساخته است. هیچگاه جمعیت شیعه عراق نگاه یکسانی به جمهوری اسلامی ایران نداشته اند. از ابتدا کم نبوده اند شیعیانی که نه تنها مخالف نفوذ این حکومت بودند بلکه از اساس مدل حکمرانی جمهوری اسلامی را قبول نداشتند. اکنون تغییرات به جایی رسیده است که بخش مهمی از شیعیان و بخصوص جوانان مخالف جمهوری اسلامی شده اند و مشکلات اقتصادی عراق را از چشم ایران و مداخلاتش در تعیین و تثبیت دولت های ناکارامد و فاسد می دانند. حملات به کنسولگری ایران در بصره در سال گذشته شاهد این ادعا است.  از سوی دیگر گرایش های سکولار در شیعیان عراق مخالفت های شان را گسترش داده اند. آیت الله سیستانی نیز در راستای نگاه سنتی فقهای شیعه با تصدی گری حکومتی روحانیت و نفوذ جمهوری اسلامی در ارکان سیاست عراق و حوزه های علمیه این کشور مخالف بود و نارضایتی اش به طور نسبی بیشتر از گذشته شده است.  روحانیت شیعه عراقی و اساسا نیروهای مذهبی این کشور قائل به محوریت حوزه های علمیه نجف وکربلا بوده و خود را شیعه اصیل می دانند که بر خلاف ایرانیان که از زمان صفویه و بیشتر به خاطر شمشیر شاه اسماعیل صفوی شیعه شده اند، آنها از قرون اولیه اسلام آئین خود را برگزیده اند. تفرق و پراکندگی در بین صفوف شیعیان نیز افزایش یافته است و این عامل نیز به نوبه خود نارضایتی ها از جمهوری اسلامی را افزایش داده و از سوی دیگر نقش آفرینی و میانجیگری برای حکومت را سخت تر کرده است.

 

  • رشد توسعه سیاسی و نظام حزبی

رصد کردن تحولات در عراق روشن می سازد که تاثیر پذیری سیاست ورزی از عوامل نژادی، قبیله ای و مذهبی – مسلکی به طور نسبی کاهش یافته است. در انتخابات اخیر و تشکیل دولت عراق بخشی از شیعیان و سنی ها و دیگر اقلیت های مذهبی به همکاری و ائتلاف بر اساس حقوق شهروندی و دیدگاه های سیاسی روی آوردند. غلط نیست اگر گفته شود دیگر شکل کلاسیک تقسیم سیاست عراق به مثلث شیعیان، سنی ها  و کرد ها توضیح دهنده نیست. این روند جدید نیز به نوبه خود موانعی را پیش روی جمهوری اسلامی و شیعیان همسو با آن قرار می دهد که در تحلیل آخر پیشران حرکت های آنها شیعه محوری است.

 

  • بازگشت عربستان، امارات متحده عربی و کویت به عراق

عربستان سعودی بعد از سال ها تحریم و بایکوت عراق به این کشور بازگشته و به دنبال سرمایه گذاری گسترده در حوزه های اقتصادی، ورزشی و اجتماعی است. پایه این تغییر راهبردی در سال ۲۰۱۷ گذاشته شد. روابط عراق و عربستان به نحو چشمگیری بهبود یافته است. حتی بخشی از شیعیان و از جمله مقتدی صدر به آل سعود نزدیک شده اند. در این فضا با توجه به نیاز عراق به توسعه اقتصادی و توانائی مالی و اقتصادی بیشتر عربستان محدودیت هائی برای جمهوری اسلامی ایجاد می شود. دولت عراق به دنبال برقراری روابط متوازن با همه همسایه های خود و بهره برداری از ظرفیت های آنها برای رشد اقتصادی است.

 

  • حشد الشعبی

حشد الشعبی که اینک بخش از ساختار نظامی عراق است که به صورت مستقل از ارتش فعالیت می کند و دیگر گروه های شبه نظامی تحت کنترل جمهوری اسلامی حالت شمشیر دولبه را برای نفوذ ایران در عراق  دارند. از یک سو آنها ابزار مهم و کارسازی برای تثبیت نفوذ و یا ایجاد اخلال و گروگانگیری هستند اما از سوی دیگر حساسیت ها و مخالفت ها نسبت به آنها در عرصه عمومی عراق رو به افزایش است و از این زاویه مخالفت ها با نقش آفرینی جمهوری اسلامی رشد پیدا کرده است. البته سوابق اقدامات جمهوری اسلامی در لبنان نشان می دهد که به این مخالفت ها اعتنایی نمی کند.

 

  • افزایش تولید نفت عراق

عراق در حال حاضر با فروش روزانه سه میلیون و ۸۰۰ هزار بشکه نفت، پس از عربستان در جایگاه دوم صادرکنندگان نفت اوپک قرار دارد. برنامه عراق افزایش توان تولید  وصادرات خود در سالیان آینده است تا منابع مالی بیشتری را به اقتصاد خود تزریق کند. وزیر نفت عراق در شرایطی که دولت آمریکا اعلام کرده معافیت های نفتی ایران را تمدید نمی کند اظهار داشت که  این کشور از ظرفیت لازم برای تامین نیاز مصرف‌کنندگان در بازار نفت برخوردار است و در صورت لزوم می‌تواند تولید خود را افزایش دهد. حتی به نقل از یکی از مسئولان عراقی گزارش شده است که عراق می تواند صادرات خود را تا روزی ۲۵۰ هزار بشکه افزایش دهد. این اظهارات نشانگر تمایل عراق به تملک بخشی از سهم ایران در بازار جهانی نفت در کوتاه مدت و دراز مدت استو مقامات وزارت نفت ایران تلویحا ناخرسندی خود را نشان داده  و در این زمینه هشدار داده اند.

