در شرایطی که حکومت ایران می کوشد تا افکار جهانیان را از توجه به مسائل نقض حقوق بشر و آزادی در ایران منحرف کند و موضوع انرژی هسته ای و غنی سازی اورانیوم را در مرکز توجهات قرار دهد، هر نوع اقدامی برای جلب توجه افکار عمومی دنیا به مسئله نقض حقوق بشر و آزادی در ایران کاری درست و اصولی و حرکتی به جا است. در این راستا اقدام اخیر برادر عزیزمان آقای اکبر گنجی هم که بر آزادی سه نفر از زندانیان سیاسی تأکید کرده و قرار است تا با اعتصاب غذا، افکار عمومی خارجی را به این امر جلب نماید مطمئناً همچون تمام اقدامات مشابه، حرکتی است که می تواند مورد تأئید تمامی آزادیخواهان قراربگیرد. همبستگی و اتحاد حول دفاع از آزادی زندانیان سیاسی اقدامی بسیار استراتژیک در بازدارندگی دست اندازی های ساختار سلطه است .در این میان شایسته است در دفاع از زندانیان سیاسی همه جانبه و یکسان برخورد کرد و از حقوق تمامی کسانی که مورد ستم قرار گرفته اند و قربانی نقض حقوق بشر شده اند ، دفاع کرد . ذکر دو نکته را هم لازم می دانیم:
اول- شرایط فعلی کشور و شکاف های موجود اجتماعی و سیاسی و توازن قوا میان حکومت و مردم به گونه ای است که هیچ فرد یا جریانی به تنهایی نمی تواند این توازن را برهم بزند. کار درست آن است که در هر حرکتی، اصل بر حداکثر همسویی و هم جهتی و در نهایت همکاری تمامی نیروهای آزادیخواه، اصیل و معتقد به منافع ملی و سرزمینی کشور، با حفظ اصول و مرزبندی هر جریان در دستور کار باشد. هر نوع سخن یا حرکت فردگرایانه منطقی نیست.
دوم- نیروهای آزادیخواه در شرایط حاضر بیش از هر چیز باید بتوانند مردم را به لیاقت و کارآمدی خودشان مطمئن سازند و با این کار آثار منفی بی لیاقتی ها و ندانم کاریهای جبهه دوم خرداد را که طی ٨ سال امیدهای مردم را به باد دادند، از جوارح و اعضای جامعه بزدایند. به این دلیل در هر حرکتی، مدیریت صحیح و حساب شده شرط لازمی است که باید بتواند اهداف اعلام شده برای آن حرکت را تأمین نماید. باید به شدت مراقب مدیریت صحیح و برنامه ریزی دقیق هر حرکت آزادیخواهانه ای بود.
بنابراین ضمن حمایت ار کارزار جهانی برای آزادی زندانیان سیاسی، برای اکبر گنجی و تمامی دست اندرکاران این برنامه آرزوی موفقیت می کنیم.
