فروکش کردن شعله های جنگ احتمالی

آخرین نشست شورای حکام آژانس حکام فصل جدیدی را در ماراتون هسته ای ایران گشود. این نشست در فضایی برگزار گشت که دور جدید مذاکرات بین گروه ۱+۵ و جمهوری اسلامی قرار است بزودی برگزار شود. این مساله ناکامی دو سفر اخیر بازرس ویژه آژانس اتمی به ایران و گلایه آمانو دبیر کل آژانش را تحت الشعاع قرار داد و امیدی تازه برای حل مسالمت آمیز بحران بین بازیگران جهانی خلق کرد.
مهمترین پسامد این نشست تقویت کننده نتیجه گفتگوی اخیر اوباما و نتانیاهو مبنی بر تداوم راهبرد دو مسیره دیپلماسی و تحریم و منتفی بودن جنگ در بازه زمانی کوتاه مدت است. جنگ علی رغم بالا گرفتن بحث در ماه های اخیر ولی تا کنون تبدیل به واقعیت نشده است و کماکان ایران در وضعیت جنگی بسر می برد.
مخاطرات گوناگون جنگ ،طرفین درگیر با برنامه هسته ای حکومت اعم از اسرائیل ؛اروپا و آمریکا را به استفاده از این گزینه به عنوان آخرین راه حل در شرایط اضطرار و به بن بست کامل رسیدن دیگر راه ها کشانده است. در بین تصمیم گیران اصلی نظامی ،امنیتی و سیاسی در غرب ،جنگ با ایران به عنوان یک برنامه و هدف سیاسی از قبل در نظر گرفته شده که به دنبال بهانه جویی است ،وجود خارجی ندارد. از دید آنها جنگ موقعی ناگزیر می شود که شر بزرگ تری در پیش باشد. ت
قریبا همه اضلاع مثلث آمریکا ، اروپا و اسرائیل رسیدن جمهوری اسلامی به توانایی فنی تولید بمب و دستیابی به جنگ افزار اتمی را خط قرمز می دانند و برای جلوگیری از ان حاضرند به گزینه حمله نظامی متوسل بشوند. اما در مقطع فعلی برآیند نظرات کماکان دیپلماسی توام با فشار را کارساز می داند.
البته تداوم این وضعیت بستگی زیادی به واکنش های ایران و سرنوشت برنامه هسته ای آن و نتیجه مذاکرات پیشرو دارد. اما دلایلی وجود دارد که افق زمانی در دستور کار بودن دیپلماسی محکم تا پایان سال۲۰۱۲ دستکم طول خواهد کشید. تکیه گاه این پیشبینی بر شروع تحریم خرید نفت اروپا در ماه جون ، آسیب پذیری اقتصاد دنیا به افزایش ناگهانی و زیاد قیمت نفت ، تردید در توانایی عربستان و متحدانش برای جایگزین سازی بهنگام سهم ایران در بازار انرژی ،انتخابات ریاست جمهوری آمریکا در ماه نوامبر ، رضایت نسبی غرب از تاثیرات تحریم ها و عقب نشینی نسبی حکومت ایران از تهدید و برخورد تهاجمی و تاکید بر مذاکره و گفتگو است.
در این میان مقامات اسرائیل بیش از همه بر طبل جنگ می کوبند. اما به نظر می رسد تلاش آنها ایجاد فشار بر روی غرب برای اعمال برخورد های تند تر و سخت گیری بیشتر بر ایران است. البته اسرائیل خود را در معرض آسیب پذیری مستقیم از ماجراجویی هسته ای ایران می بیند. اما دیدگاه های مخالف جنگ یکجانبه در این کشور در بین نیرو های اطلاعاتی و سیاسی جدی است. طبق چند نظر سنجی انجام شده در این کشور حد اکثر ۳۵درصد شهروندان اسرائیلی از حمله نظامی اسرائیل بدون مشارکت آمریکا حمایت می کنند. قریب به۲۰ درصد تحت هر شرایطی مخالف جنگ هستند و ۵۲ درصد از حمله مشترک با آمریکا دفاع می کنند. مئیر داگان رئیس سابق موساد معتقد است که حکومت ایران در اشل خودش و نه در سطح میانگین دولت های دنیا عقلانی عمل می کند لذا گزینه را رد می کند و در عوض سرمایه گزاری روی تغییر شرایط سیاسی در ایران را راهکار موثرتری می داند.