درباره Afshari

در سا ل1352 در خانواده ای فرهنگی در شهر قزوین چشم به دنیا گشودم. پدرم دبیر ادبیات و صاحب یک هفته نامه محلی است. تا پایان دبیرستان در قزوین بر کشیدم. کتابخانه پدر پناهگاهم بود و ارتباط با دوستان و فامیل گرمابخش زندگی ام. به ورزش ، سیاست و مطالعه از ابتدا علاقمند بودم. کوهنوردی تا حدودی حرفه ای را از نو جوانی شروع کردم. در سال 1370 در رشته مهندسی صنایع دانشگاه پلی تکنیک قبول شدم. ورود به سیاسی ترین دانشگاه ایران فرصت تحقق به انگیزه ها و آرزو هایم بخشید. از فعالیت های فرهنگی در خوابگاه شروع کردم و سپس حضور در شورای صنفی دانشکده و سرانجام در انجمن اسلامی دانشجویان . در سال 1374 به عضویت شورای مرکزی انجمن اسلامی انتخاب شدم. در پایان آن دوره طعم اولین تجربه بازداشت و سلول انفرادی را در زندان توحید چشیدم . در سال1375 برای اولین بار به جمع شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت برگزیده شدم. همان سال مسئول بخش دانشجویی ستاد سید محمد خاتمی نیز شدم. برای راه اندازی راهی جدید شروع کردیم ولی پیروزی دور از انتظار غافلگیرم کرد. در سا ل1376 مجددا برای تحصیا در دوره فوق لیسانس به دانشگاه پلی تکنیک برگشتم . دو دوره دیگر را در شورای مرکزی انجمن این بار در مسند دبیری گذراندم. سال 1377 دوباره به مرکزیت دفتر تحکیم وحدت بازگشتم که تا سال 1380 ادامه یافت. تا سال 1379 به اصلاحات در درون قانون اساسی باور داشتم و همه هم و غمم را بر این پروژه گذاشتم. اما پس از تجربه نا فرجامی کوی دانشگاه ، زندانی شدن چهره های مورد توجه مردم و سرانجام از دستور کار خارج شدن دیدگاه انتقادی پیدا کردم وبعد به اصلاحات ساختاری و تغییر قانون اساسی گرایش پیدا کردم. شرکت در کنفرانس برلین راهی زندان اوینم کرد. بعد از دو ماه بازداشت موقت دوباره آزا دشدم ولی سخنرانی هی ارادیکال و بخصوص نقد صریح وبی پرده خامنه ای باعث شد تا همراه با مهندس سحابی اولین طعمه اطلاعات موازی در بازداشتگاه 59 بشوم. تجربه ای سخت و هولناک و توام با شکنجه های فیزیکی و روانی را از سر گذارندم. در میانه راه کم آوردم وشکستم . حاصل آن تن دادن به مصاحبه اجباری و توبه آمیز بود. بار سنگینی بود اما به لطف خدا توانستم خود را در درون بازداشتگاه بازسازی کنم و به مقاومت دوباره روی بیاورم. نتیجه جبران کار و افشاگری از دورن بازداشتگاه 59 بود. اما یازده ماه پشت سر هم در سلول انفرادی و انزوای گزنده آن سپری گشت. پس از آزادی با وثیقه 200 میلیون تومانی حکم دادگاه برلین قطعی شد و همراه با محکومیت یک ساله در خصوص کوی دانشگاه ، در مجموع دو سال را در بخش عمومی اوین گذارندم. پس از آزادی فوق لیسانس را تمام کردم و با همسر دوست داشتنی و یکی از بزرگترین سعادت های زندگی ام ازدواح کردم. دوباره در سال 1383 به عضویت شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت انتخاب شدم. پس از د و سال کار در محیط های صنعتی ، مجددا دادگاه انقلاب 6 سال حبس برایم صادر نمود. این مساله و همچنین برنامه ام برای ادامه تحصیا در مقطع دکتری پایم ر ابه مهاجرت کشاند. در سال 1384 از ایران خارج شدم .سه ماه در ایرلند بودم و بعد به آمریکا رفتم. اکنون کاندیدای دکتری در رشته مهنسدی سیستم در دانشگاه جرج واشنگتن هستم و به زندگی مشعول. در حوزه سیاسی ، نوشتاری و تحقیقات تاریخ معاصر فعال هستم. در کل اگر چه سخت خودم را می توانم مقید به جمعی خاص بکم. اما گرایش به روشنفکری دینی دارم. قائل به سکولاریسم به معنای تفکیک دین و دولت. هوادار لیبرالیسم سیاسی هستم اما در حوزه اقتصاد به سوسیالیسم را می پسندم. جهان وطنی وشهروند جهانی بودن نیز دیگر باور هویتی من ضمن پابندی و احساس غرور از هویت ملی ایرانی ام است.
این نوشته در سیاسی, مقالات ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.