درباره Afshari
در سا ل1352 در خانواده ای فرهنگی در شهر قزوین چشم به دنیا گشودم. پدرم دبیر ادبیات و صاحب یک هفته نامه محلی است. تا پایان دبیرستان در قزوین بر کشیدم. کتابخانه پدر پناهگاهم بود و ارتباط با دوستان و فامیل گرمابخش زندگی ام. به ورزش ، سیاست و مطالعه از ابتدا علاقمند بودم. کوهنوردی تا حدودی حرفه ای را از نو جوانی شروع کردم. در سال 1370 در رشته مهندسی صنایع دانشگاه پلی تکنیک قبول شدم. ورود به سیاسی ترین دانشگاه ایران فرصت تحقق به انگیزه ها و آرزو هایم بخشید. از فعالیت های فرهنگی در خوابگاه شروع کردم و سپس حضور در شورای صنفی دانشکده و سرانجام در انجمن اسلامی دانشجویان . در سال 1374 به عضویت شورای مرکزی انجمن اسلامی انتخاب شدم. در پایان آن دوره طعم اولین تجربه بازداشت و سلول انفرادی را در زندان توحید چشیدم . در سال1375 برای اولین بار به جمع شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت برگزیده شدم. همان سال مسئول بخش دانشجویی ستاد سید محمد خاتمی نیز شدم. برای راه اندازی راهی جدید شروع کردیم ولی پیروزی دور از انتظار غافلگیرم کرد. در سا ل1376 مجددا برای تحصیا در دوره فوق لیسانس به دانشگاه پلی تکنیک برگشتم . دو دوره دیگر را در شورای مرکزی انجمن این بار در مسند دبیری گذراندم. سال 1377 دوباره به مرکزیت دفتر تحکیم وحدت بازگشتم که تا سال 1380 ادامه یافت. تا سال 1379 به اصلاحات در درون قانون اساسی باور داشتم و همه هم و غمم را بر این پروژه گذاشتم. اما پس از تجربه نا فرجامی کوی دانشگاه ، زندانی شدن چهره های مورد توجه مردم و سرانجام از دستور کار خارج شدن دیدگاه انتقادی پیدا کردم وبعد به اصلاحات ساختاری و تغییر قانون اساسی گرایش پیدا کردم. شرکت در کنفرانس برلین راهی زندان اوینم کرد. بعد از دو ماه بازداشت موقت دوباره آزا دشدم ولی سخنرانی هی ارادیکال و بخصوص نقد صریح وبی پرده خامنه ای باعث شد تا همراه با مهندس سحابی اولین طعمه اطلاعات موازی در بازداشتگاه 59 بشوم. تجربه ای سخت و هولناک و توام با شکنجه های فیزیکی و روانی را از سر گذارندم. در میانه راه کم آوردم وشکستم . حاصل آن تن دادن به مصاحبه اجباری و توبه آمیز بود. بار سنگینی بود اما به لطف خدا توانستم خود را در درون بازداشتگاه بازسازی کنم و به مقاومت دوباره روی بیاورم. نتیجه جبران کار و افشاگری از دورن بازداشتگاه 59 بود. اما یازده ماه پشت سر هم در سلول انفرادی و انزوای گزنده آن سپری گشت. پس از آزادی با وثیقه 200 میلیون تومانی حکم دادگاه برلین قطعی شد و همراه با محکومیت یک ساله در خصوص کوی دانشگاه ، در مجموع دو سال را در بخش عمومی اوین گذارندم. پس از آزادی فوق لیسانس را تمام کردم و با همسر دوست داشتنی و یکی از بزرگترین سعادت های زندگی ام ازدواح کردم. دوباره در سال 1383 به عضویت شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت انتخاب شدم. پس از د و سال کار در محیط های صنعتی ، مجددا دادگاه انقلاب 6 سال حبس برایم صادر نمود. این مساله و همچنین برنامه ام برای ادامه تحصیا در مقطع دکتری پایم ر ابه مهاجرت کشاند. در سال 1384 از ایران خارج شدم .سه ماه در ایرلند بودم و بعد به آمریکا رفتم. اکنون کاندیدای دکتری در رشته مهنسدی سیستم در دانشگاه جرج واشنگتن هستم و به زندگی مشعول. در حوزه سیاسی ، نوشتاری و تحقیقات تاریخ معاصر فعال هستم.
در کل اگر چه سخت خودم را می توانم مقید به جمعی خاص بکم. اما گرایش به روشنفکری دینی دارم. قائل به سکولاریسم به معنای تفکیک دین و دولت. هوادار لیبرالیسم سیاسی هستم اما در حوزه اقتصاد به سوسیالیسم را می پسندم. جهان وطنی وشهروند جهانی بودن نیز دیگر باور هویتی من ضمن پابندی و احساس غرور از هویت ملی ایرانی ام است.