عقلانی بودن به این معنا ست که ستیزه جویی خارجی حکومت نا محدود نیست و هر آن که احساس کند با خطر جدی برای بقا مواجه است ، ترمز را می کشد . رفتار عاشورایی تنها در سطح شعار مطرح می شود و در کارنامه عملی سیاست خارجی جمهوری اسلامی چنین چیزی قابل مشاهده نیست و نشان می دهد که نسبت به فشار سنگین خارجی تاثیر پذیر است. اما دامنه عقب نشینی هیچگاه به معنای کنار گذاشتن کامل یاغیگری نبوده بلکه به تعلیق در آوردن بحران تا هنگام بر طرف شدن خطر را دنبال کرده است. در حال حاضر اکثر کارشناسان ارشد اطلاعاتی اسرائیل هزینه های جنگ احتمالی را بیشتر از منافعش می دانند. نتانیاهو پس از بازگشت از سفر واشنگتن نیز اعلام کرد که جنگ با ایران اجتناب ناپدیر نیست. در اصل هدف نتانیاهو از سفر به آمریکا و اظهارات وزیر دفاع اسرائیل اطمینان از اراده جدی آمریکا برای تهاجم نظامی در صورت ناکامی دیپلماسی است. از دید اسرائیل انتقال سانتریفوژ ها به تاسیسات فردو و فعالیت این سایت در ظرفیت کامل خود به ایران برای تکمیل برنامه هسته ای خود مصونیت می بخشد. آنها می خواهند با ایجاد جنگ روانی و جدی کردن تهدید جنگ جلوی این رویداد را بگیرند. اما غرب به موازات تشدید تحریم ها هنوز به کارایی مذاکره می اندیشد. منتها ثمر بخشی مذاکرات نیازمند استفاده از تهدید جنگ بعنوان پشتوانه است. آمریکا می خواهد به تصمیم گیران اصلی در تهران نشان دهد که توانایی جنگ را دارد و در صورت لزوم از این گزینه استفاده می کند. از اینرو با انجام مانور های مختلف نظامی ، جنگ لفظی و اظهارات متنوع و بعضا متناقض مقامات نظامی و سیاسی در صدد ایجاد فشار برای راضی کردن ایران به مصالحه است. همچنین طرح های حمله نظامی احتمالی و واکنش در برابر تهدید های ایران چون بستن تنگه هرمز در پنتاگون و دیگر نهاد های نظامی و امنیتی آمریکا در حال آماده شدن است . منتها این طرح ها فعلا جنبه آمادگی دارد نه عملیاتی.
حال پس از عقب نشینی ایران از مذاکرات مشروط ، مقامات غربی می خواهند تا تاثیر گزاری افزایش اقدامات تنبیهی را به صورت رو در رو و گفتگو های واقعی و پنهانی بیازمایند. از دید غربی ها تحریم های کمر شکن می توانند با ایجاد گسترش شکاف بین مردم و حکومت و ایجاد اختلاف نظر در هیات حاکمه ، موثر واقع شوند. محسن رضایی اخیرا در مصاحبه ای اعلام کرده بود که پس از افزایش بهای ریالی دلار ، برخی از مسئولین ضرورت مذاکره با آمریکا را مطرح کرده بودند. بدینترتیب به نظر می رسد که تشدید مجازات های بین المللی توانسته ترک هایی در اجماع نظر بلوک قدرت پیرامون مدیریت منازعه هسته ای ایجاد کند.
اما حکومت ایران نیز استراتژی خودش را دارد. پیش از مذاکره رسما اعلام کرده است که به غنی سازی اورانیوم و تولید سوخت هسته ای ادامه می دهد. استفاده از عنصر زمان کماکان کارت اصلی بازی مذاکره کنندگان ایرانی است. آنها توافق بر سر مدالیته و چهارچوب مذاکره و تفاهم را به عنوان گام اول مذاکرات قبل از صدور اجازه برای بازدید مشروط از سایت پارچین مطرح کرده اند.
