جریان شناسی جنبش دانشجویی در ایران

جنبش دانشجویی ایران پس از تحمل دورانی سخت، در آستانه تجربه دور جدیدی از طراوت و تحرک خود قرار گرفته است.
اعتراض گسترده دانشجویان دانشگاه امیرکبیر در حین سخنرانی محمود احمدی نژاد و همچنین دانشجویان دانشگاه شیراز به مصطفی پور محمدی، وزیر کشور و تکاپوی چشمگیر دانشجویان در عمده دانشگاه های کشور در ۱۶ آذر نوید بخش اوج گیری دوباره فعالیت های دانشجویی است.
در حال حاضر می توان چهار جریان عمده را در جنبش دانشجویی کشور تشخیص داد که سرنوشت و اثرگذاری این جنبش وابسته به چگونگی تعامل، رقابت و ارتباط متقابل آنها با یکدیگر است.
نخست، جریان دموکراسی خواه با محوریت دفتر تحکیم وحدت است که حمایت اکثریت دانشجویان را در پشت سر خود دارد و نزدیک ترین جریان به نمایندگی جنبش دانشجویی است.
نفی ایدئولوژی گرایی، دفاع از آزادی های اجتماعی و حقوق فردی، سکولاریزم در شکل تفکیک نهاد دین از قدرت، دیده بانی جامعه مدنی، دفاع از مدرنیته و تجدد، دفاع از سازگاری با جامعه جهانی و رابطه عزت مندانه با آمریکا، مشارکت فعال در فرآیند جهانی شدن، دفاع از اصلاحات ساختاری، تعقیب توامان عدالت و آزادی از طریق بسط گفتمان دموکراسی خواهی عناصر هویتی جریان اول را شکل می دهند.
این جریان حوزه فعالیت خود را در فضای دانشگاهی، عامه دانشجویان و در عرصه عمومی ،کلیه نیروهای سیاسی و جامعه مدنی مدافع دموکراسی و منافع ملی ایران قرار داده است و نگاهی وحدت گرایانه به جامعه ایران دارد و طیفی متنوع از نیروهای مذهبی مدرن، لاییک، لیبرال، سوسیال دموکرات و ملی گرا را پوشش می دهد.
جریان دوم، اسلام گرایان نو اندیش هستند. این جریان که دانشجویان هوادار اصلاح طلبان و ملی مذهبی ها هستند، تمایل دارند با تاکید بر مرز بندی بین مذهبی و غیر مذهبی در دانشگاه فعالیت کنند.
تاکید بر هویت ایدئولوژی گرایی دینی، باور به اصلاحات در چهارچوب ساز و کارهای حکومت، عدم اعتقاد به بهره گیری از ظرفیت های خارجی و نهاد های بین المللی، دفاع محدود از آزادی های اجتماعی، ترکیب سنت و مدرنیته، دفاع از دموکراسی و حقوق بشر در چهارچوب ظرفیت قانون اساسی، تعقیب توامان عدالت و آزادی، اعطاء حق ویژه به مذهبیون، تمایل به فعالیت در حوزه مشترک دولت و جامعه مدنی و نخبه گرایی ویژگی های هویتی این گروه را بازتاب می دهد.
این جریان طیفی از نیروهای سکولار تا مدافعان حکومت دینی و برداشت انقلابی از اسلام و دیدگاه های چپ و راست اقتصادی را در بر می گیرد.
این گروه بیشتر در سطح شاخه دانشجویی احزاب و گروه های سیاسی همسو فعالیت دارد.
دسته سوم چپ گرایان سنتی هستند که به سوسیالیسم و بخصوص به مارکسیسم لنینیسم اعتقاد دارند و نگرش های چپ نو را با برچسب تجدید نظر طلبی رد می کنند.
این جریان نوظهور ریشه در فضای قبل از انقلاب فرهنگی دارد و بیشتر از دانشگاه در عرصه وبلاگ نویسی فعال است.
سازمان یافتگی، ایدئولوژی گرایی، ضدیت با آمریکا و غرب، نفی جهانی شدن، رویکرد انقلابی در برخورد با حکومت، مذهب زدایی، پوپولیسم، نگاه آرمانی به طبقه کارگر و توده محروم، تقدم عدالت بر آزادی، تاکید بیشتر بر دموکراسی اجتماعی در قیاس با دموکراسی سیاسی، دفاع از آزادی های فرهنگی و اجتماعی، نقد مدرنیته و تجدد از دیدگاه چپ، تقدم هویت جمعی بر حقوق فردی ویژگی های این جریان را تشکیل می دهند.
دانشجویان مدافع چپ سنتی و سوسیالیزم در داخل دانشگاه و توده های محروم در جامعه حوزه توجه و مخاطب این جریان هستند.
دانشجویان هوادار حکومت دسته آخر را تشکیل می دهند.
دفاع مطلق از اصل ولایت فقیه و مواضع رهبری، اعتقاد به حقانیت نظام سیاسی، ضدیت با مدرنیته، سنت گرایی ایدئولوژیک، دیدگاه بسته فرهنگی، مخالفت با دموکراسی، ساختار تشکیلاتی از بالا به پایین، آمریکا و غرب ستیزی، پوپولیسم، حامی پروری، مدافع قرائت آزادی ستیزانه ازعدالت و پذیرش تقدم روحانیت خصوصیات این جریان را بیان می کنند که به شکلی گسترده از سوی حکومت مورد حمایت سیاسی و مادی قرار می گیرد.
در این جریان طیفی از هواداران راست سنتی، راست افراطی، عمل گرایان، فرصت طلبان و بسیج دانشجویی که دارای ارتباط سازمانی با سپاه پاسداران است و کلیه کسانی که به نوعی از حکومت منفعت می برند، حضور دارند و آینده خود را در هیئت کارگزاران نظام سیاسی تصور می کنند.
صرف نظر از جریان حکومتی، سه جریان دیگر می توانند با تمرکز فعالیت هایشان در حوزه مشترک کارکرد و توان جنبش دانشجویی را ارتقاء دهند.
فعالیت های صنفی، مقاومت در برابر ساختار سلطه، رعایت قواعد دموکراتیک درعین حفظ تمایزات هویتی و استقلال تشکیلاتی تضمین کننده موفقیت جنبش دانشجویی و ممانعت از اتلاف پتانسیل سازنده آن در پای اختلافات و منازعات داخلی خواهد بود.
این مطلب در وب سایت رادیو فردا در تاریخ ۱۰/۱۱/۱۳۸۵ منتشر شده است.