به نظر می رسد که بخش مسلط قدرت و به خصوص شخص رهبری با دوری از نقطه درگیری می خواهد به صورت تاکتیکی و مقطعی از سطح تنش ها بکاهد اما در عین حال این پیغام را به غرب بدهد که تحریم ها بی فایده است. از دید آنان غرب و اسرائیل دشواری زیادی برای توسل به جنگ دارند .بنابراین ایستادگی در برابر فشار ها ، تداوم برنامه هسته ای ،استفاده کنترل شده از تهدید های نظامی ، بزرگنمایی اقدامات تلافی جویانه ، حضور فعال در جنگ روانی و پیدا کردن راه های دور زدن تحریم ها تا اثبات بی فایده بودن تحریم ها ، می تواند آنها را در شرایط بهتری برای مصالحه و کسب امتیاز دریافت تضمین امنیتی قرار دهد. به گمان آنان ریسک زیاد جنگ باعث می شود تا غرب پس از استیصال در مواجهه با ناکارآمدی تحریم ها ،بهای بیشتری برای معامله با ایران بپردازد. مخالفت صریح روسیه با جنگ و افزایش تحریم ها از دیگر نقاط اتکاء حکومت است. البته روس ها بیشتر با طرح این مواضع می خواهند نقش موثر تری در معادلات جهانی مربوط به ایران پیدا کنند و امتیازات بیشتری در تعاملات خود بدست آورند. این دیدگاه که درد سر های بر افروختن شعله جنگی دیگر در خاور میانه از ایران مجهز به بمب اتمی بیشتر است طرفدارانی در نیرو های سیاسی و امنیتی غرب نیز دارد.
بنابراین در چنین فضایی مذاکرات جدید آغاز می شود. موضوع کلیدی سایت پارچین و گشودن آن به روی بازرسان آژانس است. احتمال پاکسازی پارچین از مواد رادیو اکتیو که با تکذیب شدید ایران همراه بود ، نگرانی ایجاد کرده است. اما از آنجاییکه تشعشعات رادیو اکتیو قابل از بین بردن نیست ، جابجایی های صورت گرفته ممکن است مربوط به محفظه فلزی مورد اشاره در گزارش ماه دسامبر آژانس باشد که مدعی شده بود در آنجا مواد منفجر قوی که معمولا برای شکافت اتم مورد استفاده قرار می گیرند ، آزمایش شده است. خوان اول مذاکرات حل ابهامات مربوط به پارچین است . در مراحل بعد توقف غنی سازی اورانیوم ، توقف فعالیت سایت فردو و انتقال اکثر ذخیره اورانیوم غنی شده در ایران به خارج موضوعیت پیدا می کنند.
به نظر نمی رسد که در تمام این حوزه ها توافق حاصل شود اما نتایج به گونه ای خواهد بود که ریسمان مذاکره پاره نشده و کماکان جنگ و برخورد نظامی در مرحله تهدید باقی بماند. به عبارت دیگر وضعیت ایران در ماه های آینده نه جنگ و نه صلح خواهد بود.
بررسی شرایط و عوامل مختلف نشان می دهد که مقامات جمهوری اسلامی بنای مصالحه در مقطع کنونی را ندارند و فقط می خواهند سطح تنش را کنترل کنند تا وضعیت بد تر نشود مگر آنکه تاثیرات منفی تحریم ها و تشتت در حاکمیت آنها را به سمت توافقاتی نظیر اجلاس سعد آباد در سال ۱۳۸۲ و به تعلیق در آوردن جنبه های حساس در برنامه هسته ای بکشاند.