درباره Afshari

در سا ل1352 در خانواده ای فرهنگی در شهر قزوین چشم به دنیا گشودم. پدرم دبیر ادبیات و صاحب یک هفته نامه محلی است. تا پایان دبیرستان در قزوین بر کشیدم. کتابخانه پدر پناهگاهم بود و ارتباط با دوستان و فامیل گرمابخش زندگی ام. به ورزش ، سیاست و مطالعه از ابتدا علاقمند بودم. کوهنوردی تا حدودی حرفه ای را از نو جوانی شروع کردم. در سال 1370 در رشته مهندسی صنایع دانشگاه پلی تکنیک قبول شدم. ورود به سیاسی ترین دانشگاه ایران فرصت تحقق به انگیزه ها و آرزو هایم بخشید. از فعالیت های فرهنگی در خوابگاه شروع کردم و سپس حضور در شورای صنفی دانشکده و سرانجام در انجمن اسلامی دانشجویان . در سال 1374 به عضویت شورای مرکزی انجمن اسلامی انتخاب شدم. در پایان آن دوره طعم اولین تجربه بازداشت و سلول انفرادی را در زندان توحید چشیدم . در سال1375 برای اولین بار به جمع شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت برگزیده شدم. همان سال مسئول بخش دانشجویی ستاد سید محمد خاتمی نیز شدم. برای راه اندازی راهی جدید شروع کردیم ولی پیروزی دور از انتظار غافلگیرم کرد. در سا ل1376 مجددا برای تحصیا در دوره فوق لیسانس به دانشگاه پلی تکنیک برگشتم . دو دوره دیگر را در شورای مرکزی انجمن این بار در مسند دبیری گذراندم. سال 1377 دوباره به مرکزیت دفتر تحکیم وحدت بازگشتم که تا سال 1380 ادامه یافت. تا سال 1379 به اصلاحات در درون قانون اساسی باور داشتم و همه هم و غمم را بر این پروژه گذاشتم. اما پس از تجربه نا فرجامی کوی دانشگاه ، زندانی شدن چهره های مورد توجه مردم و سرانجام از دستور کار خارج شدن دیدگاه انتقادی پیدا کردم وبعد به اصلاحات ساختاری و تغییر قانون اساسی گرایش پیدا کردم. شرکت در کنفرانس برلین راهی زندان اوینم کرد. بعد از دو ماه بازداشت موقت دوباره آزا دشدم ولی سخنرانی هی ارادیکال و بخصوص نقد صریح وبی پرده خامنه ای باعث شد تا همراه با مهندس سحابی اولین طعمه اطلاعات موازی در بازداشتگاه 59 بشوم. تجربه ای سخت و هولناک و توام با شکنجه های فیزیکی و روانی را از سر گذارندم. در میانه راه کم آوردم وشکستم . حاصل آن تن دادن به مصاحبه اجباری و توبه آمیز بود. بار سنگینی بود اما به لطف خدا توانستم خود را در درون بازداشتگاه بازسازی کنم و به مقاومت دوباره روی بیاورم. نتیجه جبران کار و افشاگری از دورن بازداشتگاه 59 بود. اما یازده ماه پشت سر هم در سلول انفرادی و انزوای گزنده آن سپری گشت. پس از آزادی با وثیقه 200 میلیون تومانی حکم دادگاه برلین قطعی شد و همراه با محکومیت یک ساله در خصوص کوی دانشگاه ، در مجموع دو سال را در بخش عمومی اوین گذارندم. پس از آزادی فوق لیسانس را تمام کردم و با همسر دوست داشتنی و یکی از بزرگترین سعادت های زندگی ام ازدواح کردم. دوباره در سال 1383 به عضویت شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت انتخاب شدم. پس از د و سال کار در محیط های صنعتی ، مجددا دادگاه انقلاب 6 سال حبس برایم صادر نمود. این مساله و همچنین برنامه ام برای ادامه تحصیا در مقطع دکتری پایم ر ابه مهاجرت کشاند. در سال 1384 از ایران خارج شدم .سه ماه در ایرلند بودم و بعد به آمریکا رفتم. اکنون کاندیدای دکتری در رشته مهنسدی سیستم در دانشگاه جرج واشنگتن هستم و به زندگی مشعول. در حوزه سیاسی ، نوشتاری و تحقیقات تاریخ معاصر فعال هستم. در کل اگر چه سخت خودم را می توانم مقید به جمعی خاص بکم. اما گرایش به روشنفکری دینی دارم. قائل به سکولاریسم به معنای تفکیک دین و دولت. هوادار لیبرالیسم سیاسی هستم اما در حوزه اقتصاد به سوسیالیسم را می پسندم. جهان وطنی وشهروند جهانی بودن نیز دیگر باور هویتی من ضمن پابندی و احساس غرور از هویت ملی ایرانی ام است.
این نوشته در سیاسی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.