درباره Afshari

در سا ل1352 در خانواده ای فرهنگی در شهر قزوین چشم به دنیا گشودم. پدرم دبیر ادبیات و صاحب یک هفته نامه محلی است. تا پایان دبیرستان در قزوین بر کشیدم. کتابخانه پدر پناهگاهم بود و ارتباط با دوستان و فامیل گرمابخش زندگی ام. به ورزش ، سیاست و مطالعه از ابتدا علاقمند بودم. کوهنوردی تا حدودی حرفه ای را از نو جوانی شروع کردم. در سال 1370 در رشته مهندسی صنایع دانشگاه پلی تکنیک قبول شدم. ورود به سیاسی ترین دانشگاه ایران فرصت تحقق به انگیزه ها و آرزو هایم بخشید. از فعالیت های فرهنگی در خوابگاه شروع کردم و سپس حضور در شورای صنفی دانشکده و سرانجام در انجمن اسلامی دانشجویان . در سال 1374 به عضویت شورای مرکزی انجمن اسلامی انتخاب شدم. در پایان آن دوره طعم اولین تجربه بازداشت و سلول انفرادی را در زندان توحید چشیدم . در سال1375 برای اولین بار به جمع شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت برگزیده شدم. همان سال مسئول بخش دانشجویی ستاد سید محمد خاتمی نیز شدم. برای راه اندازی راهی جدید شروع کردیم ولی پیروزی دور از انتظار غافلگیرم کرد. در سا ل1376 مجددا برای تحصیا در دوره فوق لیسانس به دانشگاه پلی تکنیک برگشتم . دو دوره دیگر را در شورای مرکزی انجمن این بار در مسند دبیری گذراندم. سال 1377 دوباره به مرکزیت دفتر تحکیم وحدت بازگشتم که تا سال 1380 ادامه یافت. تا سال 1379 به اصلاحات در درون قانون اساسی باور داشتم و همه هم و غمم را بر این پروژه گذاشتم. اما پس از تجربه نا فرجامی کوی دانشگاه ، زندانی شدن چهره های مورد توجه مردم و سرانجام از دستور کار خارج شدن دیدگاه انتقادی پیدا کردم وبعد به اصلاحات ساختاری و تغییر قانون اساسی گرایش پیدا کردم. شرکت در کنفرانس برلین راهی زندان اوینم کرد. بعد از دو ماه بازداشت موقت دوباره آزا دشدم ولی سخنرانی هی ارادیکال و بخصوص نقد صریح وبی پرده خامنه ای باعث شد تا همراه با مهندس سحابی اولین طعمه اطلاعات موازی در بازداشتگاه 59 بشوم. تجربه ای سخت و هولناک و توام با شکنجه های فیزیکی و روانی را از سر گذارندم. در میانه راه کم آوردم وشکستم . حاصل آن تن دادن به مصاحبه اجباری و توبه آمیز بود. بار سنگینی بود اما به لطف خدا توانستم خود را در درون بازداشتگاه بازسازی کنم و به مقاومت دوباره روی بیاورم. نتیجه جبران کار و افشاگری از دورن بازداشتگاه 59 بود. اما یازده ماه پشت سر هم در سلول انفرادی و انزوای گزنده آن سپری گشت. پس از آزادی با وثیقه 200 میلیون تومانی حکم دادگاه برلین قطعی شد و همراه با محکومیت یک ساله در خصوص کوی دانشگاه ، در مجموع دو سال را در بخش عمومی اوین گذارندم. پس از آزادی فوق لیسانس را تمام کردم و با همسر دوست داشتنی و یکی از بزرگترین سعادت های زندگی ام ازدواح کردم. دوباره در سال 1383 به عضویت شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت انتخاب شدم. پس از د و سال کار در محیط های صنعتی ، مجددا دادگاه انقلاب 6 سال حبس برایم صادر نمود. این مساله و همچنین برنامه ام برای ادامه تحصیا در مقطع دکتری پایم ر ابه مهاجرت کشاند. در سال 1384 از ایران خارج شدم .سه ماه در ایرلند بودم و بعد به آمریکا رفتم. اکنون کاندیدای دکتری در رشته مهنسدی سیستم در دانشگاه جرج واشنگتن هستم و به زندگی مشعول. در حوزه سیاسی ، نوشتاری و تحقیقات تاریخ معاصر فعال هستم. در کل اگر چه سخت خودم را می توانم مقید به جمعی خاص بکم. اما گرایش به روشنفکری دینی دارم. قائل به سکولاریسم به معنای تفکیک دین و دولت. هوادار لیبرالیسم سیاسی هستم اما در حوزه اقتصاد به سوسیالیسم را می پسندم. جهان وطنی وشهروند جهانی بودن نیز دیگر باور هویتی من ضمن پابندی و احساس غرور از هویت ملی ایرانی ام است.
این نوشته در سیاسی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.